#تجربه زایمان طبیعی-پارت هفتم

خب دیگه ساعت شد ۴ و من هنوز درد دارم میکشم
۴ ساعت دررررررد که هی میگرفت و ول میکرد
میگرفت و ول میکرد
دیگه ماما گفت به حالت توالت ایرانی بشین زور بزن
بعد گفت سجده کامل برو زور بزن
نیم سجده
دیگه داشتم واقعا کم میاوردم
خیلی فشار بدی بود
قشنگ زور میزدم که مدفوع کنم(یه چیزی هم بگم بچه ها- من جون تاریخ زایمانمو‌میدونستم از دو سه روز قبل فقط غذاهای ملین خوردم و شربت لاکسی ژل و روده م تخلیه تخلیه بود-بخاطر همین بدون واهمه میخوردم و میگفتم کووووووو تا حالا اینا بره تو معده و بعد بره تو روده تا اونموقع من ده شکم زاییدم😁)

خلاصه که من زور میزدم و هیچ
میگفت زور نمیزنی
دیگه نمیدونم چی شد و چطور شد که به یه خدماتی گفت بیا ببریمش اتاق زایمان
و قیافه من اینجوری که هوراااااااا😍
رفتم کنار تخت زایمان
تقریبا شبیه تختای معاینه تو مطبا هست که دوتا جا داره پاتو بزاری روش
فقط بزرگتره
قشنگ گنبد و بارگاهیه برا خودش 😅
ماما گفت از لبه تخت بگیر چند تا اسکات بزن و بعد برو بالا
زدم و رفتم بالا
گفتم الانه که بچه بیاد
دیدم که خیرررررررررر همون بساط روی تخت اینجا برقراره🤦🏻‍♀️
زور و سر خم توی سینه و زیر زانو رو بگیر و دست بکن داخل و فلان و اینا

۱۳ پاسخ

بعدشش

بقیه اش

عزیزم ادامشم بزار

خب بعدش😍🥺..

بقیش بگو

ای بابا بقیه ش چی

چقدر سختتت

خببببببب 😍

زور زدن مثل وقتی هست ک یبوست داری زور میزنی یا زور زدن زایمان فرق میکنه بلد بودن میخواد یا نه آخه من تو خونه چند بار تکرار کردم زور زدم ب مقعدم بیشتر فشار میاد تا واژن اینجوری دستشویی میکنم ک

لامصب بدترین پوزیشن رو کمر خوابیدن و زاییدن

وای چه سخته زایمان طبیعی من توان این همه زور زدن ندارم همین الان سرپا وامیسم کمر درد می‌گیرم حالم بد میشه سر گیجه میگیرم چه برسه اینجوری زور بزنم🤕🤕تازه فردام میخام برم بیمارستان بگم تموم شد دیگ۴۰ هفته

غذای سبک چی خوردی؟؟

........

