عزيزم اگه مادر پدر خودت همراهتون بودن دوست داشتي. تنها بمونن و بگب ما ميخايم سه تابي باشبم؟
ب شوهرت بگو عزیزم من دوست دارم یشب باهم بریم بیرون سه تایی
مامان دوست داره باهامون بیاد قدمش سر چشم فردا شب باهم بریم ولی لطفا ی شب هم هماهنگ کن خودمو خودت باشیم
دیگه وقتی باهمرفتینمسافرت به نظرمنمیشه تنهایی برین بیرون البته درکت میکنم حق داری دلت بخواد خودتون باشین ولی باید از اول سه تایی می فتینمسافرت
اونایی که میگن اگه پدرومادر خودت هم بود اینطوری میگفتی رو درک نمیکنم با عرض معذرت مگر نه اینکه اونا همیشه میگن عروس دختر نمیشه خب اونام مثه پدر مادر ما نمیشن چون مادر من بشخصه اینقد کمک میکنه اینقد حواسش هست که نگو اما مادرشوهرم فقط به فکر خودشه البته که ما کلا با خانواده خودم سفر نرفتیم هیچ وقت .کم پیدا میشه که باهم تفاهم داشته باشن و درک کنن همیدیگرو
دگ از اول نبابد میرفتی باهاشون حالا ک رفتی چاره ای نیس باید تحمل کنی
نمیتونی بگی تو خونه بمون ما میخوایم تنها باشیم
برید زود برگردید
میتتونی خودت جای همسرت بزاری..واینکه وقتی همگی رفتین پس باید اکثر وقتا باهم باشین اونم مادر همسر ک نمیشه گارد گرفت چون سفرتون تلخ میشه..سعی کن ببریش و خوش بگذرونید دنیا میگذره عزیزم حالا ان شالله فردا پس فرداش با همسرت برو
چرا انقد درگیری همیشه ؟؟؟؟ زندگی کن بابا
حالا امسال هی مادرشوهرم میگفت کی میرین شمال گفتم معلوم نیس! امشبم زنگ زده از کربلا اومده شوهرم گفت کی میاین گفت معلوم نیس شاید بریم شمال یه هفته😂 بخدا منتظر بودن ما بریم باز با ما راه بیفتن. ببین مسیر رو مشکلی ندارم اما اونجا که آدم میرسه دیگه حدا جدا برنامه نریزن خوبه با همون که میرن به برنامه همونم اکتفا کنن
این دفعه که چون باهم رفتین دیگه هرجا میرین باید اوناروهم ببرین. همسرت حتما ناراحت میشه. دفعه دیگه جایی خواستین برین صداشو درنیارین .وقتی تو جاده بودین خبر بدین دارین میرین سفر
من ده ساله ازدواح کردم اوایل ازدواج سالهای اول دوم یکی دوبار با خانواده همسرم سفر رفتیم خوب بود اونم شاید چون ما ماشین نبردیم با برادرشوهر و پدر مادر همسرم رفتیم خیلی هم خوب بود خرید بازار جنگل آبشار هیچ مشکلی نداشتیم.حتا خونه بابام که شهر دیگس میرفتم باخاهرم یکماه میموندم اوکی بود اما از وقتی بچه اومد حتا سفر رفتن هم سخت شد یا تا میرفتم زنگ میزدن که دلمون تنگ شده و ... پارسال میخواستیم بریم شمال خونه بابام رفتيم مشهد اونام خونه مشهدشون بودن عصر رسیدیم استراحت کنه همسرم منو مادرشوهرم رفتیم حرم اومدیم خونه یهو ساعت۱۲شب پدرشوهرم گفت منم میام باهاتون چون عمومه. خونه خاهر برادرام میرم .مادرشوهرم گفت آره عمو زو ببرین مریضه با اتوبوس نمیتونه گفتیم اوکی ساعت۴صب خواستیم راه بیفتیم ساک بست مادرشوهرم که منم میام عمو رو تنها تمیفرستم😂😂
ببین کل مسیر غیبت این و اون رو کرد و ما خوبیم ما پولداریم ما ما ما...
کل برنامه های سفرمون رو بهم ریخت من ۳ماهه باردار بودم رایان رو.اخرش یه روز ناراحت شدم به همسرم گفتم این چه مسافرتی بود منو آوردی نذاشتن به یکی از جاهایی که میخواستیم بریم و برنامه ریزی کرده بودیم برسیم خودشم ناراحت بود به روشون آورد .اونا خونه هر ننه قمری رو میگفتن باهم بریم .خونه مستاجر قدیمی خونه زن دایی پدرشوهر و....
