۲۲ پاسخ

حرص ادم‌رو‌با این حرفاتون‌در میارید‌خب وقتی‌ماه اخری ..بلند‌شدی تخت خیس شده‌خب‌مشخصه کیسه ابه...‌بنظرت باید غیر ‌از بیمارستان‌کجا بری ....

زایمان کردی عزیزم

احتمال زیادکیسه اب پاره شده عزیزم اگه دردی چیزی نداری حتما باید بری بیمارستان

هزار درصد کیسه اب هس. همگی این میگنن

کیسه اب هسس

کیسه ابت پاره شد برو زود

عزیزم تازه رفته بودی ۳۹

کیسه ابته خودتو برسون بیمارستان

کیسه ابت پاره شده حتما برو زایشگاه

گلم احتملا کیسه آب بوده

برو بیمارستان کیسه ابت حتما پاره شده

کیسه آبته عزیزم.. فکر کنم بهتره بری بیمارستان

آره زودتر برو بیمارستان
اگه درد بگیرتت مجبور میشی طبیعی زایمان کنی!!!

بیمارستان سری برو

زایشگاه احتمالن کیسه آبته عزیزم ۳۹هفته ای چقد دیقه میخوای بمونه

کیسه ابته.. وسایلاتو جمع کن برو بیمارستان . نگران نباش میگن تا ۴ ساعت اتفاقی نمیفته

کیسه ابه گلم پاشو برو بیمارستان

کیسه آبته دختر پاشو برو بیمارستان

احتمالا کیسه ابته عزیزم برو بیمارستان حتما

شاید کیسه آبت بوده جمع کن برو زایشگاه

خب ببین تخت خیس شده بعد پاشو برو بیمارستان احتمال کیسه آبه

چیکار کنم حالا کسی تجربه داره؟ 😭

سوال های مرتبط

مامان سه دسته گل مامان سه دسته گل ۱۲ ماهگی
#تجربه زایمان
پارت سوم
ساعت ۱۰و۱۰دیقیه بود ک از نخاع بی حس شدم
ساعت ۱۰و۱۵دقیقه شروع کردن
۵دقه ضدعفونی و اینا کردن
بعدش هی شکمم تکون مبخورد و انگاری کشیده میشد،ولی هیچ دردی حس نمیکردم،فقط احساس اینکه یه سنگینی از زیر قفسه سینم برداشته میشه و شکمم داره خالی میشه رو داشتم،ولی درد اصلا....
ساعت ۱۰و۳۰دقیقه صدای گریه ی قل اول و شنیدم،بهم نشونش دادن داشت گریه میکرد،سریع گیره و اینارو زدن،ساعت ۱۰و۳۱دقیقه هم حس کردم یه چیز دیگه از شکمم خارج شد ولی گریه نکرد این قلم،خیلی ترسیده بودم چون ضربان قلبش افت پیدا کرده بود گفتم چیزیش شده حتما
دکتر یه ضربه کوچیک زد پشتش و قل دومم شروع به گریه کرد
بهترین حس دنیا رو تجربه کردم
اولیش یکسال و نیم پیش برای دخترم بود ولی اون طبیعی بود
دومیش پسرا و سزریان
بچه هارو بردن بیرون ک چک بشن و بیارنشون،چون خیلی سرد بود اونجا
دکتر گفت تموم شد و شروع به دوخت رحمم کردن
من هیچی حس نکردم اصلا،ولی شکمم مثل ژله شده بود و تکون تکون می‌خورد هی،کشیده شدنش و حس میکردم,ولی هیچ دردی نداشت اصلا
ده یا ۱۵دقیقه هم دوخت شکمم طول کشید،فشار هم دادن یکم ولی من هیچی حس نکردم
پسرامو آوردن دوطرف صورتم و چسبوندن بهم,همه رو دعا کردم انشالله به راحتی زایمان کنن یا هرکس چشم انتظاره خدا این حس ناب و قسمتش کنه
بعدش بردنشون بیرون و گفتن باید برن زیر اکسیژن
خیالم ار بابت سلامتی‌شان راحت شدا بود و دیگه شروع کردم به بررسی اطرافم😁