۶ پاسخ

منم همش دارم داد میزنم😌کاش میتونستم خودمو کنترل کنم

دختر منم بخدا همینه مدامم رو ارتفاع هست هی میره بالای اپن میز ناهار خوری میز ارایش .صندلی ناهار خوردی رو از عمد میکوبه هرچی میگیم همسایه پایینی ناراحت میشه بدتر میکنه.نگیمم کار خودشو میکنه عدا کلا نمیخوره بخدا نمیدونم چه جور زندست امشب شام ب عنوان مثال اسمارتیس خورده چند وقت لود نخریده بودم هر کاری کردم کوکو سبزی داشتیم نخورد اصلا کلا ساز مخالف میزنه موهامو میکشه

بچه ها شیطونن،پسر من یواشکی از توکیفم الکل رو برداشت خورد دوتا بالش میزاشت تا برسه به کیفم ی بار کرم ضد آفتاب خورد بابدبختی بردم بیمارستان
هربار عصبی میشی بدو برو تواتاق بگو لعنت برشیطان
من خودم خیلی صبورم ولی گاهی اوقات خستگی بعم فشارمیاره عصبی میشم میرم اتاق میگم لعنت برشیطان مهراسم دیگ یاد گرفته

سلام عزیزم من دکتر تغذیه بردم پسرمو میگفت جای غذا خوردن بچه ثابت باشه کنار پدر مادر باشه هواسش پرت نباشه به دیجیتال،،منم خیلی تلاش دارم میکنم بر غذا خوردنش واقعا سخته با بچه بد غذا جدیدا بیشتر کارایی میکنم که باب میل اون باشه تا خودم انقد راحترم مثلا غذایی که میبینم نمیخوره واقعا اصرار نمیکنم براش چندتا تیکه مرغ رو گاز سیخ میزنم یا مثلا تخم مرغ تو املت میدم غذای خورشتی جداگونه نمیخوره همون اول با برنجش قاطی میکنم چون برنج سفید دوس دارم از اون طرف خورشت رو برنج خودمو همسرمم میریزم ،،یکم ازاد بگیر منم مثل شمام اینجوری خودتونم نرمتر میشین مثلا خودم عصبانی بودم همسرم میومد ایراد میگرفت تشدید میشد عصبانیم تمام خونه نقاشی کرده اتاق خومو کلا رژ مالیده باورت میشه رژ ندارم هرچیو دست زد انداختم رفت سر اینا شل کردم گفتم کرده که کرده روان خودمو بچه رو بهم بریزم که چی فوقش رنگ میزنیم
البته من این نبودما خودم خواستم بهتر بشم

من چ بگم عزیزم اونایی ک بزرگن میریزن یعنی از ساعت دو گفتم لباسا تو کمدتون کنید اتاق تمیز کنید فقط لباسا مچاله کردن انداختن داخل کمد ...

اینایی که گفتی اکثر بچه ها تواین سن انجام میدن
وسایل مث کرم اینجور چیزارو همرو ی جا جمع کن بزار تو سبد یا تو کمد یاکشو جایی که قفل داشته باشه

سوال های مرتبط

مامان آوا 🐥آرن🐥 مامان آوا 🐥آرن🐥 ۳ سالگی
مامان آلبالو مامان آلبالو ۳ سالگی
سلام ماماناي عزيز
من يه مشورت ميخواستم ازتون نميدونم شايدم دردو دله
من دخترم ١٤ ساعت بيداره تو اين ١٤ ساعت انتظار داره من نه غذا بخورم نه كاراي خونه بكنم نه دستشويي برم نه با كسي حرف بزنم نه بشينم دو كلام با شوهرم حرف بزنم فقط چپيديم تو اتاق بازي ميكنيم اونم چه بازي همش جيغ همش داد سر هر چيزي قشقرق
همه جا چسب اينكه ميگم چسب بدون اغراقه واقعا چسبه حتي ثانيه اي ازم جدا نميشه بيرون ميبرمش كه دور بزنه موقع لباس پوشيدن فرياد و جيغ همش داد همش اين دهنش به بهونه هاي الكي لجبازي و گريه
ما خيلي مدارا ميكنيم باهاش خيلي زياد ولي من ديگه بريدم ١٤ ساعت نان استاپ در خدمتشم اصلا حتي نميتونم بشينم با شوهرم حرفي بزنم واسه همين اخر شب ميشه مثل روانيام كسي نميتونه نزديكم بشه.
از طرفي هم تو اين شهر هيچ كسو نداريم بزارمش پيشش
كلاس ورزشي ميبرمش ولي من بايد باشم وگرنه نميمونه…
اينم بگم وقتي با يكي غير از منه مثلا عمه هاش يا مامانبزرگش ميان بهترين دختر روي كره ي زمينه اصلا اروم سمت منم نمياد بسيار دختر اجتماعي و شيرين
ولي انگاري كن خار دارم انگاري با من لجه
نميدونم من خيلي باهاش راه ميام بهش احترام ميزارم
نظرتون دليل اين رفتاراش با من چيه؟من ميشم راهكاري داريد راهنماييم كنيد
مامان بهاره مامان بهاره ۳ سالگی
سلام مامانای عزیز
دخترم 2سال و 6ماهشه از وقتی دوسال شد ی اخلاقای بدی گرفت که دیگه به زور تحملش کردم تا الان (لجبازی میکنه جیغ گریه و..)ولی الان چیزی که نگران کننده تر شده برام اینه که تو این مدت از من و باباش (مخصوصا باباش)خیلی دور شده سرش داد میزنه همش میگه بوسم نکن برو اونور و...ولی من ب شوهرم میگم صبر کن ان شاالله درست میشه خونه ما آپارتمانه و با مادرشوهرم واحدمون رو ب روی همه و دخترم هرشب گریه و جیغ می نه که من باید برم پیش مامانی بخوابم و ما ز زور میاریمش پیش خودمون که عادت نکنه یا عموش وقتی کاری بکنه همش سرش داد میزنه احساس میکنم حال روحی روانی دخترم داره خراب میشه من هیچ خانواده ای یا آشنایی اینجا ندارم که برم پیشش تا دخترم آرامش پیدا کنه یکم فقط گیر کردیم تو این خونه پس فردا قراره برم پیش مامانم از الان دخترم خوشحاله باباش میگه دلت تنگ نمیشه برام میگه نه
دیگه نمیدونم باید چیکار کنم با برادرشوهرم قهرکردم بابت اذیت کردن دخترم ولی بازم چون غریبم اینجا ول کن نیست همش اذیت میکنه با کاراش شوهرمم اصلا از ترس مامانش حرفی نمیزنه
ممنون میشم راهنمایی کنید
مامان مرسانا مامان مرسانا ۳ سالگی