سوال های مرتبط

مامان برسام🐥 مامان برسام🐥 ۴ ماهگی
ساعت ده شب به دکترم گفتم میخوام برم دشویی گفت برو بشین چهار تا زور که زدی رو دشویی میبرمت اتاق زایمان رفتم نشستم و زور زدم خیلی درد داشت سر بچه حسابی داشت فشار میاورد به واژن و معقد دکتر میگفت تو معقد که فشار زیاد شد یعنی زایمانت نزدیکه دیگه از دشویی مستقیم رفتم اتاق زایمان ، یه اتاق با دوتا تخت که خالی بود رفتم رو اولی و لبه تخت نشستم و یه ماما سمت چپم اومد وایساد و دکترم روبروم نسشت و گفتن زور بزن منم داد و زور همزمان میزدم هی میگفتن یکی دیگه محکم تر محکم سر بچه رو میبینم دکتر میگفت داره برامده میشه و من هی زور میزدم میگفت فایده نداره محکم تر که با چند تا زور و داد دیگه میگفتم نه نمیتونم نمیتونم دیگه زور ندارم که میگفتن داد نزن زورت میره به دادت منم میگفتم نمیتونممممم🤣🤣🤣 وای مرگو دیدم خیلی درد داشت واقعا دیگه ماما سمت چپم داشت فشار میاورد از بالای شکمم به سمت پایین که بچه بیاد که وقتی گفتم نمیتونم یه ماما دیگه هم اومد سکت راستم و با هم دوتایی شکممو فشار میدادن و دکتر هم از پایین حواسش بود
مامان کایرا✨️ مامان کایرا✨️ ۱۰ ماهگی
مامان دخترم🩷🐣 مامان دخترم🩷🐣 ۱ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی پارت ۴من از ساعت دوازده تا ساعت سه شدم هفت سانت و هر لحضه هم داشت بیشتر میشد و یهو دردام تغییر کرد یهو از کمر درد و دل درد تبدیل شد به فشار به واژنم و حس مدفوع راستی یادم رفت بگم من توی سه سانت کیسه آبم پاره شد موقعی که ماما داشت معاینم میکرد کیسه آبم ترکید ساعت سه منو به حالت سجده روی تخت درآوردن و گفت نیم ساعت اینجوری بمون که واقعا سخت بود و گریه میکردم توروخدا برگردم ماما میگفت نه تحمل کن دیگه از سه و نیم که ماما جدید اومد پروندمو تکمیل کرد هی میومد کنارم دستمو میگرفت کمرمو ماساژ میداد و وقتی که دیگه فشار به واژنم شروع شد بهم گفت اگه بتونی به حالت نشسته دستشویی ایرانی دربیای خیلی کمک میکنه تو دردات و پایین اومدن سر بچه خودش هی کمکم میکرد روی تخت مینشستم و موقعی که درد میومد باهام کمک میکرد نفس بکشم و بهم میگفت زور بزن تو پایین تنه فشار به سرت نیار همه فشار رو بیار به پایین تنه گذشت تا ساعت چهار و نیم که دکتر اومد بالای سرم معاینه کرد و گفت دخترم سر بچه تو دستمه موهاشو میبینم خوب زور بزن که تمومه چیزی نمونده ....
مامان آرتین وآریا💫 مامان آرتین وآریا💫 ۱ سالگی
مامان مهراد مامان مهراد ۱۶ ماهگی
دردام همونطور بود بیشتر به کمرم فشار میومد و تازه شکمم هم داشت درد میگرفت. خلاصه رفتم بالا با ماما همرام در حد نیم ساعت نشد ورزش کردم سجده باز و اینا رفتیم یهو گفت دیگه هر وقت دردت گرفت باید زور بزنی فول شدی من باورم نمیشد میگفتم دروغ میگی من قراره تا صبح درد بکشم گفت ن بابا من ساعت ۱۲ میرم خونه😅توی درد ها. اول خوابیده زور میزدم بعد گفت به پهلو زور بزن خم شو توی شکمت همونطوری که تو دوره آنلاین هم یاد گرفته بودم و میدونستم باید چیکار کنم و در آخر تو حالت دسشویی ایرانی گفت زور بزن اینطوری خیلی راحت تر بود با چندتا زور تو این حالت گفتن کرون کرده بریم رو تخت زایمان .اونجا هم با چندتا زور عمیق به واژن بچه در اومد خودشون هم تعجب کردن میگفتن خیلی خوب بود ساعت ۱۱ و نیم بچم بغلم بود 🥲🥹🥹بخیه های داخلی رو نمی‌دونم اما از بیرون ۴ بخیه خوردم .و درد خیلی شدیدی که داشتم همون نیم ساعت اخر بود.اینم بگم من هموروریید از قبل بارداری داشتم دیسک کمر و گردن داشتم و افتادگی دریچه میترال
