یک شب در میون خونه نیست و سر کاره و من عادت کردم
کارامو میکنم ریلکس میکنم و میخوابم
اینم بگم بودنش توی خونه رو خیلی دوست دارم ولی خب وقتیم نیست سخت نمیگیرم
شکر خدا ک کار داره شکر خدا تنش سالمه
من کاری ندارم باشه و نباشه
در میبندم میخوابم حیاط داریم کاری ندارم
من شوهرم بیس و چار چهل و هشته
راجتم میخابم ول کن بابا البته اولا سختم بود الان دیگ برام مهم نیس
من بیشتر وقتا میرم خونه بابام یا میگم اونا بیان پیشم راحت تر رد میشه ولی ته دلم خیلی بی تابم جاره نیست باید برن کار کنن خرج زندگی سخته اوناهم برای اسایش ما میرن
من چی بگم ک شوهر در ماه فقط ۶ روز خونه هست شدم هممرد خونه هم زن خونه
من چندین ساله به تنهایی عادت کردم وحتی الانم نیس سخت نمیگیرم اتفاقا راحتم😁ولی توی خرید خونه یکم سختمه چون بادوتا بچه نمیشه هرلحظه رفت بیرون
در و قفل میکنم میخوابم ولی وقتی نیس میترسم تو اتاق بخوابیم حتما باید تو حال بخوابم
منم نیست رفته کربلا
منم تنهامممم
شوهرم پیشم نیست
چندتا کشور ازم دوره
منم خب بهش وابسته ام
خیلی زیاد
مثل عشق مادر و فرزند
من میرم پیش مامانم
یا پیش زن عموم(مادر شوهرم)
با دخمل بازی میکنم
بعضی وقتا یه کاری میکنم حرصمو در بیاره و کاری نکنم
من قبلا ۲۴_۲۴بود
بعد۲۴_۴۸شد
الان خداروشکر اداری شده
امشب نیست شوهرم شب کاره منو پسرمم بیداریم ☹️سخته خیلی
من امشب امدم خونه بابام
منم خیلی سختمه … ولی خب کاری نمیشه کرد
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.