خیلی کار بدی میکنی سرش داد میزنی نه ماه بیشتر ندارع
متاسفم براتتتتتتتتتتت
قشنگم بچه همینه
دختر منم همینه روزی دو دست لباس عوض میکنم مینی واششم خراب شده تو حموم با دست میشورم ولی موقع غذا خوردن پیش میاد اگه برای خودت بزرگش کنی بیشتر رنج میکشی
وقتی میخوای ی چیزی رو ازش بگیری ی چیز دیگه بده دستش حواسش پرت اون میشه و چیز خطرناکو از دستش بگیر اینجوری کمتر گریه میکنن
دختر منم چهار دستو پا میاد پایین پای من با سر میزنه تو ساق پاهام اینا رو میگم ک بدونی طبیعت بچه هست و اون بچه شما براش منبع ارامش و نقطه امن هستی اینجوری بهش نگاه کن لذت بخش تر میشه
باید تا بزرگ شدنشون تحمل کنیم عزیزدلم
برای تغذیه از دکتر کمک بگیر مکمل هایی هست ک برای وزنگیری کمک کنندست فقط بدون هرچقدر با زور بهش غذا بدی و فرو کنی تو دهنش بیشتر از غذا زده میشه
سعی کن شیرشو خوب بخوره تا زیر یکسالگی وزنگیری با شیر هستش و غذا برای اشنایی با طعم و بافت غذاست
عزیزم واسه غذا نخوردنش ببر دکتر شایذ رفلاکس داره
ببر متخصص تغذیه تا راهنماییت کنه
اکه توان مالی داری یه کمکی بکیرید که تو هفته بیاد خونرو تمییز کنه خودتم روحیت درست بشه
والا دقیقا پسر منم همینطوره که پسر شما هست
فکر کنم خیلی غیرعادی نیست برای همینه که مادری کردن کار سختیه
همه بچه ها تو این سن هم دوست دارن دنیا رو کشف کنن و کنجکاوی کنن وهم اضطراب جدایی دارن من تو دختر خودم دیدم ک رفتارش بستگی ب رفتار من داره اگر من عصبی باشم یا بلند حرف بزنم باهاش اونم تمام روز گریه میکنه و میچسبه بهم… سعی کن هر دفه ک سرچیزی گریه کرد پنج دقیقه بشینی کنارشو باهاش بازی کنی (ینی خیالش راحت شه ک تو حواست بهش هست)بعدش میبینی دیگه بهت کاری نداره شروع میکنه با اسباب بازیای دورش بازی کردن
الاهی عزیزم چقدر درکت میکنم منم دقیقاهمه ایناکه گفتی هست کمکی هم ندارم ازاول تاحالاخودم تنهای تنهابودم واینکه اعصابم خیلی ضعیفه زودازکوره درمیرم چندباری هم شده سرش دادزدم بعدمثل سگ پشیمون شدم ولی معمولاوقتی ازکوره درمیرم خودمومیزنم که خالی بشم که بچمودعوانکنم واقعاحس بدیه
پسر منم دقیقا عین همینه
کولیک و رفلاکس و حساسیت دقیقا منم از هیچ کار بچم لذت نبردم هرکی میبینتم میگه چقدر شکسته شدی از صبح که چشم باز میکنه گریه میکنه تا خود شب
خوابیدنش غذا خوردنش شیرخوردنش بیرون رفتنمون همش با عذابه همش با دق دادنه دیروز رفتیم یه بستنی بخوریم انقد گریه کرد و خواست همه چی جز بستنی رو بکنه تو دهنش از بس همه چپ چپ نگامون کردن نصفه گذاشتیم اومدیم بیرون...منی که میگفتم به بچم نازکتر از گل نمیگم عاشق بچه ها بودم یه روانی به معنی واقعی کلمه شدم ولی چه میشه کرد شکر که تنشون سلامته همه میگن بزرگی این بچه ها اروم میشه
عزیزم حق داری عذاب وجدان نداشته باش ببین توجهش به چی جلب میشه میدونم سخته واقعا
الان بچه ی من علاقه به سیم شارژر و پریز داره بدون استفاده سیم بهش میدم
به نظرم با زور سعی نکن غذا بهش بدی بدتر میشه دنبالش هم نرو خودت هلاک کنی
یه جا مخصوص صندلی یا زیر انداز بزار بزار خودشم همکاری کنه درسته بازی کردن وتلوزیون دیدن خوب نیس ولی اینجوری امتحان کن کثیف کاری هم که همه بچه ها دارن سخت نگیر
سخت نگیر
یه لباس کثیف یه خونه کثیف بهتر از روان اسیب دیده هس