برا همین فکرشم نمی کردم بتونم طبیعی بیارم اما خداروشکر هموروئیدم الان اصلا درد نمیکنه چون تا جایی که تونستم زور به مقعد ندادم
کمرم هم همینطور .فقط بعد زایمان تپش قلبم بالا بود که بعد دو روز با مایعات زیاد ک خوردم حل شد.
مامان 🐣تیارا 🐣 مامان 🐣تیارا 🐣 ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۵
ساعت ۹ نیم من شدم ۷ ساعت بهم گفت برو رو تخت حالت سجده پاهات رو جم کن تو شکمت برای یه گاز بی حسی بود نمیدونم چی بود اونم وصل کرد گفت زود زود نفس بکش خیلی سخت بود درد هام واقعا وحشتناک بود همین حالت بودم که مامانم اومد تو اتاق وضعیت منو که دید زد زیر گریه واقعیتش منم این گاز باعث شده بود گیج شده بودم مامانم رو دیدم ولی نتونستم باهاش حرف بزنم همون لحظه بود زور زدن هام شروع شد مامانم رو فرستادن بیرون بهم گفت بلند شو برو روی اون یکی تخت من با همون گیجی ام رفتم رو تخت بهم گفت زور بزن ولی جیغ نکش خودتو اذیت میکنی منم واقعا حال جیغ زدن نداشتم بی صدا شروع کردم زور زدن گفت موهای سیاهش رو دارم میبینم 🥺🥰 اینم بگم صبح تو سونو گرافی بهم گفت بچت ۲۸۰۰ وزنش خلاصه من ۱۰ سانت که شدم دردام کم شد پاهام رو با دست هام گرفته بودمو زور میزدم راستی کیسه ابمم سوراخ شده بود
هی زور بزن یه امپول بی حسی زدن دور واژنم که برش بزنن و راستش من اصلا برش رو حس نکردم ماما همراهم گفت یه زور خوب بزنی به دنیا اومده بدو دخترم تو میتونی من با تمام وجود زور زدم دخترم اومد تو لوله گیر کرد من زور زدنم نمیومد😑😨 تو اتاق پر دکتر و پرستار بود یکی از دکتر ها داد زد بدو بچه بد جای بدو زور بزن منم تا جون داشتم زور زدم
مامان علی رضا مامان علی رضا ۴ ماهگی
شب تا صبح پنج دقیقه تا ده دقیقه درد می‌گرفت ول میکرد
صبح ساعتها ۶ ماما بیمارستان اومد گفت پاشو یکم ورزش کن بعد یه کوچولو ورزش کرد نیم ساعت بعد اومدن معاینه کردن گفتن ۳ سانتی دیگه گفتن ۴ سانت شدی زنگ میزنیم به ماما همراهت
دیگه یکم پیاده روی کردم و ورزش دوباره یکساعت بعدش دردام شد سه دقیقه ای اومدن معاینه گفتن ۴ سانتی زنگ زدن به ماما همراهم یه نیم ساعت بعدش رسید تا رسید شروع کرد نقاط فشاری رو ماساژ دادن بعد گفت بریم سرویس یه شیاف برای مقعد گفت بزار بعدش گفت ده دقیقه باید باشه رفتم بیرون یکم حرکت اسکات انجام دادم گفت موقع انقباض اسکات بزار دیگه من اسکات میزدم ماما ماساژ میداد دیگه گفت حس مدفوع داشتی بگو بریم سرویس بعد چند تا اسکات رفتیم سرویس مدفوع کردم بعد همونجا آب داغ باز کرد گرفت روی شکمم بعد دردام شدید تر شد دیگه گفت بریم روی تخت نقاط فشاری رو ماساژ میداد بعد خیلی دردام بیشتر شدن معاینه که شدم گفت ۸ سانت شدی ماما گفت حالا سجده برو چند تا حرکت زدم دردام زیاد شد و یه حس حالت مدفوع داشتم ماما معاینه کرد گفت فول شدی چند تا زور بزن بعد بریم روی تخت زایمان چند تا زدم و دیگه گفت سریع بریم با ویلچر بردنم رفتم رو تخت زایمان گفت دردت گرفت زور بزن تا دردم گرفت دوتا زور زدن بعد گفت حالا فوت کن دیگه بچه اومد بیرون و تمام دردام تموم شد و صدای قشنگ پسرم پیچید و بعد اومدن گذاشتن روی سینه ام و همه دردام فراموش کردم
مامان پناه مامان پناه ۴ ماهگی
پارت 6️⃣ از تجربه زایمان طبیعی