دیگه یه ذوز فرصت دادن ما هم بریم تنها بیرون و فلان که اصلااااا اون سفر برام خاطره هوش نداشت به همسرم گفتم دیگه بخای اینجوری سفر بری میام باهات😅😝
اگه پایه اس اخم اینا نمیکنه آدم بگو بخندی هستش برید بابا خوش میگذره
عزیزم الان دیگه هیییییچ گزینه ای کار ساز نیست ، اگر بخای بگی که نیان خیلییی دلخوری پیش میاد و تا آخر سفر میخان برات قیافه بگیرین، بهتره که تحمل کنی و چیزی نگی چون واقعا راهی نداری ، پس همگی برین بیرون و خوش بگذرونین ،، اکرم تایم دارین و میتونین بیشتر شمال بمونین یه شب بچه رو بزار پیش مادرشوهرت تا نگه داره و شما برین بیرون
حالا بیادش مگه چی میشه زندگی رو به خودت سخت نگیر
میشه بگی هوا چجوریه؟؟
من بنظرم باهاتون بیاد یبارم یجوری از شوهرت بخواه تنهایی برید دلی خوش کنید مطمئنم مخالفت نمیکنه فقط سیاست و محبت
به نظرم به شوهرت بگو من دوست داشتم سه تایی بریم بیرون شام با حالت مضلوم نمایی بگو جوری نگو که ناراحت بشه البته من خودمم تو این شرایط گیر کردم که رفتیم شمال فقط دریا رفتیم هیچ جا حتی باز هم نرفتیم چون عفریته خانوم هی نه میآورد که من دوست ندارم خسته ام خوشم نمیاد
بنظرم بازار برین باهم.بعد بیاین استراحت کنین شب حاضر شین بگین میریم یه دوری بزنیم .شام بخورین بیرون .اومدین اکه گفتن شام نمبخوربن بگین بیرون یه چیزی خوردیم....
خیلی شرایط سختیه🥲
سلام منم دقیقا عین توام
ما هم هرجایی می خوایم بریم باید حتما مادرشوهرمم باشه
اوایل خیلی ناراحت میشدم و حتی غیر مستقیم به شوهرم میفهموندم
ولی میدیدم اونم دوست داره مادرش باشه
دیگه سعی کردم کنار بیام
ما اصلا مسافرت تنهایی نرفتیم همیشه مادرشوهرم باهامونه
الان هم به نظر من زشته بخوای بهش بگی نیا دنبال ما
یه جورایی همسفرتونه
مطمئنا شوهرتم ناراحت میشه و دیدش نسبت بهت بد میشه
باید قبل مسافرت بهش میگفتی که اصلا همراهتون نمیومدن
من میگم الکی برید یجا دیگه شام هم کنسل کن یه موقع دیگ برید 🤣
من که علنا به شوهرم میگم مثلا شب میخایم بریم دور بزنیم یهو میگه منم میام گفتم شوهر اگ بیاد من نمیام میخایم اهنگ بذاریم حرف بزنیم نمیشه اه اه اخرشم میاد منم میگم امشب قبول نیست دوباره باید بریم
خیلیییی این شرایط سخته و من بارهااا گیرافتادم داخلش ولی نتونستم کاری کنم چون قدرت بیان ندارم🤦♀️🤦♀️همش مواطبم ک کسی ناراحت نشه
ولی خودمو ناراحت میکنم
نیگا بنظرم اول به همسرت بگو بهش بگ
مثلا خیلی بااحترام و دوستانه بگو خیلی دوس دارم ۳تایی بریم شام بیرون و فلان میشه یجوری به مامانت بگی دلخور نشه خودمون بریم خاطره ۳تایی رفتنمونو داشته باشیم واینا
میگم آب هوا انزلی چطوره الان گرم نیس ؟؟؟
عمیقا درکت کردم ولی چاره ای نداری مجبوری تحملش کنی ،از اول باید خودتون میرفتین مسافرت بدون اونا
واییی ازدست این مادرشوهراااا نمیدونم چیکارکنی که شوهرتم ناراحت نشه سخته😕
عه اخرش رفتی شمال🙄😂
عجب بابا مگه شوهر نداره خووودش سه تایی برین بهش نگید اصلا کجا میرین چی میخورین
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.