۱۴ پاسخ

من جمع کردم این لباسارو کلا از کمد

من لباس زمستونی هارو جمع کردم تو چمدون

دختر من دو روز پیش بلوز شلوار تو کرکی پوشیده اینقدر باهاش حرف زدیم زبونمون مو درآورد تا راضی شد عوض کنه اونم بعد چندساعت خیس عرق بود🫤🫤

خب جمع کنین همه رو
دم دست نزارین چشمش نخوره
من همرو میندازم بالای کمد دیواری داخل یک‌ کاور‌میزارم
دوباره تابستونی جمع میکنم اونارو میارم پایین

به خدا شیک پوشیده حداقل جوجه
دختر منو ببین چه جوری اومده بیرون

تصویر

لیاسای فصل رو جمع کن بذار تو چمدونا دیگه جلوی چشمش نباشه نمیپوشه😁

عزیزم اتفاقا پسرمنم این هفته همن کارو کرد
باهزار داستان بهش گفتم که نپوش ودراخر فک میکنی نپوشید !!نه پوشید تازه تو ظهر گرما رفت توکوچه 🤦‍♀️

یاد خودم افتادم شاید ۹،۱۰سالم بود با مامانم تو کوچه میرفتیم ی بچه تو تایستون کاپشن پشمی پوشیده بود من انقدر خندیدمممممم😂😂😂الان میگم طفلی مامانش اونموقع چقدر بهشت گفته نپوش و بچه پوشیده
برای تولد سارای ۴تومن دادم لباس عروسکی خریدم سارای گفت بکشیدم نمیپوشم بردم عوض کردم دو دست خریدم راحتی بازم نپوشید همونجور مونده تو کشو 🤦🏻‍♀️

بله پسر منم با لباس پشمی میگرده لباسی که زمستون میپوشه عرق میکنه تابستون پوشیده😑😑😑
جالب اینجاست هرچقدر لباس نو براش میخرم اصلا نمیپوشه و علاقه ای نداره فقط لباسای قبلیش ک رنگ و رو رفته شده میپوشته منکه دارم سکته میکنم بیرون رفتنی ام میگ با لباسای همین رنگ و رورفته بره بیرون و من حرص میخورمممممم

دختر منم رفته کپشن پوشیده بعد جاکتی با شلوار زخیم پوشیده 😁 بچه‌ها همینن دیگه

شما حداقل تو ماشین کولر میگیری
من پارسا تو سگ گرمای مرداد سر ظهر با کلاه بافتنی که گذاشته بود سرش و عرق از گردنش می‌چکید رفتیم مهمونی تو خیابون همه😯😯😯😂😂😂😂
بعد مانی میگفت چقدر خوب شد سرم کردم از گرما جلوگیری میکنه🫠🫠🫠

ولی بگم الان مستقل و با اراده و قوی بار امد ه و جز خودش و خدفش حرف کسی براش مهم نیست

ای جانم پسربزرگ منم همین بود بچه بود یک روز گیر داد میخام کاپشن و کلاه زمستونی بپوشم تو هوای شرجی شمال و گرمای بالا
منم به انتخابش احترام گذاشتم پوشید رفتیم بیرون باهاش
بعد یکم راه رفتن خودش در اورد گرمش شده بود 🤣🤣🥰🥰

جای خودش که انتخاب نکرده😆

سوال های مرتبط

مامان پارسا👼 مامان پارسا👼 ۳ سالگی