۱۳ پاسخ

وااااای خداروشکر چقدر خوشحال شدم براش خدارو صد هزار مرتبه شکر
خدایا هیچ مادری رو با بچش امتحان نکن🤲

با اینکه نمی‌شناسم واقعا خوشحال شدم خدا روشکر

خداروشکر خدایا میشه برا ما هم معجزه بشه

الهی
بازم خدا رو شکر
چقدر اولش خوندم ناراحت شدم ولی آخرش دلم شاد شد
انشاالله هیچ بچه ای مریض نشه خدایا

خداروشکر..واقعاهمچی دست اون بالایی هس انءشالله ک تقدیروسرنوشت همه بچه هاخوب باشه ک هچ مادری غصه وجوش بچه اش رونزنه🙏

خداروشکر🥹🥹
الهی آمین

الهیییی شکررر🤲😍

خداروشکر لعنت به باعث وبانی ک اعتقاد مردمو ضعیف کردن

الهی امین ایشالله همیشه تنه بچه ها سالم باشه

خداروشکر،چقدر خوشحال شدم،فکر کردم میخای اخرش بگی براش دعا کنید عمل داره

خداروشکر ،😍😍
الهی آمین

الحمدالله خداروشکر ک خوب شد بچه

آخی خداروشکر 🥹😭

سوال های مرتبط

مامان دیدار به قیامت مامان دیدار به قیامت ۲ سالگی
چقد حالم بده ۲۵سالگرد پسرمه بمیرم برا همه اذییتاش وزجر کشیدنش ناشکری نمیکنم ولی ای کاش مریض نمیشد می موند واسم دلم خونه پسر قشم ۹بار بیمارستان بستری شد چقد باید بخاطر امونیاک لعنتی میبردمش آزمایشگاه بمیرم که بچگی نکرد بمیرم که حقش نبود که انقد درد بکشه حال وهوای اون روزا رو دارم خدا کمکم کنه فقط داغ خیلی سخته بمیرم براهمه ماجرایی که امسال داغدار شدن
از عذابایی که بچم کشید و معصوم و کوچیک بود داغونم کاش انقد دارو بش نمی‌دادم خسته م هرچی پسرم آسمونی شده مراسم که میرم میشینم و زار میزنم خسته م دلم پسرمو میخواد خدایا تورو بهمین شب عزیزت بچه اگه میدی سالم بده و موندگار ..چن وقته نرفتم سرخاکش دارم میمیرم فردا باید برم من دلم بچمو میخواد ای خدا تا یک سال و ۶ماه داشتمش پارسال این موقع تو بیمارستان بود یه کلیپی اونروز دیدم گف قلب اتفاقارو زودتر از مغز میفهمه پسرم که بستری بود همه چیش خوب بود فقط هییییچی نمی‌خورد من بیشتر از همیشه گریه میکردم قلبم فهمیده بود ولی مغزم یک درصدم احتمال نمی‌داد که قراره پسرم آسمونی بشه کاش میشد یدفه دیگه ببینمش بغلش کنم دل که نه جانم براش تنگ شده خستم از قوی بودن از همه چی خدایا امشب می میرم من حالم خیلی بده توروخدا دعا کنید بیاد به خوابم دلم براش لک زده چقد مظلوم بود چقد باالتماس نگام میکرد پرستار که میومد تو اتاق چنان مظلومانه نگاه پرستار میکرد و بغض میکرد که پرستار همش میگف توروخدا اینطوری نگام نکن دلم ریش ریش میشه از این دنیا متنفرم چرا باید قسمت بچم این باشه که بیاد رو این دنیاو زجر بکشه بعدم آسمونی بشه خسته م ...
مامان Lea مامان Lea ۳ سالگی
ادامه تاپیک (۵)
یه روزی داشتم خودم تمیز کاری میکردم شکمم هم اونقد بزرگ نبود که اذیت شم رفتم رو نردبون که بالای کمد رو تمیز کنم که از زیر شکمم یه دردی گرفت و فک کردم یا خدا من همین الان دیگه دارم میزام گفتم تمومه علی منو میکشه دیگه(مثلا).علی اومد و سریع رفتیم دکتر سونو‌و اینا گفتن شاید انقباضه ولی حال نینی خوبه علی هم اصلا دعوام نکرد و منم از این فرصت سو استفاده کردم گفتم خوب تو که نمیذاری غریبه بیاد منم مجبورم خودم بکنم و اینا خلاصه قبول کرد که کمکی خواهرم که اونم میشناسه خودش بیاد خونمون چن بار.
رسید روزی که اومد یه خانوم جوون و معصوم بود رقیه بود اسمش.تازه شروع کرده بود به کار اما خیلی افسرده و بی حال و همش یجوری که ادم دلش میخواست به حالش گریه کنه ناراحت بود.خلاصه سری دوم که اومد دیدم از اتاق صدای گریه میاد زود رفتم ببینم طوریش نشده دیدم داره وسایل اتاق دخترمو نگاه میکنه و گریه میکنه .دلم ریخت ...🥺💔



پوشک شیر خشک لباس بچه بارداری غذای کمکی