۸ پاسخ

من از بابام... چون از وقتی ازدواج مجدد کرد کلا بود و نبود من براش فرقی نداره دخترم ی سالش بود ندیده بودتش من بردم دید حتی ی کادو تو دستش نداد به بچه. بعد هرچقدر گفتم بیا خونمون گف ن من با زنم میام گفتم نمیتونم شرمنده چون زنه خیلی بی حیا و فتنه اس زندگی مارو بهم زد منم ازش خوشم نمیاد. آخرین بار هم رفته بودم محل کارش ببینمش دیدم دختر اون زنه رو آورده پیشش کار کنه درحالیکه گفته بودم اگه کسی و خواستی بگو من بیام چند سال هم میرفتم پیشش کار و یاد گرفته بودم تا حدودی... حالا بدیش اینجاس منو کشونده گوشه میگه به اون دختر سلام دادی گفتم خیر از کی تاحالا آب ها سربالایی میره؟ اون از من کوچکتره گفتم اگه میدونستم اون اینجاس کلا نمیومدم. از اون به بعد هم دگ خبری نمی‌گیرم ازش

متنفر نیستم ولی دلخور اره
چون نزاشتن اون درسی که دوست دارم‌بخونم اون حرفه ای که دوست دارم ادامه بدم چون مدام‌میگفتن تو دختری نمیتونی اینکارو کنی تو دختری نمیتونی اونکارو کنی 😢😢😢😢
بخاطر این تبعیض جنسیتی از خیلی چیزا گذشتم و عقب موندم

وای من فک میکردم فقط خانواده شوهر بدن تا تاپیکای زیر رو خوندم🥲

وای فک نمیکردم پدر و مادر آدم انقد بد باشن خونواده من اصلا این جوری نیستن حتی خونواده همسرم

منم دل خوشی ازشون ندارم خیلی اذیتم کردن خیلی فرق گذاشتن خیلی خودخواهن به فکر خودشون بیش از حد از بچه هامون انتظار دارن ولی کسی ازشون چیزی نخواد من که ازشون راضی نیستم خیلی به ما آسیب زدن

چقدر پدر مادرت پدر مادر منن😐💔 دقیقا عاشق دو تا پسراش یعنی ماه ب ماه سال ب سال ما دو تا خواهر خونشون نریم اصلا براشون مهم نیست باورت میشه پنج سال سر سفره اونا نشستیم ما دو تا خواهر
چون اصلا براشون مهم نیست
یه قسمت و گفتم بقدری بدی کردن ک نگم برات

من هم از پدرم چون به زور ما رو شوهر داد همش مادرموکتک میزد موهای مارومیکشید مادرم مریض شد افتاد زمین گیر شد اونقدر کتکش زد تا خدا بردش پیش خودش ومن هیچ وقت حلالش نمیکنم

پدر ک ندارم فوت شده مامانم خدایی خوبه اما دوتا خواهر دارم متنفرم ازشون بمیرنم واسم مهم نیست

سوال های مرتبط

مامان ارسلان و آرمان مامان ارسلان و آرمان ۱۷ ماهگی