#تجربه زایمان طبیعی ، قسمت دوم
بعد صبح ساعت هشت دوباره شروع کردن و من تا ساعت ۴ درد نداشتم ولی هی شیفت عوض شدنی یهو خانوادگی میومدن دورم و یکیش معاینه تحریکی دردناک میکرد
بعد کم کم مثل درد پریودی شروع کرد هی سفت میشد بعد شل میشد دردم هر سه دقیقه یکبار بود بعد بهم گفت پاشو وایسا ورزش کن بچه بیاد پایین همون دوسانتی دهانه رحم کجه نمی‌دونم خیلی ضخیمه و یکم نرمه فقط
بعد شیفت شب از شانس من خوب بودن ولی فاز ناامیدی خیلی بهم میدادن و پیشم می‌گفتن نمی‌دونم دهانه رحمش ضخیمه چرا زود اومدی
یکیش خیلی بد بود و اذیت کن
گفت چرا زود اومدی پس حقته بکش منم درد داشتم بعد معاینه های دردناک میکرد که پدرم درمیومد انقد که معاینه شدم دکتر هم معاینه کرد اونم همینطور فاز ناامیدی و می‌گفتن دهانه رحم داره بوژ میده یعنی ورم می‌کنه چون داریم بزور با آمپول درد میاریم زود اومده و دهانه تحت فشاره ورم می‌کنه به سر بچه فشار میاد سر اونم ورم میکنه

۷ پاسخ

کلا با آمپول فشار میگن خیلی سخته زایمان کنی یعنی من هرکیو دیدم سخت ترین زایمانو داشته با این آمپول

من بیمارستان موسوی زایمان کردم خراب بمونه افتضاح بود

وای این ماما ها چقدر بی رحمن

چه بی عقلن

خب میزاشتی خودش ب روند طبیعی بیاد تا چهل چهل ویک اینا

خدا بگم چکارشون کنه

وای😐🤦🏼‍♀️همین کمه اونام استرس بدن بن

سوال های مرتبط

مامان بردیا✨️🧸 مامان بردیا✨️🧸 ۹ ماهگی
سلام منم بالاخره زایمان کردم
#تجربه زایمان طبیعی پارت ۱
من پنجشنبه برای معاینه و ان اس تی که خود دکتر نوشته بود رفتم بیمارستان
ان اس تی چندتا انقباض کوچیک نشون داد ولی گفت که ضربان قلب بچه خیلی تنده
دکترم معاینه کرد همچنان ۲ سانت باز بود دهانه رحمم ولی بخاطر ضربان قلب بچه گفت که اورژانسی بستری بشم.
من پنجشنبه بستری شدم ساعت ۱۱ظهر
تا ساعت حدودا ۴ بعدازظهر با آمپول فشار هم دهانه رحمم باز تر نشد
کم کم معاینات دردناک شروع شد و دردهای منم همینطور
دردها بیشتر میشدن و دهانه رحمم نهایتا ۳سانت شد
من تا ساعت ۲صبح درد کشیدم و کیسه آبم رو پاره کردن و بخاطر درد زیاد بهم مسکن تزریق کردن که نهایتا ۱ ساعت جلو درد هارو گرفت ولی تا میدیدن که من دردم کمتر شده میومدن معاینه تحریکی انجام میدادن
ساعت ۳صبح انقدر گریه کردم و گفتم درد دارم که اپیدورال بهم تزریق کردن با دهانه رحم ۳ سانت و گفتن احتمالا تا زایمان اثرش بره
بعد اپیدورال حالم خیلی خوب شد و بلند شدم ورزش کردم
مامان ســـلین🪽🐣✨ مامان ســـلین🪽🐣✨ ۸ ماهگی
سلام مامانا من می‌خوام تجربه خودم رو از زایمان بذارم
قسمت اول
من زایمانم طبیعی بود
آخرین سونو که رفتم آب دور جنین گفتن کم شده و مقدار به ۶۰ میلی متر رسیده ، گفتن باید بستری بشی ، عصر بستری شدم بهم قرص زیر زبونی دادن و سرم وصل کردن ، دردام مثل درد پریودی بود ، دکترم گفت نزدیک صبح بهم آمپول فشار بزنن ، توی این تایم دو بار معاینه شدم ، صبح ساعت ۷ صبح بهم آمپول فشار زدن داخل سرم ، تاثیری نداشت ، چون فقط درد پریودی شدیدتر شده بود ، تا ساعت ۲ ظهر بهم همون سرم وصل بود ، دوباره معاینه شدم گفتن دهانه رحمت ۲ سانت بیشتر باز نیست ، شروع کردم به ورزش کردن ، بعد ورزش معاینه شدم دهانه رحمم شده بود ۴ سانت ، ساعت ۴ عصر ماما همراهم اومد و باهم ورزش کردیم ، ماما منو معاینه کرد و گفت دهانه رحم ۵ سانت رسیده و کیسه آب رو خودش پاره کرد ، بعد از اون دردام خیلی شدیدتر شده بود و تیر میکشید ، ولی تا ساعت ۹ شب هر سری معاینه میشدم میگفتن پیشرفت نمیکنی فقط ۶ سانت هستی ، اون وسط حالت تهوع گرفته بودم ، نمی‌تونستم گاز بیحسی استفاده کنم ، بخاطر پایین اومدن اکسیژن بهم ماسک وصل کردن ولی نمی‌تونستم راحت نفس بکشم ، فشارم افتاده بود و تمام بدنم از درد بعد از هر انقباض میلریزید ، نمیذاشتن ورزش بکنم چون دستگاه ان اس تی بهم وصل میکردن ، دردها به حدی شدید بود که میدونستم میمیرم و زایمان نمیکنم