۶ پاسخ

منم مثه شما رفتار میکنم ولی متاسفانه تو این موقعیتا یکی باید این مردارو اول جمع کنه...اصلا صبرو تحملو با بچه تا کردنو ندارن😐

منم دیروز رفته بودم خرید داشتم مانتو پرو می کردم دخترم گیر داد بود منم مانتو می خوام منم ی مانتو پوشوندمش همین که دید بزرگ گفت ن نمی خوام مال من نیست

آفرین بشما

مردا اصلا بلد نیستن چون خودشون بچن

عزیزم آره ب نظرم با سیاست باید باهاشون برخورد کرد پسر منم همینطوره جلوی بقیع ی چیزی بهش بگیم بهش بر میخوره داد و فریاد راه میندازه

دقیقا خیلی مهمه هم من هم همسرم کلا میریم همیشه از خودش میپرسیم که چی میخای کدوم میخام از اول این کار کردیم واس همین الان خیلی راحتیم

سوال های مرتبط

مامان فاطمه زهرا 😍 مامان فاطمه زهرا 😍 ۳ سالگی
سلام سلام با تجربه پوشک گرفتن…
اینجا مینویسم شاید به یک مامان کمک کنه…
من از دو سال و نیمگی دخترم(اینم‌ بگم دختر من خیلی زود حرف افتاد و طبق گفته مربی کلاسش از سن و سالش در مهارت ارتباطی همیشه کمی جلو تر بود اما شبا پوشکش خیس بود پس فهمیدم آماده آماده نیست) …منم فقط در محیط توالت میشستمش که با محیط دستشویی آشنا بشه؛ بهش میگفتم جیش داری موقع شستشو و غالبا میگفت نه؛ گاهی میگفت بله و جیش میکرد… هر موقع جیش میکرد میگفتم پس پوشک نپوشیم و میگفتم جیش داشتی بگو پوشک کنم ( تا بدون استرس با پدیده بدون پوشک بودن آشنا بشه) … هر موقع پی پی داخل پوشک میکرد داخل سرویس که میشستم بهش پی پی رو نشون میدادم و میگفتم خب جای این پی پی داخل توالته بره پیش دوستاش… بعدم میگفتم قربون پی پی کردنت برم؛ من عاشق شستن شما هستم( که بدونه کار بدی نیست و نترسه) خلاصه فردای سه سالگی وقتی اولین پی پی رو کرد بردم سرویس؛ بعد گفتم پوشک نمیکنم جیش داشتی بگو بیایم… دخترم بعد یک ساعت گفت اومدیم اما گفت جیشم نمیاد؛ گفتم ببین( خودم با لباس ایستادم روی دستشویی، و گفتم پشتت رو بکن من رو نبینی، نشستم و آب باز کردم گفتم خب بای بای جیش) دخترم گفت نوبت منه؛ نشست و جیش کرد… و دیگه همه رو گفت … پی پی رو هم خیلی راحت همون روز کرد اونجا … الان بیشتر از ۷ روزه گرفتم… و نه مشکل یبوست پیدا کرد نه خونه رو کثیف کرد… دو سه بار یه دو قطره جیشش رفت اونم بعد چای خوردن اما خودش سریع گفت جیشم یه ذره رفت سریع رفت سرویس و بقیه رو اونجا کرد. خونه هم اصلا کثیف نشد چون شورت آموزشی پاش بود… این چند روز مهمونی هم بردمش اصلا مشکلی نداشت… در مورد شب هم میگم چه کردم 😊 امیدوارم براتون مفید باشه …
مامان امیررضا مامان امیررضا ۲ سالگی
امروز دلم گرفت… نه از بچه‌ها، نه از زندگی، که از مادری که باید پناه می‌بود، اما تندی کرد…
توی فروشگاه لوازم‌التحریر، پسر کوچولوی من، با ذوقِ کودکانه‌اش، چشمش به یه پاک کن توپ افتاد. با ذوق گفت: «مامان اینو ببین!میشه بخریمش»
همین‌قدر ساده…کلا اصلا بچه ای نیست که اصرار کنه واسه خرید چیزی و خیلی کم پیش میاد چیزی بخواد
اما یه خانم، با لحنی تند و بی‌مقدمه، رو بهش کرد و گفت: «بچه‌ها همه‌چی که نباید بخوان! بذار مامانت نفس بکشه!»
و بعد هم به دختر خودش توپید که «از این یاد نگیر، نمی‌خرم!»

خشکم زد…
نه فقط از اون لحن، از اینکه یه مادر، درد خودشو سر بچه‌ی من خالی کرد…
پسرم ساکت شد، نگام کرد، نگاهش پر از سوال بود…
چجوری براش توضیح بدم که بعضی زخم‌ها از خستگی‌ان، ولی روی دل بچه‌ها جا می‌مونه؟

من مادر اون بچه نیستم، اما پناه پسر خودمم.
و دلم می‌خواد هیچ مادری، حتی توی سخت‌ترین روزها، پناهِ بچه‌ی دیگه رو خراب نکنه…


مادری یعنی پناه، یعنی آغوش، یعنی صبوری...
می‌دونم سخته، می‌دونم خستگی و فشار زندگی می‌تونه طاقت آدمو تموم کنه.
ولی گاهی یه جمله، یه نگاه، می‌تونه گوشه‌ی روح یه بچه رو برای همیشه تار کنه.
من اصلا آدمی نیستم که تحمل بی احترامی به پسرم رو داشته باشم اما لال شده بودم،خداروشکر شوهرم اومد و از خجالتش درومد البته جلوی دخترش نه اما چقد بد اجازه میدیم تو همه چی دخالت کنیم.
مامان اهورا مامان اهورا ۳ سالگی
#تجربه ترک پوشک
مامان هایی که پوشک بچه رو گرفتید و با پی پی کردن مشکل داره
من یه راه حلی پیدا کردم که رو پسرم جواب داد
اول اینکه من پسرمو با آمادگی ذهنی و جسمی کامل از پوشک گرفتم
یعنی شیش ماه دارم براش کتابای مربوط به ترک پوشک میخونم. توانایی های جسمی شم چک کرد اینکه بتونه جفت پا بپره بتونه خودش پله بالا پایین بره و مطمئن بود توانایی کنترل مثانه رو داره
مهرماه بردمش با انتخاب خودش قصری یا همون لگن دستشویی خریدیم و یکبار پوشکشو باز کردم که خیلی گریه کرد و گفت پوشک میخوام
اواخر آبان ماه موقع کتاب خوندن راجع به پوشک خودش گفت منم میخوام مثل دایان برم تو دستشویی جیش کنم
روز اول تقریبا هر نیم ساعت گاهی کمتر یکم یکم شلوارش خیس میکرد من شرت آموزشی نپوشوندم که خیسی رو بفهمه
روز دوم بهتر شد خودم میبردم هر یک ساعت دستشویی
و از روز سوم خودش اطلاع داد که جیش داره
من پوشک شب و روز همزمان نگرفتم چون موقع اقدام شبا پوشکش خیس بود ولی یک هفته بعد از اینکه خودش جیشش گفت دیگه شبا هم پوشکش خشک بود که من وقتی دیدم سه شب پشت هم خشکه پوشک شب هم باز کردم
ضمن اینکه روزای اول وقتایی که مقاومت میکرد واسه دستشویی اومدن میگفتم برو یه کتاب بیار دم دستشویی بخونم برات با همین کتاب رضایت میداد بره دستشویی
ادامه.....