۱۶ پاسخ

بدذات صفت جالبی نیست برای بچه

اره یکی توی فامیل همسزم هست زرنگ و بدجنس قایمکی حواسم بهش بود خیلی دو رو جلوی بقیه با بچه ها خوب بود دور از چشم بزرگترا بچه هارو میزد اصلا تعجب کردم یه زبووونی هم داشتتتت عجیب

اگه پدر مادرش خوبه پس به کی رفته؟

ماهم تو فامیل شوهرم داریم ولی پدر مادرش همین جورن حالا نوبت این بچه شده ۶ سالشه قشنگ دیدم با چشمام
چندتا بچه دارن بازی میکنن بازیشونا هم میزنه میگه به بچه که با ارشا (پسر من بازی نکنن )ایقدر بچم حرص میخوره یه کارها میکنه این بچه که بهش نمیاد ۶ سالش باشه ذات خراب خراااب

منم دیدم از نزدیکانم هست..۵سال درگیرشم مرتب میبنمش...بارها به پدرمادرش تذکر دادم ولی نمیپدیرن و ازش دفاع میکنن.
اون از بچها من بزرگتره چندسال..ولی همیشه میزنشون دعوا میکنه...بعد پدرمادرش میگه چ اشکال داره بچن دیگه دعوا کنن....
اون ۱۰سالشه...۵سال از بچها من بزرگتره

اینا خرده ستمکارانند(اسم یه فیلم بود ک موضوعش بچه های بد جنس بود )

البته که تربیت پدرومادر هم خیلی تاثیر داره روی رفتاربچه

اره عزیزم دختر عمم،به قول شما تو خونشه

واای نگووو ..باز اونی که تو نظرمه مامان باباش و خواهر برادرش یه دفاعی میکنن پشتشن که نگووو..ازار و اسیب از بچشونه ولی همیشه بقیه رو مقصر میکنن و بد میگن

آره منم زیاد دیدم

آره عزیزم دیدم زیادم دیدم البته که برمیگرده به تربیت بچه
مثلا ی جا دعوت بودیم تولد بود آخری به همه بادکنک دادن بادکنک دختر من با دو نفر دیگه صورتی بود .بعدش یکی از اون دخترا بادکنکش ترکید خیلی دختر لوس و لجبازی هم هست شروع کرد به گریه که چرا اونا صورتی دارن من ندارم
خلاصه اینقدر گریه کرد که آخرش مامانش ی سوزن ته گرد داده بود دستش که برو بزن بادکنک اون دوتا رو بترکون چون تو نداری اونا هم نداشته باشن اونم یواشکی اومده بود بادکنک ها رو ترکوند بعدش با بدجنسی میخندبد
اگر این شرایط برای دختر من بود من میگفتم اشکال نداره بادکنک میترگه همه رنگا قشنگن خلاصه جوری قانعش میکردم نه اینکه بدترین راه یاد بچم بدم خلاصه بچه بد ذات تا دلت بخواد دیدم

اره منم خیلی دیدم

آره دیدم منم همچین بچه ای

دوستان اگه بخاین برین بیرون حدود ۱۰نفر بزرگ ۱۰تا کوچیک چی میبرین ؟غذا نباشه

وااای من بچه دیدم داخل پارک نگاه من میکرد منم زیر چشمی حواسم بهش بود بعد میدید نگاش نمیکنم دخترمو نیشگون میگرفت بعد دخترم دعواش کرد گفتش نکن برو اونور خودمم دعواش کردم تا رد شد

چیکارمیکنه مگه

سوال های مرتبط

مامان رویسا دخترم 🌹 مامان رویسا دخترم 🌹 ۵ سالگی
شیر خشک
پوشک
فرزندپروری
بچم
مامانا میگم من از کارخونه و بچه داری خوشم نمیاد غذاها یا از بیرونه یا حاضری تن ماهی ای کنسروی سوسیسی نوت و پنیری چیزی برا شام یا خونه مامانمیم واسه تمیزی اساسی خونه ام ماهی یکبار کمکی میاد خودم اساسی اصلا تمیز نمیکنم قبل بچه اصلا اینجوری نبودم از وقتی بچم اومده پنچرم قبل بچه ۱۴سال ورزش میکردم الان متنفرم از ورزش کلا دوس ندارم وقتی یه بچه ی بیش فعال شیطون و متفاوت تو خونه هست با استرس آشپزی کنم چون یه لحظه ازش نمیشه چشم بردارم چون یه گندی میزنه هر روزم میام خونه مامانم چون تنهایی از پسش بر نمیام صبح که با شوهرم میرم کارگاه این میره کلاس ولی واقعا دارم رد میدم شوهرمم بهم سخت نمیگیره میگه تو نمیخواد کاری کنی تو فقط حواست به رویسا و پدر و مادرت باشه برا من یه دنیا میارزه چون من تک فرزندم هستم و پدر و مادرم فقط منو دارن شوهرمم عاشق پدر و مادرمه کلا تمام زندگیم شده این بچه حتی ماهی یکبار رابطه نداریم حس میکنم زندگی مزخرفی شده چیکار کنم ؟ چجوری در کنار بچه به خانه داریم برسم ؟