فرزندپروری کودک پوشک بچه شیرخشک نوزاد شربت تربیت
بیایین لطفا ی حرف خواهرانه بزنیم من خواهر یا فامیل نزدیک یا دوست ندارم اصلا از خانوادم دو ساعت دورم همش خونه هستم بعد مادرم سه هفته پیش لیزر چشم انجام داد همینکه اومد از بیمارستان گفت وای خیلی درد داره وای خیلی ترسیدم سکته کردم فلان هم دردی کردیم بعد از سه هفته به بعد هربار زنگ میزنم ناله می‌کنه چشام درد می‌کنه وضعیتم بده خوب نمیشم باباتم هوای منو نداره به خرجم نمی‌رسه مادرم قند هم داره 42 ساله هست نهایتا بعد همش ناله می‌کنه زنگ نزنم باز خودش زنگ میزنه می‌دونم همش پیاز داغ شو زیاد می‌کنه چجوری بیخیال بشم خودم مشکل قلبی دارم تیرویید پرکار دارم هربار حرف میزنم تا دو ساعت عصابم بهم می ریزه گلوم ورم می‌کنه ریزش مو شدید از استرس دارم چهار ماهه هرچی استفاده میکنم قطع نمیشه شوهرم میگه به این درد تون رو نگین باز گوش نمیدن واقعا چیکار کنم یا زنگ نمیزنه عمه ات فلان گفت بابات فلان گفت رو به رو میکنم همه رو میفهمم مادرم دورغ گفته یعنی از رفتارش خسته شدم همش میگه بیا خونمون یکی دو هفته بمون برم با شوهرم به مشکل میخورم کتکم می‌کنه بعد همین مادر خونشون راهم نمی‌ده چیکار کنم دقیقا

۵ پاسخ

اگه تو دنیا بشینی و کلاهت رو قاضی کنی و عاقلانه فکر کنی،میبینی که تو این دنیا،همه تنهان.آدم به جز بچه هاش که پاره تنش هستن کسی رو نداره،تازه برای اونا هم تو غریبه.پس تو دنیا آدم واقعا تنهاست و البته مسئولیت بچه هاش به گردنشه.
آدم فقط خدا رو داره،زیاد برای بقیه نسوز،ولی در عین حال از تح دل دوستشون بدار و بهشون خوبی کن.مثلا برای مامانت غذا درست کن ببر،برای مثلا یه روسری بخر،اگه از دستت بر میاد هر از گاهی بهش کمک مالی کن،به نظرم مادیات زیاد خوشحالش میکنه.
دنیا هنوز قشنگی های خودش رو داره،مخصوصا وقتایی که آدم میتونه به خودش مسلط باشه و از پس مشکلاتش بربیاد و آرامش خودش رو حفظ کنه،فوق العاده احساس خوشبختی میکنه و صد البته وقتی که بلد بشی حال خوب خودت رو به هیچکس گره نزنی.

اگه میتونی زود زود برو یه سر بزن و برگرد،نمون.مثلا صبح زود برو، برای ناهار برگرد پیش همسرت باش.
نذار انرژی منفی مادرت تو زندگی تو هم جاری بشه،اعصابت رو الکی خورد نکن،مادرت نهایتا خودش تصمیم میگیره که چجوری زندگی کنه،بزور نمیتونی اخلاقش رو عوض کنی،این رفتارش تقصیر توهم نیست،پس الکی به خودت فشار نیار.مادرت از راه نادرست خودش برنمیگرده،تو راه خودت رو درست برو.
دنیا اونقدر بزرگ نیست که بشینی و غصه های دیگران رو هم بخوری،باهاش همدردی و محبت بکن ولی دیگه خودت رو از بین نبر

عزیزم من جای خواهرت.به نظرم مادرت مشکل روحی داره،اگه میتونی ببریدش روانشناس.لیزر چشم هم این همه دردنداره،من مادر شوهرم سه چهار ماه یکبار میره،بیچاره آخش در نمیاد.اگه زیاد ناله میکنه خوب بهتره بره پیش چشم پزشک خودش.
ولی به احتمال زیاد همش اغراقه،میخاد جلب توجه کنه.اینجور آدما مدام به اطرافیان انرژی منفی میدن و غیر خودشون،چشم ندارن خوشی های بقیه رو ببینن.
تو مسئول زندگی خودت و بچه ات هستی،باید به فکر بچه ات و خودت و شوهرت باشی.بقیه در درجه های بعدی ان.
اگه شوهرت دوس نداره بمونی،نباید بری بمونی،خواهرم این روزا زندگیا به مویی بنده،قدر زندگی خودت رو بیشتر بدون،به مادرت هم محبت کن

قبوله مادره خودتم ناراحتی قلبی داره خوب مشخصه تنش تو زندگیت ایجاد میشه با این رفتارش هر وقت درد دل میکنه بگو مادر منم خیلی گرفتاری دارم منتها اصلا نمیتونم بهت بگم دو هفته هم خیلی زیاده بری بمونی نهایت دو روز برو بمون ک دل زده نشن با شوهرتم دعوات نمیشه اینجوری

کتکم میزنه

سوال های مرتبط

مامان فاطمه خانوم🌼 مامان فاطمه خانوم🌼 ۳ سالگی