۲۳ پاسخ

قنداقش کن من هنو بچم الان یک ماهش میپرع

عشقم منم مث تو حساسمم اون اوایل بیشتر میدونی بخاطر چیه اینجوری هستی بخاطر اینکه خعلی سختی کشیدی دقیقا مث منن تحمل کنن میگذره
برا منم دعا کن

عزیزم چرا منتظری شوهرت حرف بزنه خودت بگو گفتن بچه رونبوسید ممکنه ویروس بگیره چون بدن بچه ضعیفه همین

خودت حرفشون بزن اما ب خوبی بگو بچست پوستش جوش درمیاره مریض میشه دکتر گفتا تا بعد چهلم چیزی ب پوستش نخور ن بوس و ن دست و اینا تا خودشون خجالت بکشن‌
گناه داره بچه

عزیزم خیلی محترمانه ولی قاطع بگو بچه هنوز ابه روی لباسشو بوس کنید اگر خیلی میلتون کشید چون پوستش حساسه
ولی خودت از بچت دفاع کن شوهرت که همش پیشش نیست
ما الان تازه بعد چهل روز پس سر بچه رو فقط بوس میکنیم
گناه داره اخه

خودت بهشون بگو

انقد بدم میاد از خانواده شوهر
مادرشوهر من روز اول تو بیمارستان دستاشو میبوسید

وقتي ميخوابه به صورتش يه كرم چرب بزن جوري كه چربيش بمونه قشنگ ديگه خودشون بوس نميكنن

وای دقیقا ما هر وقت میریم خونه اونا یا اونا میان همش حرصم میگیره و عصبی میشم از کاراشون. پدر شوهرم که از همون اول بزور بچه رو بیدار میکرد با اون ریشاش هی بچه رو میبوسید از همون اول تا الان با بچه داد میزنه حرف میزنه انگار زبونم لال با آدم کم شنوا داره صحبت میکنه از دستاش می‌گیره بلندش میکنه. مادر شوهرمم که میاد با بچه خواب صحبت میکنه بیدارش میکنه بد خواب میشه لبای بچه رو بوس میکنه رو پاهاش بد میگیره بهش میگم یکم بده پایین تر بالشتو میده پایین باز تا رومو اونور میکنم میبینم باز بالشتو داده بالا. بعدم وقتی گریه میکنه میندازنش بغل من بچه عصبی میشه وقتی از خواب میندازنش. اون اوایل همش به کاراشون نگا میکردم عصبی میشدم و هیچی نمیگفتم بعد دیدم از رو نمیرن چند بار بهشون بد نگا کردم و بهشون گفتم اینکارارو نکنین بازم میکنن ولی منم هی میگم بهشون یا بچرومیگیرم یه بار ناراحت شده بودن از حرفای من رفتیم خونشون بچه رو بغل نکردن. یه بارم بخاطر کارای اینا با شوهرم دعوامون شد گفتم تو هیچی نمیگی بهشون فقط من باید بگم اینکارارو نکنن بچه اذیت میشه زبونم دیگه مو در آورد انقد گفتم نکنین وقتی بچه رو از پدر شوهرم میگیرم صورتش کلا قرمز میشه انقد که صورتش با ریشای این اذیت میشه
خدا خودش کمکمون کنه و یه صبر زیاد بده از دست اینا منکه دیگه خسته شدم انقد گفتم بهشون تو هم قشنگ بگو ۹ ماه تو شکمت نگهداشتی بعدم درد زایمان رو تحمل کردی که اینا اینجوری بچه رو اذیت کنن؟ بهشون بگو بزار بدشون بیاد بچت عزیزه یا اونا؟
والا

وای منم میدونم خیلی باید حرصش بخورم بخاطر نفهمی خانواده شوهر همش تو ذهنم تصور اینو دارم اونا میان بوسش کنن و من دعوا را میندازم

اخه بچه پنج روزه بوس کردن داره

من از الان استرسشو گرفتم ، شوهر منم آدمی نیست که به کسی چیزی بگه .
خودمم روم نمیشه

خب وایسا تو روشون چرا چیزی نمیگی

خودت بگو
شوهرت چیکارس
خودت بگو یه جوری

کلا همینجورن منم وقتی کسی میومد بیدارش میکردن هر کاری کردیم فایده نداشت دیگه بیخیال شدیم البته خانواده شوهرم نبودهمه طرف بود

وااا یعنی چی واقعا نمیفهمن نوزاد رو نباید بوسید ؟
خوب خودت بگو چه دلی داری دختر خودت نذار ببخشیدا هرکی میخواد ناراحت بشه بشه جهنم

قشنگ قبل اینکه برن سر بچه رک بگو کسی بیدارش نکنه دست نزنه بهش. بوسش نکنه.سفت و سخت بگی کسی نمیره

ببین عزیزم تا خودت بهشون نگی کاری از کسی بر نمیاد، بچت از هرچیزی مهم تره الان مستقیم بگو دوس ندارم بوسش کنین ناراحت هم میشن بشن اهمیت نده. من یکی خودم سر خانوادم هی اهمیت میدادم به ناراحت شدن شون اینا در عوض خودم در عذاب بودم هیچکیم قدرمو نگرفت. پس رک بگو بهشون

ای بابا، خب بگو نمیبینید بچه اذیت میشه میترسه 🫤

دنبال شعور تو خانواده شوهر نگرد
من الان بچم 22 روزشه خب
خانواده همسرم همون روز اول که اومدن دیدنش خودشون یه بحث الکی درست کردن دیگه نیومدن
فکر کن نه به من سر زدن نه به نی نی
تازه من بعد 15 سال بچه دار شدم

عزیزم الان توحرص میخوری مگه درست میشه توخودتوحرص میدی که بدتره

عزیزم نمیتونی ی چند روز بری پیش خانواده خودت؟

بخدا نمیشه خیلی حساسی ولی بگو بوسش نکنید شاید سرما بخوره من ده روز اول مادر شوهرم و مادرم میان خونه خودم منم مادر شوهرم میخواد بچم بزرگ کنه اولش خودم ک نمیتونم

سوال های مرتبط