۲ پاسخ

ببین برای درست کردن خوابش اصلا نیاز نیست خواب ظهرش رو قطع کنی اگه نیاز داره. هرشب فقط یه ربع زودتر از همیشه، چراغارو خاموش کنید و برید برای خوابیدن. صبحام یه ربع زودتر با مهربونی یا صدای آهنگ بچه گونه یا کارتون بذار خودش بیدار شه. دوباره شب بعد یه ربع زودتر، دوباره روز بعدش یه ربع زودتر ...
اینجوری تو یه هفته نزدیک دوساعت میتونی ساعت خوابشو زودتر کنی.

ممکنه انرژیش در طول روز تخلیه نشده باشه. اگه تخلیه شه راحت میخوابه.
تا میتونی ببرش بیرون بدو بدو کنه. اگه نه، تو خونه خودت دنبال بازی کن باهاش، توپ بازی کن ، بادکنک پرت کن بگو هر می زودتر بگیره و..

اگه به خواب ظهر نیاز داره، بزور نذار بیدار بمونه. ایشالا خوابش که تنظیم شد، خواب بعد از ظهرش میفته یک و دو اینا، دیگه راحت شبم میخوابه.

کاکائو سعی کن نخوره شیرینی جات در کل بچه هارو خشن و لجباز میکنه.

ممکن م هست یه وقت کمبود ویتامین داشته باشه.

یه عروسکم بهش بده بگو این عروسک گاز گازیه. هروقت دویت داشتی چیزیو گاز بگیری، باید اینو گاز بزنی

در کل اینکه همه مون بایه چیز بچه درگیریم تنها نیستی ❤️
از خدام کمک بخواه ایشالا این روزام میگذره.

عزیزم دختر منم گاهی ۸ شب میخوابه ۱۰ بیدار میشه بعد تا ۴ صبح بیداره همیشه نیست گاهی اینجوریه شما وقتی ۸ خوابیده ۱۰ دقیقه ای بیدارش کردین ببین اونم آدمیزاده دیگه خوابش بهم ریخته مثل ما بزرگترا کلافه میشه دقیقا دختر منم اگه خواب آلود باشه و نخوابه دیگه نسبت به خواب مقاومت میکنه خنده های هیستریک میکنه میخواد بازی کنه...میدونم بهت سخت گذشته اما عاملش خودت بودی جان دل ..‌چون خودم تجربه کردم بهت میگم... شما تو اوج خواب بچه بیدارش کردی بعد انتظار داری ۲ ساعت بعد مثل عروسک کوکی بیاد بخوابه ....نمیشه که ...همه بچه ها مثل هم نیستن خواهرزاده من هرجا باشن تولد مهمونی رو پای مامانش میخوابه خیلی هم پر سروصدا و شیطونه در عوض دختر من خیلی آرومه اما شب اگه برقارو خاموش نکنیم تشک نزاریم تا صبح باما بیداره

سوال های مرتبط

مامان ایرمان🤍 مامان ایرمان🤍 ۲ سالگی
هیچوقت اهل نفرین و فحش و نمیدونم این حرفا نبودم اما بخدا زندگی کردن تو این جغرافیا عفت کلامو از آدم میگیره🥲
جمعه ها معمولا برق نمیرفت ولی این سری یهو برق رفت و منم نمیدونستم رفتم تو تراس لباسا رو پهن کنم یهو صدای سه چارتا جیغ بد شنیدم با عجله اومدم بیرون دیدم همه جا تاریکه پسرم با چنان وحشتی پرید بغلم گردنمو سفت گرفته بود فقط گریه میکرد الهی بگردم میخواسته بره اتاق یهو همه جا خاموش شده حالا دو روزه اصلاا تنها نمیره تو اتاق. دیشب میخواستیم بخوابیم نمیومد اتاق میگف الان برق میره تا دم اتاق میاد میگه بغلم کن
دیشب خوابیدیم نصف شب با گریه پاشد فهمیدم ترسیده بخدا سه ساعت تمام رو مبل بودم تو بغلم خوابیده تکون میخوردم بریم اتاق جیغ و گریه
دیگه امروز میدونستم ساعت هفت میره قبلش بردمش بیرون تا ساعت۹فقط تو خیابون الکی چرخیدیم که برق بیاد اننقدم شلوغ بود افتضاح خوابشم میومد مغز منو خورد انقد نق زد🥲
خستم شد نشستیم تو پیاده رو یهو دوتا موتور یگان وسط خیابون با یه نفر درگیر شدن و تیراندازی و... مردم از ترس یکی گف بچشتو بردار برو خطرناکه فقط بغلش کردم بریم
خلاصه هیچی
دست و پا و کمر و سر و مغز وتمام اعضای بدنم درد میکنه از خستگی
امشبم احتمالا اوضاع داریم تو خواب
از خستگی از عصبانیت دارم منفجر میشم
حیف که عاااشق مادری کردن بودمو هستم🙂
وگرنه اینجا بچه دار شدن از چشم بسته بند بازی کردنم وحشتناک تره💔