پارت 3 زایمان سزارین
بعد اینکه از اتاق عمل برگشتم بخاطر اینکه خونم زیاد افت کرده بود شدید حالم بد بود اصلا موقع زایمان اینجوری نبودم هم بخاطر بد بودن حالم و هم بخاطر آزمایش کشت که از شکمم برداشته بودن مثبت شده بود یک هفته تو بیمارستان تحت نظر بودم درن گذاشته بودن هر روز دکتر میومد فشار میداد تا مایعی که جمع شدن تخلیه بشه که افتضاح غیر قابل تحمل بود بعد اون مرخص شدم بخیه های زایمانم جذبی بود ولی این دفعه بخیه زده بود که روز 12 عملم رفتم برداره بخیه هامو برداشت ولی متاسفانه از 3 جا بخیه هام باز شدن هی ترشح میومد برا همون دکترم گفت باید استراحت مطلق باشی قبل اونم تاکید کرده بود که تا وقتی حدودا خوب نشدی اطلا نباید بچتو بغل کنی من یه ماه طول کشید با هزار جور بدبختی و استرس تا بخیه هام یکم جوش بخورن متاسفانه زایمانم اصلا تجربه خوبی نبود و سخت ترین بخششم این بود که نمیتونستم بچمو بغل کنم امیدوارم هیچ مادر این روزا رو تجربه نکنه

۲ پاسخ

چقدر تجربه بدی بوده ولی باز خدا روشکر بخیر گذشته

واسه همین زایمان سزارین رو دوست نداشتم همش فوبیای اتاق عمل داشتم

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق ۴ ماهگی
سلام مامانا
اومدم از تجربه تلخم از زایمان و بخیه بگم که انشالله درس عبرت بشه و کسی مثل من گرفتار نشه
سه ماهه زایمان کردم و امروز بعد از سه ماه بالا از شَر بخیه هام راحت شدم‌....سه ماااه تموم گرفتار بودم و یه روز خوش نداشتم از دست بخیه هام...خب بریم سراغ تجربه تلخم که از سر ندونم کاری و ناآگاهی گرفتار کردم خودمو
داستان از این قراره که من سر رایمان خیلی پارگی داشتم و این باعث شده بود خیلی بخیه بخورم(زایمانم طبیعی بوده)
جونم براتون بگه که اصلااا رعایت نکردم و سر ۱۰روز بخیه هام کامل باز شده و شروع گرفتاری هام از اون روز بود
به دکتر مراجعه کردم و گفت میتونی بخیه نکنی و خودش جوش بخوره ولی من ترجیح دادم بخیه کنم یک هفته صبر کردم و بعد رفتم مجدد بخیه کردم بازم درست رعایت نکردم و بخیه هام باز شده بود مجدد رفتم و باز برام بخیه زد...گذشت تا بخیه های بیرونم جوش خورد و فکر کردم نیاز نیست رعایت کنم...چشمتون روز بد نبینه کل بخیه های داخلیم باز شده بود و من از درد و سوزش حتی نمیتونستم بشینم یمدت که گذشت دوباره برای بار چهارم تصمیم گرفتم بخیه کنم(اخه اوضاع بدنم خیلی ناجور شده بود و از این موضوع افسردگی گرفتم)
یمدت گذشت موندم تا بدنم یخورده ترمیم شه و دوباره برم برا بخیه
اما این دفعه فرق داشت
دیگه خواستم با آگاهی برم جلو که باز گرفتار نشم(بعد سه بار تازه یادم اومد باید با آگاهی برم جلو😅)کلی تحقیق کردم ...همه ‌ی باید و نباید ها رو هزار بار با خودم مرور کردم و رفتم برا بخیه و خداروشکر بعد از ۴هفته کامل خوب شدم
همه‌ی باید و نبابد ها رو پایین براتون توضیح میدم که انشالله کسی مثل من گرفتار نشه❤️
بخیه زایمان طبیعی شیرخشک پوشک واکسن
مامان سوین مامان سوین ۱۴ ماهگی
مامان فندوق مامان فندوق ۱۲ ماهگی
تجربه من از عمل پرینورافی(ترمیم پرینه و تنگی واژن) بعد از زایمان طبیعی
.
الان دقیقا یه هفته از پرینورافی من گذشته امیدوارم این تجربه به درد خانومایی که نیاز دارن بهش بخوره،
اول اینکه ترمیم پرینه برای هر کس بر اساس شدت ترمیمی که احتیاج داره خیلی متفاوته از نظر دوره نقاهت و درد و هزینه حتی، من بعد زایمان بخیه های داخلیم متاسفانه باز شده بود و باعث شده بود یه مقدار باز بمونه ورودی واژنم ولی دلیل اصلیش این بود که آخرین بخیه خارجیم هم خیلی بد جوش خورده بود و هی سر باز میکرد و بعد دوماه و مصرف انواع ترمیم کننده خوب نمیشد و درد داشتم برای همین دکترم کفت باید مجدد بخیه بزنم برات ، منم تصمیم گرفتم حالا که دارم ترمیم میکنم، یه مقدار ورودی واژنم هم جمع تر کنم، عمل من توی مطب دکتر با بی حسی انجام شد ، موقع انجام من درد داشتم به خاطر کشیدگی پوست پرینه و اون ناحیه ای که خوب جوش نخورده بود ولی خب قابل تحمل بود ، کل پروسه حدود نیم ساعت طول کشید ، بخیه آخرم انگار بی حسی رفته بود من خیلی دردم اومد حقیقتا، بلافاصله بعد عمل که بی حسی رفت من درد شدیدی حس میکردم ، دکتر برام چرک خشک کن و مسکن نوشته بود ، سریع از داروخونه گرفتم و خوردم یه ربع بعد دردم آروم شد ، دکتر به من گفت اصلا درد نداری ، نیاز به سشوار کشی نیست چون بخیه ات داخلیه و راحت میتونی کارهاتو بکنی اما من دو روز اول مخصوصا شبها واقعا درد داشتم و با مسکن سر میکردم یه کم لکه بینی هم داشتم ویه نقطه ای از بخیه ها انگار سوزن فرو میرفت و برخلاف بخیه زایمانم که توی نشستن درد داشتم و موقع راه رفتن اکی بود الان توی راه رفتن درد داشتم و نشستنم خوب بود، ادامه کامنت