ی چیزی روانمو بهم ریخته واقعا دیگه دارم روانی میشم
از اواخر خرداد دخترمو صدا کردن ک بیارینش مدرسه (پیش دبستانی ثبت نام کردم)
بعد با ذوق فراوان دخترم رفت کلا هم همش عجله داشت ک پس من کی میرم مدرسه و اینا خیلی ذوق مدرسه داشت
خلاصه هفته ای سه روز دو ساعت مدرسه داره
بعد ی مدت ذوقش کم تر شد خب عادیه
الان نزدیک دو ماهه داره میره
ولی دو سه هفته پیش دوستش مریض شده بود و با ماسک اومده بود و بغل دست دخترم نشسته بود
دخترم اومد گفت مامان دهن آیسان بود میداد بعد دیدم هی آب دهنشو تف میکنه دهنشو پاک میکنه افراطی
قشنگ مشخص بود ک دخترم اونجا ی جوری شده حساس شده و حالش بد شده ولی مجبور بوده اون دو ساعتو تحمل کنه
من اینقدر از رفتارش تعجب کردم و ترسیدم ک حتی برا پیشگیری سرماخوردگی و اینا دادم ک مریض نشه
از اون روز دخترم این عادتو پیدا کرده ک آب دهنشو مدام با لباسش آستینش پاک میکنه اصلا براش تبدیل ب تیک شده
حالا بهش کاغذ دستمال میدم کاغذ دسمال از دستش نمیفته کلا صبح تا شب مدام آب دهنشو پاک میکنه هر چقدر باهاش حرف میزنم بهش راه حل میدم فایده نداره انگار از رو استرسه رفتارش یا چی
میگم نکنه محیط مدرسه باعث اضطرابش شده اصلا نمیفهمم چ گلی ب سرم بگیرم😖😖

تصویر
۶ پاسخ

بعد همون روز یکی بالا آورده بود تو کلاس درست کنار پای این
دخترم از اونجا انگار وسواس پیدا کرده یا چی😭

با روانشناس کودک صحبت کن

بنظرم یه چیزی هس نمیخاد بهت بگه
ازش پرس وجوکن
این استرس واضطراب بی دلیل نیس

چرا از الان پیش دبستانی؟ مگه از مهر شروع نمیشه؟
مدیرش بخاطر پول عجله داشته!!
اون مادری که میدونه بچش مریضه چرا بچه رو فرستاده مدرسه؟؟
من حس بدی گرفتم واقعا

خوش ب حالش چه پیش دبستانی خوبی ک میرن

با روانشناس صحبت کن حتما
روانشناس مهد نه

سوال های مرتبط

مامان رادین مامان رادین ۵ سالگی
بچها چند وقت پیش گفتم پسرم یبوست شدید داشت طوری ک مدفوعش کامل خون داخلش بود یا همش میگفت داخلش میخواره ک بردم دکتر گفت هموروئید و داخل بدنش زخمه و...ی مدت دارو مصرف کرد اما ب محض اینک تخمه یا چیپس و پفک بخوره دوباره شروع میشه الان 20 روزه زایمان کردم خودم بالا سرش نبودم و زیاد از این چیزا خورده.جالا میگ میخواره اونوقت شوهرم نمیزاره براش پماد بزنم میگ فردا خوشش میاد و...😑من جیگرم کبابه براش چون میدونم خارش چقد بده هر چقدم توضیح میدم متوجه نمیشه.اخه طفل معصوم داره درد میکشه وقتی پماد میزنم همش میگ بسه درد میکنه.یا مدام نمیگ ک شوهرم حس میکنه الکی میگ بعدم نمیشه ک ی شب بزنم ی شب نزنم باید حداقل چند روز بزنم.میگ بزار هر وقت گفت میگم خب این بچه نمی‌فهمه ک بعدم چند روز پشت سر هم گفت تا پماد گرفتم براش.بقران بغض داره خفم میکنه از طرفیم بعضی وقتا ب دخترم شیر خشک میدم اینم شده ی بدبختی انگار جنایت میکنم هر چی میگم انگار ن انگار عصبی شدم بخدا