منم راهم دوره با خانوادم اولا میرفتیم با پسرم زیاد میموندیم ولی الان نمیتونم با شوهرم میرم با شوهرمم برمیگردم دلم تنگ میشه انگار دیگ خونه خودم عادت کردم.ولی شماهم همون ی هفته بسه بیشتر بدردنمیخوره
هر دوماه ده روز بمونی عالی میشه انشالله خدا اوتی که میخای رو برات بخواد عزیزم
بنظر من ی هفته زیادم هس هر چی دور تر باشی بهتره زندگیت اروم تره البته از هر دو طرف (هم خونواده شوهر و هم خونواده خودت)
حالابیامن برات زندگیمو بگم
منم باخانوادم ۱۲ساعت فاصله دارم
وکلا جایی ک زندگی میکنم ازخودشهرمشهد ۴۰کیلومترفاصله داره اینجا شوهرم نگهبانه مرخصی نداره فقط تک تنها من پسرم شوهرم تومحوطه شاید ۵۰۰یا۱۰۰۰متری زندگی میکنیم عملاهیچ جانمیریم مگربراخریدخونه ک خودش میره روستای دوربر
شوهرمنم بشدت عصبیه سر کوچکترین چیزی عصبانی دادبیدامیکنه حتی سرپسرم جوری ک عصبانی بشه هرچیباشه دستش پرت میکنه من الان فقط بچم ورمیدارم میرم بیرون تومحوطه دورمیزنم اینم بگم پیش خانوادم هر ۶ ۷ماهی میرم یه هفته میمونم بیشترنمیزاره یعنی ۵شنبه رفتم باید ۵شنبه هفته بعدخونه خودم باشم یک روز دیرتربشه دیگ میگ اصن نیا پس من چ دلی دارم خواهزادم یک ماهه بدنیااومده من هنو نتونستم برم بغلش کنم چرا چون برج ۱اونجابودم باید ۶یا۷ماه بشه ک بتونم برم دیدنشون ....
خواستم بگم دردمشکل بزرگترازمشکل توهم هست
منم مثل شمام ۵یا۶ ساعت فاصله هست باشوهرم میرم باخودش برمیگردم تازه شما یک هفته میمونی من دوسه روزه میرم وبرمیگردم من هجده ساله ازدواج کردم ولی درست نشد فقط موقع جنگ موندم که خودش تنهابرگشت سرکارازاخلاقش نگم هیچی خودش هروزروزی ۲۴ساعت خانوادشومیبینه ولی من نه تازه وقتی خانوادم میان خواهرشوهرم میگه مهمون بازی زیادداریدبایدپول آب شمابدیددیگه خسته شدم بادعواهم درست نشد که نشد
منم غریبم ولی واقعا خونه خودم راحتترم ااونجام برم خیای هوای بچه هام دارن مامانم غذا از دهنش خودش میگیره میده بچه هام هوای منو خیای داره ولی هیچ جا خونه خودم نمیشه ارامش بیشتری دارم اکثرا همینجورن عجیبه شما وابسته به خانوادتی و اینم بگم خودت به این شرایط عادت بده وگرنه فقط خودت اذیت میشی هرچقدرم با شوهرت حرف بزنی بیشتر لج میکنه فکر میکنه اونجا بری خبریه یا خانوادت پرت میکنن از این چیزا
خودت ماشین بگیر برو
خب دلیلش چیه که نمیزاره؟خونه مامان خودشم بود ،میگفت نرو؟
شاید دلش تنگ میشه براتون یا نگران میشه
من سالی یکبار میرم خونه مامانم تهرانه اونم چهارده روزمیمونم برمیگردم
همون ی هفته کافیه بعد ممل پیدا میکنی با خانواده خودت سر بچه یا هر چیز دیک ای..یه هفته اونجایی عزت و احترام داری دیگ بعدش داستان میشه
این ک ۵-۶ ماه یکبار میری رضایت نمیکنه سه ماه یکبار بری خودت هم راضی میشی
به شوهرت بگو ۳ ماه یکبار بریم همون ی هفته
عزیزم تنها راهش اینه همسرت رو راضی کنی
راه دیگه ای نیست
۶ ساعت راه خیلی زیادی هم نیست
صبح راه بیفتین تا ظهر میرسین دیگه
میتونین حداقل دو ماه یکبار برین ۵ و ۶ ماه واقعا تایم زیادیه حق داری دل تنگ بشی
اگه هم همسرت راضی نمیشه که هیچی دیگه
۶ساعت که راهی نیست خواهر ...خوب بشین اروم باهاش صحبت کن که من یه هفته بیشتر بمونم ..دیگه هر ادمی باشه کوتاه میاد..وسعی کن شوهرت رو عادت بدی ماهی یه بار رو برین ..
بنظرمن کافیه
من خیلی به خونم وابسته ام
خواهرم ندارم
همش با دخترم هستم
با هم میریم سینما کافی شاپ پارک خانه بازی
همون یه هفته هم خوبه واسه اخلاقش هم روش کار کن وقتی مشکلی تو زندگیتون نیس چرا بداخلاقی میکنه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.