سرشو با چیزای مختلف گرم کن چیزای جدید واسش پیداکن بده دستش بازی کنه
والله من هم که بچه دارم درکت می کنم دختر من رفلاکس داشته کولیک داشته شنه کلیه داشته بلنی یک نوع مریضی که بچه اسهال میشه گرفته بود بچه ام یک ماه تمام هر چی دکتر بردیم دوای مختلف دادم درست نشده تا این که بردیم پیش یک مولا خوب شده دختر من هم داره نوه ماهش رو تمام می کنه ۶کیلو ۶۰۰ گرم دختر من هم از در دیوار بالا میره به من هم خیلی وابسته هست شب ها هم روی پام می خواب وقتی عصبانی بشه خودش میزنه زمین وگریه می کنه خدا شاهد اصلا چند وقت نه حمام درست رفتم نه غذای درستی خوردم بغضی وقتا اصلا نهار نمی خورم بعضی وقتا هم شام ولی خوب من انتخاب کردم مادرش باشم خدا به هر کسی بچه نمیده عزیزم این ها رو گفتم که بدونی تو تنها نیستی
ببین رو قالی های خونه روفرشی پهن کن
همونجا زیر انداز بنداز
غذا بزار جلوش بزار کامل بازی کنه و ریخت پاش کن بعد زیر انداز بنداز تو ماشین
پسر منم دقیقا همینه عاشق لباسشویی و ظرفشویی به خاطر همین همیشه از برق میکشمشون تا بتونه بهشون دست بزنه ، وقتی میرم دستشویی خودشو میکشه از گریه ، مدام میاد پشتم و لباسامو میکشه ، کلا هیچی غیر میوه نمیخوره ، چند روزه به خاطر دندوناش مدام غر میزنه و گریه میکنه ، خیلی اوقات خونه نامرتبه ، چند ماهه وزنش بالا نرفته اما با همه اینا از وجودش لذت میبرم و سعی میکنم به خودم و اون سخت نگیرم ، سعی میکنم از داشتنش لذت ببرم چون به هر حال بچست و ممکنه روزی دلم برای این لحظه ها تنگ بشه
بچه ی منم همینه خیلییی خستم خداروشکر ک سالمن ناشکر نیستم هیچوقت ولی خیلی سخته اینروزا
عزیزم درکت میکنم
دختر منم تا پنج ماهگی بخاطر کولیکش منو کشتتت
ازونورم خونه هرکی میرفتم چنان جیغ وگریه که همش تو اتاق بودم همیشه
غذا که اصلااااا لب نمیزنه در روز شاید یک قاشق یک چیزی بخوره
فقط شیر
ازینم بگم که از سه ماهگی فقط با یک سینه من تغذیه میشه و اصلا کمکی هم قبول نمیکنه
وزنش همیشه خوب بوده ولی از شش ماهگی دندون دراورد و کلا کم وزن شده
دختر منم مث کنه چسبیده و فقط گریه که بغلم کن شانم و کمرم درد داره شبا
بغل میکنم یک ی چیزی میخام درست کنم
هعی چی بگم دیگ....💔❤️🩹
چون تحرکشون زیاده غذا کم میخورن
تو سعی کن وقتی خوابه بهش خوب شیر بدی
وقتی هم که بیداره
هر چند ساعت و چند دقیقه یه بار غذا یه لقمه کوچیک کن دهنش
نیاز نیست همون بیست دقیقه تمام ظرفش بخوره
لباس کثیف که میگی باورت میشه دختر من حتی یه لباس تمیز تو خونه ندارع همه رو ریختم ماشین که بشوره
وگرنه الان فقط خودشو پوشکش
هر وقت بهش چیزی دادی بخوره زودی دستاشو بشور چرا میزاری با دست کثیف بچرخه .
دلم گرفت از کارت که میگی سرش داد میزنی 😞
عزیزم این دوره هم میگذره دیگه قیل مادر شدن باید میدونستی بچه داری آسون نیست تا الان انقد برات چالش نمیشد
منم وضعیتم همینطوریه، وزنش عین وزن پسر شماست🤦♀️
خیلیم براش نگرانم😭
ببرش پارکی
بیرون جایی
حواسشو پرت کن
بخدا قسم یه بار دیگه سرش داد بکشی هیچ وقت نمیبخشمت
اینکه شلوغ میکنه همه بچه ها همینن
بخدا قسم دختر من منو دیونه کرده
موهامو میکشه رها نمیکنه
غذا نمیخوره
کثیف کاری
وزن کمش
شلوغیش
دلیل نمیشه سرش داد بکشم مگه روانیم
دقیقا حال من
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.