۱۹ پاسخ

واقعا من موندم از اونایی که زیر این پست به جای همدلی دارن بهت سرکوفت میزنن و میگن ناشکری نکن! مطمئنم اکثرشون هرروز میرن خونه مامانشون اصلا سختی بچه داری رو نفهمیدن تا الان 😑
خانما یه ذره عقلتونو به کار بندازید! وقتی یه مادری از فرط کلافگی و خستگی زیاد ترمز بریده و اومده اینجا با گله کردن یه کم خودشو سبک کنه به جای مرهم، نمک روی زخم نشید.
قطعا این مادر بچه اش رو دوست داره، ناشکر هم نیست فقط خسته ست
حق داری عزیزم، بچه ها میتونن آدمو به حدی از عصبانیت برسونن که قبل از بچه دار شدن فکر نمیکردی اصلا ظرفیت این حجم از عصبی‌شدن رو داشته باشی
هممون تو این مسیریم، یکی کمک داره یا بچه اش آروم تره، برای یکی سخت تره و دست تنهاس
ولی کاملا بهت حق میدم، اگر امکانشو داری چند ساعتی از بچت فاصله بگیر تا ذهن و روحت فرصت ترمیم پیدا کنه 🩷

منم دیگه دخترم اولین و آخرین بچمه به هیچ عنوان دیگه بچه نمیارم

ببین عزیزم تا اونجایی که من میدونم یکی از دلایل بی قراری و غرغرو بودنشون به زمان بارداری برمیگرده
اگه خیلی خودت استرس کشیده باشی و گریه کرده باشی و ناراحت بوده باشی بعدا بچه هم همینجوری میشه
کاریش نمیشه کرد صبر کنی از این دوران رد میشه فقط حواست به رفتارت باشه اگه از همین الان یاد بگیری سرش داد بزنی و دعواش کنی بعدا همین اخلاق رو هم پسرت ازت یاد میگیره و تاثیر میگیره و میفهمه با دعوا و صدای بلند باید یه چیزو پیش ببره

عزیزم موقع اقدام فکر میکردی قراره سقراط یا افلاطون بدنیا بیاری که توقع منطق داری از بچه یا توقع داری بچه بفهمه و نق نزنه گریه نکنه بهت حق میدم سنت کمه برای همین تاب و تحملت پایینه اینم بدون ذات بچه همینه همیشه درحال گریه است و هرچی بزرگتر بشه بهتره تازه هنوز دوساله نشده تا با بحران دوسالگی روبرو بشی تازه اونموقع بچه با موج احساسات روبرو میشه و نمیتونه تحمل کنه برای همین بدتر گریه می‌کنه بهترین راه حل صبوری و لبخند به نینیه اینکه سرش داد بزنی فقط باعث میشی مغز بچه تحت تاثیر قرار بگیره و یه پسر پرخاشگر میشه تو آینده یا خیلی گوشه گیر بجای غر زدن یکم مطالعه کن خود من دوروزه نتونستم درست غذا بخورم از دست دخترم صبور باید بود همین ما انتخاب کردیم اونا تو این دنیا بیان نه اونا و هر وقت خواستی داد بزنی سرش یادت بیاد اون فقط چند ماه داره و تازه اول زندگیشه هیچی نمی‌فهمه

غلط بکنم دیگ بچه بیارم😭😭

منم همینم 😭😭😭

من هروقت دخترم خیلی اذیتم می‌کنه
فقط به این فکر می‌کنم اون الان هیچ درکی از اذیتی که داره با کارش می‌کنه نداره و در اختیار خودش نیست
حتی داد زدن من رو مفهومش رو نمی‌فهمه و فقط از روی ترسیدنش از صدای من بیشتر گریه می‌کنه،
به این فکر می‌کنم الان نمیتونه نیازشو دردش رو بگه و حتما مشکلی داره و با گریه داره ابراز می‌کنه و من نمیفهممش‌
و اون به من پناه آورده و...
به دختر بزرگمم گفتم بهم یادراوی کن که اون بچه ست نمی‌فهمه الان
میرم بغلش میکنم و سعی می‌کنم هم ارومش کنم هم با آغوشش آروم بشم
شاید شعاری باشه اما رو من جواب داده خدارو شکر
تو این هشت ماه فکر کنم کلا سه بار روش عصبی شدم خدارو شکر کنترل کردم...
به نظرم یکم نی نی رو پیش باباش یا مادرتون و.. بذارید بلکه ترمیم بشید

