۶ پاسخ

وای وامونده مثل جت عمل میکنه و خودشو زود استتار میکنه باید همسرت بیاد کمکت من تو بارداری خونه رو یکم تعمیرات کردیم من نبودم کارگرا در و پنجره رو باز گذاشته بودن یا چی خدا میدونه یکی اونده بود تو خیلی ریزم نبود برای نماز صبح فکر کردم تسبیح افتاده به زود دولا شدم فردار کرد من جیغ اینقدر ورم داشتم نمیتونستم فردار کنم گریه تا صبح همسرم بیاد فقط نگاه میکردم وقتی اومد گفت گرفتمش منم پرقدرت فقط خوابیدم تا زاییدم داشتم به بچه شیر میدادم روبروم روی دیوار یه چیز چندش بدون دم که مادرم تا متوجه جیغ و گریه من شد فکر کرد بچه رو انداختم رفت بکشه که فرار کرده بنده خدا نتونسته وای بازم شب بود تا صبح همسرم بیاد و اینور و اونور پیدا نکردن تا رفت اتاق کار داشت که پشتی جابجا کردن با مامانم دیدن پشت پشتی با دمپایی زدن له شده 🤑🤑دیگه خدا کنه نبینم
اصلا تا الان دور و اطراف ندیدم بیرون سوسک بزرگ هست ولی مارمولک اصلا چطوری و از کجا اومده موندم

هیچی نمیشه چون مارمولک اصلا همش تو دیوار قایم میشه بیرون نمیاد نترس

بخدا عزیزم من ازدواج کرده بودم خونه مادر شوهرم زندگی میکردم اونجا پر از مارمولک بود توی حموم بودم یهو مارمولک دیدم تو آشپزخونه هم می‌دیدم تو حیاط توی اتاق همه جا پر بود آخرش ازش طلاق گرفتم نتونستم اونجا زندگی کنم خونمم جدا نمیکرد

ن نیش و اینا نداره
ولی مراقب باش چیزی رو سرباز نذار برا ظرف و غذا میگم

من دو روزه درگیرم پیداش نکردم

پیدا کن با جارو برقی بکشش فوری نزار در بره

سوال های مرتبط