بخدا من میگم ب فامیل شوهر رو ندی بی راه نمیگم
امروز دخترجاریم اومدخونمون ی امروز رومیخواستم استراحت کنم پسرم خونه نبود این اومد حالا اومدنش هیچ
۲۰سالشه میگه زن عمو بااجازه برم اتاق رادمهر روببینم میگم برو دیدم رفتم اتاق ما من اول نرفتم بعد دیدم طول کشیدمنم رفتم گفت بااجازه در کمدم روبازکرد یکی یکی بخدا قسم کشو هامونو نگاکرد مانتوهامودرآوردنگاکرد کیف هامو وسایل آرایشام ینی همه جارو حتی کمددیواری هی میگف بااجازه تامن چیزی بگم بازمیکرد واااای چقدر بدم اومد ازکارش همچنان داشت می‌گشت گفتم میخوای بریم بیرون؟؟؟ب خودشم نمی‌گرفت
چقدرررفضوله ازدست مامانش راحت شدم طلاق گرفت رفت پی زندگیش
این شده بدترازاون

دلم بهش سوخت رفت و آمدکردم باهاش چون مامانش ولشون مردرفت افسردگی گرفت گفتم گناه داره مسی رو ندارن
ولی خیییییلی رو مخ و فضوله واقعا نمیتونم تحمل کنم
چند سالی بودقطع رابطه بودیم جدیدا رفت وآمد داریم فکرکنم کارم دراومد

#فرزند پروری پوشک شیرخشک آنومالی

۱۵ پاسخ

رووو نده دفعه دیگه اگه گفت بگو نه ببخشید

خیلی حس بدیه خیلی راحت باهاش حرف بزن بگو شاید من خوشم نمیاد این کارو کنی

وااا بگو دوره جهتز دیدن تموم شده یعنی چی یکی بیاد بره سرکمد ادم خاهرم ادمم نمیکنه اینکارو

هر وقت اومد در اتاق خواب خودتونو حتماً قفل کن.... من حتی خواهرای خودمم خونم بیان اینکارو انجام میدم..چون از نظر من اتاق خواب یه فضای خیلی شخصی و خصوصیه و کسی نباید بدون اجازه وارد این حریم بشه... البته واسه من که بعد از اینهمه سال حتی اگه در اتاقمونو بازم بزارم خودشون وارد اتاق نمیشن چون اخلاقم دیگه دستشون اومده...به همین دلیل بنظرمن باید از اول جوری رفتار کنی تا متوجهش بشه

چجوری میزاری من پامو تو اتاق خواهر خودم بزارم بیرونم میکنه میگه حق نداری بیای مجرده تازه

وقتی غیرمستقیم نمی‌فهمه رک بهش بگو بزار ناراحت بشه دیگه بچه نیس که ۲۰سالشه
در اتاقتون قفل کن بهش هم رو نده

تازه این هفت هشت ساله ها بدتر هستن

چقد پرووووو

یجوری گفتی فک کردم هفت هشت سالشه
دیگه 20 ساله رو باید بهش میگفتی اینجا حریم خصوصیه زشت کارات
نمیدونم چرا اینقد خودتونو عذاب میدید سر بقیه

ببین شوهرم یه خواهر زاده داره ۲۶ سالشه وقتی من با شوهرم ازدواج کردم این با ما اوکی شد از کرج میومد خونمون همه میبردیمش هر غذایی میگفت براش درست میکردم چیزی هم می‌خورد از جاش بلند نمیشد ظرف میوه رو جمع کنه اصلا کمک نمی‌کرد باز من میگفتم عیب نداره چند ماه پیش اومد خونمون من با شوهرم بحثم شد این اومد میانجی گری کنه شوهرم بهش گفت تو دخالت نکن قهر کرد گذاشت رفت رفت همه جا رو پر کرد که ما دوتا دعوا مون شد آخر سر من شدم آدم بده این شد یه تجربه برای من که به خانواده شوهر رو ندم

وااااا دختر ۲۰ ساله و این رفتارا؟؟؟ چقد زشت واقعا
معلومه بهش یاد ندادن
بخدا دخترم دو سالشه هر وقت میریم خونه عمه هاش چندین بار بهش میگیم نمیتونی تو اتاقا بری فقط اجازه داری بری اتاق دختر عمت ببین وقتی یمبار ده بار صدبار بگی ملکه ذهنش میشه بچه

اخ دقیقا اینایی که گفتی عین دختر جاری من جالبش اینجاس هرموقع هم مهمونی میگرفتم مامانش وباباش دعوت نبودنن نمیدونم اون از کجا متوجه میشد مهمونی گرفتم سریع می اومد منم میگفتم عیب نداره کوچیکه حالیش نیست نگو حالیشه اومده اطلاعات بگیره ببره به مامانش بده کی اومد کی نیومد فلا دفعه بعد قشنگ مستقیم به جاریم گفتم من دخترم از اول بچگی نمیزارم بدون مامانش جایی بره حتی خونه عمو وزنعموش اونم بخودش گرفت دیگه خداروشکر فعلا نمیاد اینقدر راحت شدم

وا خب راحت بگو عزیزم اتاق زن و‌شوهر جای خصوصی و حریم‌شخصی هستش لطفا بیا بیرون شاید چیزی هست که شما نباید ببینی اگر راحت بهش اجازه بدی دفعه بعد یه با اجازه میگه و هرکاری خواست میکنه بچع که نیست

ایندفعه اومد در اتاق ها رو قفل کن

عزیزم بچه که نیست
باید محترمانه میگفتی نه زن عمو اجازه نیست
من و عمو دوست نداریم کسی وارد حریم خصوصی مون بشه بیا بریم تو حال چایی بخوریم و گپ بزنیم

سوال های مرتبط

مامان Aron مامان Aron ۳ سالگی