منم پسرمم اینطوریه به اضافه اش یه دختر ۳ ساله دارم ک باید به خاسته ها و نق نقایی اونم برسم میگم میخابه یکم استراحت کنم نمیدونم اون نیم ساعتی ک میخابه استراحت کنم یا ب کارام برسم اصلن خاب نداره شبا همش ساعت ۲ ۳ میخابه ۶صب بیداره اینقد مقاومت میکنه برا خاب ک خودم شاخ درمیارم بخدا جلوش ک نمیتونم دارز بکشم ک دونه دونه موهامو میکنه حموم و دستشویی رفتن ک کنسله اینقدم فضوله ریخت و پاش میکنه این ور اون ور میره هیچکس گردنش نمیگیرهه هی باید دنبالش بدوی میرم شبا یذره خونه پدرشوهرم فقط بیرونم نمیکنن😂بخدا بسکه فضوله دست ب همه چی میزنه اونا پیرن حوصله ندارن

اینو بدون و امتحان کن : هر چی بیشتر استرس داشته باشی و کج خلقی کنی، بچه هم حسش میکنه و بدتر میشه
منم دوره ی تو رو گذروندم
تازه الان دخترم داره 4تا دندون با هم در میاره
همش دنبال بهونه اس
چون درد دندون داره، میخواد به من پناه بیاره
میگذره گلم
منم از مامانم دورم واسه همین سختمه

عزیزم نگو اینجور
همه بچه ها همینجورین
ب خدا جای من باشی چی
دیسکم شدید شده
ی طرف بدنم بی حسه
با این حال پس م فقط تو بغلم خودم آروم میشه
از کنارش پامیشم گریه
جایی نمیتونم بزارم
بازم ناشکری نمیکنم
خداروشکر میکنم ک هست
اینا برای ی مدته
بعد ک بزرگ بشن دلمون برا این روزا تنگ میشع

از دندوناشه .پسر منم همینه اروم نمیشع

بچه منم تا از روز اولی که به دنیا اومد تا 9ماهگیش همش جیغ و داد و بغلی کسیو نمیخواد بجز من بقولتون نمیتونم یه شیر واسش درست کنم تا بخوابع پنج دقیقه بعدش بیدار میشه نه میتونم جارو کنم نه غذا بخورم منم همش گریه میکردم واسه اینکه نفس راحتی بکشم میزاشتمش دست مامانم یا مامان شوهرم اما بازم ربع ساعت بعدش زنگم میزدن اصلا کسی مسئولیتشو نمیگرفت اما الان ماشاالله بهتر شد 180درجه بهتر شد نه اینکه چهار دستو پا میره الانم به مبل میگیره پا میشه یکم از دستش خلاص شدم مشغول خودش شد یک ماه دیگه صبر به امید بهتر شدن اگر روروئک دارع بزار داخلش که یکم احساس راحتی تغییر کنه شاید اروم تر بشه

عزیزم حتما توهم مثل من دست تنهایی
دیشب کلی گریه کردم دلم میخواد چند دقیقه فقط تنها باشم
دلم میخواد یکم ازاد باشم
پسر من سر خوابش عاجزم کرده

عزیزم ۱ سالش ک بچه قشنگ درست میشه منم دقیقا همین بودم روز شب کارم بود گریه از اون طرفم بابت عذاب وجدانی ک میگرفتم .کم کم ک بازی گوش شد درست شد قشنگ الان بازی میکنه ب هدی وابستم بود ک نگو بغل هیچ کس نمیرفت انقدر بغلم بود انقدر دورش میدادم ک تاندوم دستم کشیده شده بود از کار کردن الان یکمی بهتر شده و میدونم بهترم میشه پس صبوری کن ب زودی از زندگیت و پسرت لذت میبیر

دختر منم همینه عزیزم
انشالله که خوب میشن چه کنیم دیگ
منم تا شش ماه کولیک وحشتناک داشت مردم اصلا
بعدشم که کلا منو یک سینه کرد یک سینم و قبول نکرد و خشکش کرد الان فقط با یک سینه تغذیه میشه
غذا که اصلااااا لب نمیزنه فقط شیر خودم
الانم که همش چسبیده بهم ...
کلا خونه کسی میرم همش تو اتاق بودم تا هفت ماهگیش اینطور بود تازه یکمی خوب شده جدیدا

همه بچه های همینن گلم بخدا من دوتا دارم فقط جیغ میزنن بخدا شبا از سردد خوابم نمگیره ولی باید قوی باشیم

عزیزم میدونی این است آب رو داری به بچه هم میدی درسته نوزادن ولی همه حالات روحی مادرو می‌فهمن. سعی کن خودتو آروم کنی باهاش بازی کن آرامش بهش بده تا اونم آروم بشه

کاش بری یکم خونه مامانت کمکت کنه تو این دوران سرماخوردگیش

وای بخدا شاهانم همینه نمیتونم از پیشش دور بشم😭😭

سوال های مرتبط