خب خب بالاخره بعد چن روز و استرس و اشک رریختن شیانه روزی من وقتش تجربه امو درباره دندون پزشکی دخترم درمیون بزارم من چن روز پیش برا دندون دخترم از سارا شفیعی ک کامرانیس وقت گرفتم یکشنبه ۶ صبح وقت داشت از ۱۲ شب ک شام خورددیه چیزی بش ندادم تا فردا ک نوبتش شد رفتم اونجا دیدم ی بچه ی سالم هس یچی جالب تر منکه شبش نخوابیدم اصن موقعی ک دخترمو اماده کردم خواب بود بردمش بیرون موقعی ک خواسم درو ببندم دخترم پاشد باخونه با وسایلش خداحافظی میکرد حالامن این حرکتو دفه ادل بود ازش دیدم حالامنو میگی استرسم بیشتر شد بغض داشت حفم میکرد خلاصه نشستم توماشین دیدم نخیر اصلا طاقتم نمیاداشکام همینجوری شدید میومد ولی دخترم تو بغلم خواب بود میترسیدم از مواد خواب اور و اینا رفتم اونجا دیدم ی بچه ی سالم هس بیچاره ۸تا دندونشو داشت درست میکرد اون تموم شد نوبت دخترمن شد منو بابام بردیم داخل یعنی یک دو سه رگشو پیداکرد امپولو تزریق کرد بچم خوابش برد اصن ادنجوری بیحال دیدمش حالم داغون شد بابام گذاشتش رو صندلیو اومدبم بیرون اخ قلبم تو دهنم میکوبید حالا بعد دو دقه صدام کرد داحل ک بیا ببین بچت حالش خوبه منو میگی چشاشم سیاهی رف اون صحنه رو دیدم چشاشو چسب زده بودن دماغش شلنگ وصل بود از صورت کوچولوش فقد دوتا فک دندوناش زده بود بیرون چون ی چی کرده بودن تو دهنش خو لعنتی کی دوسداره بچشو تواون حال ببینه وااااای خیلی بد بود یعنی بدترین صحته تویی عمرم بود فک کنم همه پدر مادرو رو تواین وصعیت میبرد داخل ک بیشتر حواسشون باشه یاچی فازش چی بود

تصویر
۹ پاسخ

میگم پسر من دندونای جلوش روش لکه سفید افتاده دوتا بالایی هرشبم مسواک میزنه و اصلا شیر نمیخوره بنظرت شروع پوسیدگیه ؟ میخوام این هفته ببرمش چکاب دندون

حواست باشه ی دکتر دختر منو الکی گف ۶ تا عصب کشی با بیهوشی بعدا فهمیدیم الکی همه رو بیهوش میکنه برای پول ی دکتر خوب و باوجدان پیدا کردم گف سه تا ترمیم با بی حسی خودش ی کاری کردک همکاری کرد بقیشم گف میفته

بخاطر اینه که شیر شبو قطع نکردیم باید از ۶ماهگی قطع کنیم شیرشب رو من پسرم تا صبح شیر منو میخورد تا ۲سالگی دندوناش خراب شد ولی دخترم تا دندونش زد بیرون قطع کردم شیرشب رو

گلم چه قدر گرفت هزینه ؟

دکتر خوب بود؟ چرا اینقدر زود دندونش خراب شده

الهییی بمیرممم .. عزیزم برای جی دخترتونو میبرین دندون پزشک ؟؟

عزیزم میفعمم چی میگی درکت میکنم من خیلی این صحنهارو دیدم تجربه کردم
خداروشکر. گذشت🥺🌹🌹🫀

دختر کوچیکه منم د‌وسالونیمشه دندان جلویی هاش خرابه ولی نمی‌دونم چیکار کنم هنوز که دردنمیگیره میگم همونجوری بمونه میترسم‌از دندانپزشکی اونجوری بمونه میگم مشکلی ایجاد میکنه موندم چیکارکنم

