۳ پاسخ

خسته نباشی 🎀
بچه سه ساله رو راحت بگیره یکم بچه چهارماه سخته فک کنم بگیرتش

وای خداروشکر
سعی کن ی روز درمیون حتما بری بیرون حتی تا سر کوچه

بچه هات چند سال هستن

سوال های مرتبط

مامان ویهان مامان ویهان ۲ سالگی
پارت ۶۰(پارت اخر)
حنا و سیاوش بعد از چندهفته موندن تو اون خونه برمیگردن (وقتی برگشتن یادمه حنا خیلی لاغر شده بود)
بابای حنا پیگیر کارای طلاق میشه که میفهمن حنا حامله س (همون شب اول تو باغ)
دیگه کوتاه میان سیاوش خونه میگیره و خانواده حنام جهاز میدن میرن خونه خودشون اما گیر دادنای سیاوش همچنان بوده (حتی پرده خونه رو نمیذاشت کنار بزنه) رسما اسیر و گرفتار بود..
تا اینکه حنا یه گل پسر خوشکل میزاد …
همون اوایل روزای بعد زایمان یبار سیاوش تو داروخونه بود حنا تو ماشین به بچه شیر داد وقتی برگشت قشقرق راه انداخت که چرا سینتو بیرون انداختی (با اینکه شال انداخته بود رو صورت بچه)
سیاوش بزور بچه رو شیرخشکی کرد…(وقتی شیر از سینش میومد و سیاوش نمیذاشت به بچه بده چقدر گریه میکرد…)
خلاصه زندانی بود…بیرون نمیرفت ..مسافرت نمیرفتن ..فقط خونه باباهاشون…
بچه یکم بزرگتر شد حنا بزور طلاق گرفت البته به شرط اینکه بچه رو بده ب سیاوش…
دیگه حنا رفت دانشگاه درسش خوند الان یه شغل خیلی خوب داره…بچشم پیش سیاوشه گاهی اخر هفته ها پیش حناس…
ازون دختر ترسو وابسته تبدیل شده به زن قوی و مستقل..

و اما خودم… من مارال این قصه بودم که همه این اتفاقات رو دیده بودم یا جز به جزئش رو حنا واسم تعریف کرده بود…