خلاصه ساعت ۶و نیم ، ۷ غروب اینا بود که فک کنم ۵،۶ سانت بودم امد برام یه امپول زد گفت برای درده یکی تو سرم زد یکی تو باسن پرسیدم امپول فشاره گفت نه امپول فشار برات نزدیم ماشاالله پیشرفت خوبی داری درسته امپول زد که دردم اروم شه نمیدونم هم چه امپولی بود اما اصلا تاثیر نداشت و جیغ و داد من همچنان پابرجا بود ۷ و نیم اینا بود که فک کنم ۶ سانت بودم و امد با یه سیخ پلاستیکی مخصوص کیسه اب رو زد و رفت و دردای من بیشتر و بیشتر میشد و ماما بهم گفت بذار کمکت کنم و با دست دهانه رحمم رو باز کرد دو سه بار زور زدم بار اول گفت خب افرین شد هشت و بار دوم شد ده و من فول شدم اما بچه هنوز بالا بود دیگه خود دکتر امد و بهم گفت موقع انقباض زیر رون پاتو بگیر اصلا جیغ نزن فقط زور بزن سرت رو بیار بالا و به پایین نگاه کن و برام اکسیژن گذاشتن تو بینیم چند بار اول هنوز دستم نبود چطور زور بزنم اما بعد کم کم فهمیدم اما بچه بالا بود برا همین ماما مجبور شد موقع درد زمانی که من زور میزنم اونم از بالا شکمم رو فشار بده درد داشت و نفسمو میگرفت و همین که درد نداشتم اونا هم فشار نمی اوردن و منم زور نمیزدم فقط زمان درد
پرسیدم چقدر دیگه زایمان میکنم گفت چون شکم اولی ۴۵ دقیقه حدودا منم همکاریم خوب بود خلاصه با کلی فشار و زور بلاخره سر بچه کامل آمد پایین و من احساس مدفوع شدیدی داشتم احساس سنگینی زیاد توی مقعد که سریع بردنم اتاق زایمان....
مامان آقا مهدیار💚 مامان آقا مهدیار💚 ۱۴ ماهگی
پارت ۹:من موقع تنفس ها کم میاوردم و واقعا از یه جایی به بعد انگار نمیتونستم نفس عمیق بکشم ولی حضور همسرم و یادآوری هاش باعث میشد یادم بیاد باید چیکار کنم.
ماما میومد معاینه من یهو شدم ۶ سانت با افاسمان بالا،خداروشکر ماما تجربه داشت و وقتی دید که پیشرفتم خوبه دیگه خودش پی اپیدورال نگرفت منم حال نداشتم بگم مسکن میخوام،فکر کنم حدود یه ربع من ۸ سانت شدم و کم کم احساس زور بهم میومد.
میدونستم موقعی که فول نشدم نبایدزور بزنم پس با تنفس سعی میکردم رد کنم اما وقتی احساس زور شدید شد داد زدم ساراااا (اسم ماما)بیا احساس زور دارم که دیگه نزدیک فولی بودم ،دهانه رحمم یه مقدار لبه داشت که با معاینه برطرف شد خداروشکر.
اگر اشتباه نکنم نزدیک ساعت یک ونیم ،دو بود که دکترواومد و من احساس زور داشتم وفول شدم فقط زور میزدم تا ادامه روند هم پیش بره،موقع زور زدن هوشیار تر بودم و قشنگ یادمه.
هر چی توان داشتم میذاشتم ،کم کم به فشار میومدم و احساس دفع مدفوع داشتم که دکترم گفت همزمان هم برم دستشویی شکم خالی کنم هم زور بزنم،انقد شدت فشار زیاد بود که موقع برگشتن از دستشویی دست شوهرم میگرفتم و توحالت چمباتمه دو تا زور محکم زدم،بعدش اومدم رو تخت و کم کم نزدیکی کرون کردن بودم،ماشالله همسرم مثل یک ماما فعال بود تو اتاق و کمک میکرد هم به من هم به دکتر هم به ماما😄
مامان پناه💕 مامان پناه💕 ۳ ماهگی
تجربه‌زایمان طبیعی۳
داخل اتاق زایمان بردنم روی تخت عجیب😂من بخاطر اینکه اپیدورال زدم درد نداشتم و زور بهم نمیومد که بخوام زور بزنم،ماما پاهامو تو شکمم جمع کرده بود و به شکمم دست میزد موقعی که انقباض داشتم میگفت زور بده که زور میزدم، از اونطرف میترسیدم که مدفوع کنم ولی میگفتن که اشکال نداره باید زور بزنی باید مدفوع کنی که من زور زدم،
از طرفی بخاطر بند ناف باید سریعتر بچه دنیا میومد ، ماما شدید شکممو فشاد میداد که بچه دربیاد اما دردی حس نمیکردم،بعد زایمان روی شکمم کبود بود و الان قفسه سینم درد میکنه نمیدونم بخاطر اونه یا چی
خلاصه بعد چند تا زور بچه به دنیا اومد😍بخیه هم ۵ ۶ تا داخلی خوردم ۸ تا بیرونی، بعد زایمان دکتر بهم‌گفت که بند ناف خیلی محکم دور گردن بچه بوده و ضربانش بالا بوده میخواستن سزایرینت کنن من نذاشتم
در ضمن همونطور که گفتم کسی که زایمانمو گرفت یه مامای باتجربه ست و من هزینه زایمان و ماما همراهو براشون واریز کردم،قرار بود از ۴ سانت بالا سرم باشن ولی بخاطر شرایطم از ۲ سانت اومدن