گوشیم سه روز خونه مامانم جا مونده بود، الان که دستمه بیاید بگم از مسافرت با کوچولوی نه ماهه♥️
خیلی خلاصه بگم، چون در حالت عادی هم دخترم تحرک و سر و صدا و گریه فراوون داره نسبت به کارهاش سر شدیم دیگه خنثی هستیم و عادت کردیم برای همین راحت کنار میومدیم. اینکه توی قطار هر لحظه‌ در حرکت بود و می‌خواست بره کوپه ی مردم، تو هتل فقط از پله بالا و پایین می‌رفت و اگه دستشو می‌گرفتیم جیغ میزند و این مسئله تا روز آخر ادامه داشت، اینکه با گریه میمومد تو هتل چون میخواست تو بازار بمونه (قشنگ مسیر هتل شناخته بود و گریه میکرد)، اینکه ذره‌ای نکات بهداشتی براش مهم نبود، اینکه چسبیده بود به بغل من و بغل هیشکی نمی‌رفت تو کالسکه هم نمیموند (فرض کنید من چهار پنج ساعت پیاده‌روی بغلش کردم)، اینکه هر ثانیه بیدار بود😂 انکار میدونست میخوایم بریم بیرون پابه‌پای ما حتی زوتر از خواب بیدار میشد پشت در می‌نشست و تا لحظه آخری که می‌تونست از منظره بازار و حرم استفاده میکرد😁 بازیگوشی های فراااوون و وهزااااران مسئله جدید دیگه.
من فکر میکنم اگه در حالت عادی بچه‌ی ارومی بود شاید سختی مسافرت بیشتر به چشمم میومد اما به طور کلی من یادگرفتم که تو باید همراه بچه‌ت رشد کنی و باهاش هماهنگ بشی؛ اینجوری همه چی اسونتر ‌و خاطره انگیز تر میشه.

تصویر
۱۱ پاسخ

عزیزم زیارتت قبول ♥
فقط اینکه تو ماشین نخوابید اصلا؟؟
و چیا بردی ک واقعا ب کارت اومد چی بکارت نیومد؟

چه عالی به سلامتی
کجارفته بودین؟

منم خیلی دلم میخواد مسافرت و بدون کمکی و سه تایی فکرنمیکنم بشه تو ماشین اذیت میکنه هی میخواد بیرونو ببینه و وایسه و کلافه میشه حالا نمیدونم چی بشه ولب بالاخره که باید رفت آدم دلش میپوسه همش خونه و بچه داری و تکراری البته بازم شکر❤️😘

آفرین چقدر زیبا و قشنگ همه چیز رو دیدید. مامان آگاه و صبور. م؟مئنم دخارت بعدها قراره بهت خیلی افتخار کنه😘😘😘😘

درنهایت اینکه
مسافرت با دخترم لذت‌بخش‌ترین تجربه‌ای بود که داشتم. حتما حتما اگر شرایطش بود باهم مسافرت برید که براشون خیلی جذابه 🤌🏻 چشمهای کوچولوشون چیزهای جدید میبینه و انکار مسافرت یه کلاس یادگیریه‌.

البته که به نوع نکاهتون مربوط میشه :)

نتیجه گیری: مسافرت کنکله با بچه زیر دو سال

خداحفظش کنه زیارتتون قبول باشه
بچه چندماه سختی داره خب بعدش خاطره میشه

راه میره دخترت

بچه ۹ ماهه مگه از پله بالاپایین میره؟

دقیقا من چند وقت دیگه میخوام برم مسافرت اینقدر تو ماشین اذیت میکنه غصم گرفته چه جوری هندلش کنممم

خداحفظش کنه عزیز دلم

سوال های مرتبط

مامان ویهان 💙🧸 مامان ویهان 💙🧸 ۱۱ ماهگی
تجربم از سفر با بچه تو قطار 🥴🥴

فکر کنم از استیکری که گذاشتم همه چی مشخصه که اصصصصلا راضی نبودم. برای مسیر رفتنمون پسرمو رو صندلی خوابوندم و خودمم کنارش دراز کشیدم ولی تا صبح نخوابیدم چون میترسیدم بیفته پایین. این آقا پسرم کم نذاشت و جای تشکرش ساعت ۴ونیم صبح بیدار شد و دوساعت بیدار بود و برای خودش آواز میخوند.🫤
از شانس بدم چسب مای بیبی کنده شده بود و کل لباسش خیس شده بود
به هر سختی بود تحمل کردم و رسیدیم مشهد.
اونجا تو حرم هم کم و بیش اذیت کرد و برای خوابش خیلی مقاومت میکرد و من شدیدا اذیت میشدم من به خودم امیدواری میدادم که نه همین یبار بوده و خوب میشه ولی بهتر نشد که هیچ بدترم شد
۲تا بلای بد هم براش افتاد یکی اینکه موقعی که تو پله برقی بودیم چرخ کالسکه نچرخید و کالسکه تو خودش جمع شد و پسرمم داخلش بود
یکی دیگه هم اینکه باباش حواسش بهش نبود و از تخت با سر افتاد پایین😥
موقع برگشت هم شوهرم چمدان گذاشت وسط بین دوتا صندلی و پسرمو اونجا خوابوندم ولی باز متاسفانه صبح دیدم نم داده و دوباره لباسش خیس شده
قطار هم وسط راه خراب شد و ۲ ساعت دیرتر رسیدیم کولر هم خراب شد و جالبه بدونید فقط کولر واگن ما خراب شد🤣🤣🤣 خنده من از گریه غم انگیز تر است بلایی نبود سرمون نیاد
فقط تنها چیزی که شانس اوردم این بود که پسرم پی پی نکرد😂
اقا خلاصه بگم اصصصصلا با بچه تو این سن مسافرت نرید که خسسسسته میشین🤕
مامان 💙ویهان💙👶🧿 مامان 💙ویهان💙👶🧿 ۱۰ ماهگی
من از دیروز بخدا ده سال پیر شدم دیروز پسرم حالش خیلی خوب بود بازی می‌کرد شوهرم گفت یک ساعت ببرم خونه مامانم باهاشون بازی کنه چون تو یک حیاطیم‌گفتم‌باشه بعد که رفته اونجا شوهرم تو حیاط بود بعد نیم ساعت مادر شوهرم با جیغ خدایا مرد خدایا مرد من همون لحظه بخدا مردم فقط درو وا کردم خودمو انداختم بیرون دیدم پسرم تو بغلش همونجا انگار فلج شدم افتادم زمین آورد بهم گیره تو گلوش گید گرده کبود فقط این یادمه سرشو دادم پایین با وسط دستم ۴ بار بار به پشتش زدم بعد با دستم درآوردم گیره گیره های رنگی که کوچلو واس طر دختر میزنن از اون بود بزور آرومش کردم بعد میگه عموش سوارش کرده بود رو گردنش دستش خیس بود دستشو دراز کرده بود به سیم که روش بازه جیغ زدم دستشو کشید از شب بخدا هر ده دقیقه پسرم با گریه و جیغ از خواب بیدار میشه بزور آرومش میکنم میخوابونم بعد دوباره جوری گریه میکنه هق هق معلومه ترسیده دیگه من غلط بکنم به حرف شوهرم گوش کنم این بشه برام درس عبرت