عزیزم دختر دوسالتون دندوناش خراب بود؟

سوال های مرتبط

مامان آنیا مامان آنیا ۲ سالگی
ادامه دندون پزشکی دخترم
یا فک میکرد صحته نرمالیه برام اب قنداوردن و بعد یک ساعت و نیم ک تموم شد گفتن بیاین داخل انیارو ب هوش اوردن بچم داغ داغ گوشه لبش زخم حالا قبلش بالم لب زده بودم ک لبش خیلی کش نیاد حالا تموم شد گف الان بدنش داغه تو پتو بپیچش ک سردش نشه سرمانخوره من خرم گفتم حله گف کولر روشن نکن گفتم حله دخترمو اوردم توگرما با پتو گذشت بچم خوب بود از ساعت ۴ ک بچم خوابید ۶نیم ۷ پاشد شزوع شد تب بالا ۳۹ درجه میزنگم مطب میگه طبیعیه فلانه گفتم گمشو بابا زنگ زدم دکترش ک بچم بالا میاره تب بالا اینااسهاله گف گرما زده شده دکترش نبود ک بردم فیروز ابادی قد گاو نمیفهمید بعدش تبش نمیومد پایین اشتها صفر اسهال شدید تا فرداش خودم یجوری حلش کردم بردمش دکترش ی سرم داد خداروشکر بهتر شد باز دیدم اقا اسهالش کنترل نمیشه یوموگی داد حل شد حالا امروزم دلدرد یعنی دهن من سرویس شد بد سرویس شد منی ک خودمو میکشتم لاعر بشم نمیشدم بقران تو ی روز دو کیلو کم کردم خانوما خیلی سخته واقعا سخته رفتین دندون درست کنین بعدش تو پتو نپیچین بچتون داغون میشه من تجربه خیلی خیلی خیلی خیلی بدی تواین چن رو گذروندم خدا سر دشمنمم نیاره
مامان ♡آقا علیرام♡ مامان ♡آقا علیرام♡ ۳ سالگی
اون مدتی که علیرام توی بیمارستان بود چیزایی به چشمم دیدم ک تا الان ندیده بودم
اتاق بغلی علیرام ی بچه ی ۵ماهه بود ک یسره تشنج میکرد و مامانش کلا تنها بود و همه ی فامیلاشون از جمله شوهرش رفته بودن کربلا
هرسری بهش سر میزدم داشت گریه میکرد
آخرش هم اعزام شد ی شهر دیگ🥲
روز پنجم هم بود ک ی بچه ی پنج ماهه دیگ رو آوردن ک سنگ کلیه داشت حالا نمیدونم تشخیص درست داده بودن یا نه
اما بچه کلا درد داشت و گریه میکرد
یا ی بچه ی دیگه ک اونقدر رگ نداشت از پاهاش رگ میگرفتن
وای ک چقد وحشتناک بود
ی شب قبل از مرخص شدن علیرام،دستشو تکون داد آنژیوکت درومد
پسرمو بردن اتاق پانسمان و تزریقات
نمیدونم برای بار چندم ازش رگ گرفتن
علیرام مثل بیدار می‌لرزید و گریه میکرد
منوهم از اتاق بیرون کردن
توی راهرو راه میرفتم و فقط گریه میکردم و میگفتم خدایا زودتر ازینجا خلاص بشیم
و الان که خونمونیم پسرم زندگیمو به گند کشیده
فرش هال رو کثیف کرده
براش شن بازی خریدم و همه ی خونه رو پر کرده و اتاق خودش جا نیست پاتو بزاری و منم ی سره در حال تمیزکاریم
ولی دیگه مهم نیست
اینا رو گفتم ک تا بچه ها سالمن قدرشون بدونیم خدایی نخواسته وقتی بخواد کار آدم ب بیمارستان بکشه تازه میفهمی چه نعمتی داشتی و قدرشو ندونستی❤️‍🩹