چقد سخته من یدونه بچه دارم ولی انقدرا بهم سخت نگذشته بجز چند شبی ک تب داشته تاحالا شب بیداری نداشتم در طول روز حوصلم سر میره هفته ای یبار خونرو تمیز میکنم و بعدش تمیز نگه میدارم دخترمم اکثرا با خودش بازی میکنه گاهی منم باهاش بازی میکنم و خیلی بهم نمیچسبه خداروشکر اما قطعا دوتا بچه سخته مخصوصا اگه پسر باشه
عزیزم چند ماهگی پستونکو از بچه هات گرفتی؟؟؟
خدا بهت قوت بده عزیزم
خداروشکر به خاطر وجودشون
عزیزم چ متن تو دل برویی ❤️❤️ و من این تجربیات شماهارو چهاربار پشت سر هم تجربه کردم همه این توصیفهایی ک کردین از نظر خستگی و هر چیزی ک گفتین برای من چهاربار تکرار و تکرار و تکرار شد و من همچنان پابرجا هر روز عاشق تر از روز گذشته و چقدر شاکرم از خدا بابت هدیه هایی ک بهم داده منو لایق دونسته انشالله تن بچه هامون همیشه سالم و دلشون خوش باشه عقبت بخیر بشن 🥰🥰🥰🥰
والا منم موندم چطور زنده موندم اون ۱۸ماه اول🤣خوبی کجاها بودی
منم باورم نمیشد
اصلا فکر نمیکردم بتونم
این منی که الان هستم،خیلی قدرتمند و عاشقه
اون کنه سال۴۰۲، یه دختر و یا زن نادان و کم فکر بود حتی
بی تجربه و پرادعا
الان نه
الان ور از انگیزه ام
اصلا دختر اولم و اونقدر دوستش دارم که این حد برام عجیبه
چیزای عجیبی بهش میگم.میگم کاش بشه من فدای تو بشم و عمرم بیاد رو عمر تو
الان بچه دومم هم دوست دارما،ولی اولی به چیز دیگعس
خیلی بچه دار شدن خوبه
عشق حقیقیه
من بعد اومدن دخترم دیگه فهمیدم عشق اونه
دیگه برام مهم نیست حتی همسرم دوستم داشته باشه یا نه
چ متن خوبی تایپ کردی
دقیقا دقیقا
باورت نمیشه من انقد ازبچه متنفر بودما میگفتم خدا بچه بمن نمیدع انقد ک بدم میومد ولی نگا توروخدا الان خودمو میبینم تعجب میکنم موقعی ک موهاشو شونه میکنم گره تو موهاش تاباز بشه اینکه دردش نگیره من اشک توچشمم جمع میشه میخوره زمین دلم درد میاد ی وعده غذا نخوره غذا نمیتونم بخورم بم نمیچسبه دیگه اون النازی ک ازصبح تاشب کلاس بود ارایشگاه بود با رفیقاش بیرون بود الان خلاصه شده تو یه النازی ک دلش میحواد ی ساعت براخودش وقت بزاره فقد سرشو توگوشی کنه یا موهاشو شونه کنه ولی راضیم واقعا ازشرایطم ازاینکه خدا منو لایق دونست ک مادربشم اینکه ی دختر خوشگل و شیطون بهم داد خداروشکر میکنم خدابچهامونو برامون حفظ کنه🙏🙏🙏🙏
خدا قوت عزیزم.
واقعا تو دنیا هیچی قشنگ تر و شیرین تر از مادر بودن نیست
منم از اول تا الان ک آراز ۲ و ۲ ماهش شده خیلی چالش ها پشت سر گذاشتیم.ولی حتی خستگی های بچه داری هم ی لذتی توش هست. الان من باردارم و بازم واسه کارای پسرم وقت میزارم باهاش بازی میکنم وقتی میخنده وقتی بغلم میکنه میگه مامان دوست دارم بهم میگه تو هم دوسم داری؟ میمیرم براش
ما را به این سخت جانی خود این گمان نبود.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.