۸ پاسخ

من حرصم میگیره دختر همسایمون بزرگه شاغله هی پسرمو میبینه لپاشو فشار میده هی با لبای رژ زده مثل چی تندی ماچ و ماچ دیگه رو گذاشتم کنار بلند صدا زدم که بسته دیگه من مادرشم اینطوری بوسش نمیکنم اصلا چه معنی داره تا میبینی صورتشو بوس میکنی و میدونی قلقلکیه هی فشار میدی برات بخنده دست و پای بچه رو بوس کن گفت خوب حالا من دوستش دارم چکار کنم تا میبینمش دوست دارم بچلونمش گفتم بچلون ولی نه صورت دست و پاش بوس کن
از بس بدم میاد کسی صورت بچه رو انگولک کنه حالا بیرون رفتنی نگاه میکنم تو دیدم نباشه میرم و میام

همه بچه ها انگاری تو یه ماهی قرار میگیرن اینطوری هستن پسرمن تو خونه هستیم یکی تو خیابون سرفه کنه از تو اتاقم باشه تندی میاد سمت من و میچسبه بهم سرشو میکنه تو ارنج یا پاهام ای خدا چقدر صحنه خوشمزه ای هست اما منم نگران ترسش بودم ولی انگاری همه اینطورین

فرازم همینه

دختر منم کوچیک بود از اسباب بازی صدا دار میترسید

دختر منم همینطور بود هیچی دیدیم میترسه دیگه جلوش روشن نکردیم تا اینکه الان بزرگتر شده عقلش رسیده نمیترسه شما هم فقط صبر کن بزرگتر بشه ترسش میریزه فقط الان از هرچی ترسید هی جلو چشش نذار که تشدید بشه

صداش زیاده بافاصله ازش روشن کن، شاید یهو روشن میکنی بچه شوک میشه میترسه

دختر منم گریه میکنه ازترس

چقددخترمنه🤣🤣🤣من سوت کفشاشودراوردم اسباب بازیاشم باطری نمیندازم

سوال های مرتبط