سوال های مرتبط

مامان قاصدک خانووم مامان قاصدک خانووم روزهای ابتدایی تولد
بعضی دوستان گفته بودن تجربه زایمانت بگو..هیچی دیگه من تقریبا از اواسط ماه هشتم بارداری دردهای پریودی کم کم اومد سراغم تا رسیدم به به هفته چهلم..یه روز مونده به تاریخ زایمانم دیگه دردها خیلی شدید شد که تحملش اصلا راحت نبود رفتم زایشگاه گفت دوسانت نیم دهانه رحم باز شده برو محوطه بیمارستان راه برو شاید امروز شاید فردا زایمان کنی..اینو که شنیدم ناامید شدم درد شدید داشتم..یلحظه خدا و آل یاسین صدا زدم گفتم الان وقت کمکه من تحمل ندارم..همینو که گفتم دردها زیاد شد داد زدم که احساس پی پی دارم نمیتونم تحمل کنم ببرین منو دستشویی ..اومدن سریع منو معاینه کردن..گفتن وای 6 سانت شدی ..سریع من گرفتن منو با خودشون دووندن تا اتاق زایمان گفتم فشار زیاد رو مقعدم من دیگه تحمل نمیکنم الان پی پی می کنم گفتن دختر سر بچه اومده پایین داری زایمان می‌کنی این پی پی نیست..دستپاچه شده بودن..منم از اونور فشار روم بود داشتم زایمان می کردم..نمی‌خواستن بدنم برش بزنن گفتن دردت زیاده بدنت پاره نمی کنیم من قبول نکردم گفتم سریع قیچی کنید و آمپول بی حسی بزنید..اینا سریع انجام دادن..و بچه دنیا اومد... اما درد وحشتناکی بود..آمپول فشار هم نزدن گفتن دردت زیاد خودت داری زایمان می‌کنی نیاز نداری...اما میتونم بگم هیچوقت اون درد نمیتونم فراموش کنم..