عزیزم هر عقل سلیمی مثل شما فکر میکنه و تو این آشفته بازار نگران طفل معصومی میشه که به خواست ما بدنیا میاد اونم تو یکی از بدترین کشورهایی که میشد ، نه رفاه اجتماعی ، نه مسئولیت ، نه حامی قانونی، همه چیز فقط نگران کننده س.
اما خب خواست خدا بوده ، باید سعی کنیم تو همین اوضاع خراب ، سعی کنیم بهترین شرایط ممکن (نه بی نقص ) رو فراهم کنیم .
اگه کسی میگه نه ما نگران نیستیم ، مطمئن باش از بی فکری میگه .
بچه هزار جور مسئولیت و نگرانی همراه خودش داره .
به خودتون ببالید که این افکار رو دارید . این از مسئولیت پذیریِ شماست.
خدا هم از دلمون آگاهه . خدا تو دلیامونو حفظ کنه و کمکمون کنه. امیدوارم که این آینده ی نامشخص مملکت به سمت بهبودی بره و حداقل بچه هامون یه امنیت و رفاه نسبی اجتماعی رو تجربه کنن.
افسردگی به حالتی گفته میشه که همه چیز خوبه و ما بی دلیل ماتم زده ایم.
تو این شرایطِ روز به روز خراب تر ، ناراحت بودن کاملاً طبیعیه .
از خدا کمک بخواید ، بگید بهتون صبر ، استقامت و آرامش بده. اون دانای کُلّه و کمکمون میکنه .
قشنگم این سوالا طبیعیه منم همین سوالارو از خودم میکنم اما بابت جواب اون سوالت که تو این اشفته بازار چی سرجاشه که بچه اوردم خودمو اینجوری قانع میکنم
من همیشه ۲۲ سالم نیست ، من همیشه حوصله تربیت بچه رو ندارم ، من نمیتونم صبرکنم و زندگی نکنم تا اوضاع درست شه ، اومدیمو درست نشد، ۲۰ سال طول کشید ، من دیگه شده ۴۰ سالم ایا اصلا اون موقع توانایی بارور شدنو دارم؟ باردار شدم ، حوصله بزرگ کردن و تربیت یه بچه رو دارم ؟ با ۴۰ سال اختلاف سنی با بچم چجوری قراره بزرگش کنم؟
مگه همون دهه ۵۰ ۶۰ که جنگ بوده کسی باردار نمیشده؟
اگه اونام همین تفکرو داشتن الان نسل ایرانیا منقرض شده بود ، به این چیزا اصلا فکر نکن خداروشاکر باش که الان توانایی باردار شدن و بزرگ کردن یه نینی خوشگل و کوچولو رو داری🥺😍❤️
این فکرا رو از خودت دور کن
قسمتت بوده این بچه خواست خدا بوده،بعدم فشارای اطرافیانو بریز دور تو هرکاری کنی همیشه یکی هست ک ایراد بگیره
چون این حرفارو بهت میزنن تو بخاطر جاب جایی هورمونات ممکنه حساس بشی و زیاد بهش فک کنی عادیه😘خودتو سر زنش نکن تو الان مامی یه نینی ک کل زندگیش به تو بستگی داره🤍
من مثل توام کاملا درکت میکنم،حتی حس مادری هم ندارم گاهی حتی گریه هم میکنم.... میگم بچه براچیم بود تازه من دوقلو هم باردار شدم... سخت تر دیگ
منم سه ماه اول اینجور بودم بخاطره اینکه جنگ بود از خونه خودمون اواره بودم همسرم نبود پیشم بعد استغفار میکردم کم کم با قران خوندن و ذکر کنار نماز این فکرا رو گذاشتم کنار الان خوشحالترینم ک پسرم داره میاد پیشم
منم امروز داشتم میگفتم الان با این سن چرا بچه دار شدم
کی میخواد شیرش بده و فکر که میکردم واقعا پشیمون شدم🥲🥲
نه ما که اینطور نیستیم چون نا شکری
صد درصد به خاطر هورمون هاست ولی خب شرایط کشور هم بی تاثیر نیست
همیشه به این فکر کن اونی که داده خودشم مراقبشه و حواسش بهش هست 🫠
من اینجوری نیستم خیلی عاشقشم اصلا از اینک هست خوشحالم از خدا میخام تن سالم بده بهم کارم ادامه بدم خوشبختش کنم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.