ادامه دندون پزشکی دخترم
یا فک میکرد صحته نرمالیه برام اب قنداوردن و بعد یک ساعت و نیم ک تموم شد گفتن بیاین داخل انیارو ب هوش اوردن بچم داغ داغ گوشه لبش زخم حالا قبلش بالم لب زده بودم ک لبش خیلی کش نیاد حالا تموم شد گف الان بدنش داغه تو پتو بپیچش ک سردش نشه سرمانخوره من خرم گفتم حله گف کولر روشن نکن گفتم حله دخترمو اوردم توگرما با پتو گذشت بچم خوب بود از ساعت ۴ ک بچم خوابید ۶نیم ۷ پاشد شزوع شد تب بالا ۳۹ درجه میزنگم مطب میگه طبیعیه فلانه گفتم گمشو بابا زنگ زدم دکترش ک بچم بالا میاره تب بالا اینااسهاله گف گرما زده شده دکترش نبود ک بردم فیروز ابادی قد گاو نمیفهمید بعدش تبش نمیومد پایین اشتها صفر اسهال شدید تا فرداش خودم یجوری حلش کردم بردمش دکترش ی سرم داد خداروشکر بهتر شد باز دیدم اقا اسهالش کنترل نمیشه یوموگی داد حل شد حالا امروزم دلدرد یعنی دهن من سرویس شد بد سرویس شد منی ک خودمو میکشتم لاعر بشم نمیشدم بقران تو ی روز دو کیلو کم کردم خانوما خیلی سخته واقعا سخته رفتین دندون درست کنین بعدش تو پتو نپیچین بچتون داغون میشه من تجربه خیلی خیلی خیلی خیلی بدی تواین چن رو گذروندم خدا سر دشمنمم نیاره

تصویر
۷ پاسخ

مگه بیهوش کرد دختر منم دوتا دندون درست کرد یکی پر گرد یکی روکش کرد بعدش با پای خودش اومدیم خونه

عزیزم هزینش چقد شد

وای خدایا منم می خوام ببرمش دندون پزشکی ولی خیلی می ترسم

قرص یوموگی نمیتونی بش بدی اسهالش بگیره!؟
کته برنج وماست درست کن بهش بده پوره سیب
زودی خوب میشه نگران نباش عریزم
دندوناش پوسیدگی داشتن!؟

یکی از دوستای من تو گهواره ۲ روز پیش دهارشو برد دندونپزشکی اونم میگه بچم شبا تب میکنه دیگه نمیدونم اونم پتو پیچیده یا نه

شاید ویروس گرفتش ایجوری شد

عزیزم امیدوارم زودتر خوب بشه چقدر سخت گذشته ☹️🤕

سوال های مرتبط

مامان آنیا مامان آنیا ۲ سالگی
خب خب بالاخره بعد چن روز و استرس و اشک رریختن شیانه روزی من وقتش تجربه امو درباره دندون پزشکی دخترم درمیون بزارم من چن روز پیش برا دندون دخترم از سارا شفیعی ک کامرانیس وقت گرفتم یکشنبه ۶ صبح وقت داشت از ۱۲ شب ک شام خورددیه چیزی بش ندادم تا فردا ک نوبتش شد رفتم اونجا دیدم ی بچه ی سالم هس یچی جالب تر منکه شبش نخوابیدم اصن موقعی ک دخترمو اماده کردم خواب بود بردمش بیرون موقعی ک خواسم درو ببندم دخترم پاشد باخونه با وسایلش خداحافظی میکرد حالامن این حرکتو دفه ادل بود ازش دیدم حالامنو میگی استرسم بیشتر شد بغض داشت حفم میکرد خلاصه نشستم توماشین دیدم نخیر اصلا طاقتم نمیاداشکام همینجوری شدید میومد ولی دخترم تو بغلم خواب بود میترسیدم از مواد خواب اور و اینا رفتم اونجا دیدم ی بچه ی سالم هس بیچاره ۸تا دندونشو داشت درست میکرد اون تموم شد نوبت دخترمن شد منو بابام بردیم داخل یعنی یک دو سه رگشو پیداکرد امپولو تزریق کرد بچم خوابش برد اصن ادنجوری بیحال دیدمش حالم داغون شد بابام گذاشتش رو صندلیو اومدبم بیرون اخ قلبم تو دهنم میکوبید حالا بعد دو دقه صدام کرد داحل ک بیا ببین بچت حالش خوبه منو میگی چشاشم سیاهی رف اون صحنه رو دیدم چشاشو چسب زده بودن دماغش شلنگ وصل بود از صورت کوچولوش فقد دوتا فک دندوناش زده بود بیرون چون ی چی کرده بودن تو دهنش خو لعنتی کی دوسداره بچشو تواون حال ببینه وااااای خیلی بد بود یعنی بدترین صحته تویی عمرم بود فک کنم همه پدر مادرو رو تواین وصعیت میبرد داخل ک بیشتر حواسشون باشه یاچی فازش چی بود