۳۳ پاسخ

منم کسیو ندارم خانواده منم ۸ ماهه فاصله اشون یک ساعته خانواده شوهرمم همینجان کسی نیومده پیشم بمونه سخته ولی یادت باشه هر چقدرم بگیم از بنده خدا چیزی درنمیاد بازم باید خدا حواسش بهمون باشه نه کمک مالی نه روانی و روحی هیچ جوره نبوده اما خلاصه گذشت

از هیچکس نمیشه انتظار کمک داشت حتی همسر آدمم آدمو درک نمیکنه از بقیه چه انتظاریه واقعا؟
باید از پسش تنهایی بربیایم هرچند که آخرش برامون بیمارستان روانی باشه😂💔💔 اینم شانس ماس خواهر

بخدااااااا قسم مامان قندون این حرفت رو باید با آب طلا نوشت 😭😭😭😭من وقت نمیکنم حمومم برم بخدا

خانواده من نزدیکم هستن ولی خودم هیچوقت بچمو نزاشتم اونجا..مگه اینکه دکتر بخوام برم و نتونم ببرمش
دیگه نمیشه از کسی توقعی داشت همه به اندازه خودشون گرفتارن

آخی من خواهرم کمک دستمه ازدوماهگی بچه ام تا الان

اره عزیزم درکت میکنم واقعا سخته ولی اون عذاب وجدان بعد دعوا آدمو خفه میکنه😭😭😭

یه حب تریاک بنداز بالا با چایی شیرین دیگه نیاز ب کمکی نداری😰🤣🤣🤣🤣منم تنهام واقعا گاهی اوقات از بی کسی گریه میکنم

من تو بارداری مامانم جوون جوون مرد 🥲🥲مادرشوهرم کمکم میکنه از خداشه کمکم کنه ولی من همش مؤذبم.خداتو شکر کن خانوادت سالمن

من خودم انتخاب کردم از خانواده ام دور باشم اون هم نه یک ساعت بله پنج شش ساعت من رشتم و اونا تهران
شما اصل ماجرا رو چرا ریختی رو خانواده ؟؟
تو زندگیتون تنها کاری که نیازه بکنید اول انتخاب شریک زندگی درست و حسابی هست
در اصل باید بگی اگر شوهر آدم اون شخص پشتیبان از هر لحاظ نیست براش بچه نیار
همه ی زندگی مشترک که بچه نیست
من همسرم شغلش جوریه که بهش حالت طبیعی مرخصی نمیدن و خیلی اذیتش میکنن حتی برای خاستگاری هم سرپرستش گفته بود نمیشه نری !!
با این حال تمام این هشت ماه هر لحظه کنارم بود ‌ اگر حالم بد بود مرخصی گرفت که پیشم باشه ، ی ویزیت ، سونو و آزمایشم رو تو کل این هشت ماه نذاشت تنها برم همه رو بود ، یکبار نیومد خونه بگه چرا خونه رو تمیز نکردی عوضش خودش شروع کرد تمیز کردن ، سر غذا هم اگر چیزی درست کرده باشم میخوره درست نکرده باشم اصلا غر نمیزنه
من کل این هشت ماه فقط دو روز مادرم پیشم بود اونم برای جشن تعیین جنسیت اومد و رفت
الان که حامله شدم مگه واسه خانواده خودم یا شوهرم حامله شدم که توقع داشته باشم ؟؟؟
من و همسرم تصمیم گرفتیم بچه بیاریم تا تهشم خودمون باید پاش بمونیم حالا چه خانواده ها باشن چه نباشن
کنارمون باشن ازشون تشکر میکنیم لطف میکنن نباشن هم نه توقعی داریم نه وظیفه اشون هست که باشن

وای من چند روز شوهرم و مادرشوهرم نبودن داشتم دیوونه میشدم،چون مادرشوهرم فقط یه نوه داره خیلی هوامو داره پسرمو نگه میداره

همه مادرا داد میزنن همه دعوا میکنن همه بچه رو میزنن اینا همه بخاطر خستگی فشار عزیزم منم خوب سر دخترم داد میزنم ۳سالش داره تموم‌میشه دوروز دیگه ولی بقران یه کارایی میکنه ک هنگ میمونم از دردیوار میره بالا میفته امروز مثلا افتاد سرش خورد دیوار بچه همینه


اونی که میگه سخت نیست یا هرگز بچم نزدم داد نزدم عزیزم اونا بچه هاشون خودشون بررگ نکردن ک بدونن ضبح تاشب با بچه بودن چقدر سخته والا وگرمه ی ادم عادی صبح تاشب بخواد با بچه سروکله بزنه محال عصبی تشه

من یادمه مامانم میگفت منو داداشم تو بچگی نمیخوابیدیم ما رو میبرد حموم اب بازی کنیم.
خودش هم میموتد باهامون بازی میکرد.
بعد دیگه ما رو ابکشی میکرد می‌آورد ما از خستگی میخوابیدیم..
امتحانش کن ببین برای بچه های الان جوابه

من واقعا درکت میکنم حق داری عزیزم
من با مامانم اینا ۶۰۰کیلومتر فاصله دارم نیلای رو تنهایی تا الان بزرگ کردم مادرشوهرم نزدیکه ولی دریغ از کمک دخترمم خیلی وابستمه فقط با خودم میمونه
به علاوه که دخترم مشکل قلبی داره پارک ومهمونی وبازار هم کنسله ازصبح تاشب هم خونه ایم کلافه وخسته منم واقعا کم میارم ولی چاره ای نیست

خیلیا خانواده نزدیکشونن ولی کمک نمیکنن ....

منم ۱۴ساعت باخانواده م فاصله دارم الان یک سال که همدیگه ندیدم تا الان تنها بودم خودم همه کارام کردم بعضی وقتا تنهایی گریه کردم ولی کاریش نمیشه کرد شوهرم که هیچ کمکی نمیکنه بازم میگم میگذره خدابزرگه چکارکنیم غریبی وبی کسی خیلی سخته🥺🥺

منم کسی رو ندارم خودم تنهام تو بچه داری از روز اول تنها بودم کمکی نداشتم، ولی اصلا نظرم با تو یکی نیست
درسته بچه داری سخته ولی اگه بچتو دوست داشته باشی مجبوری تحمل کنی چون خودت خواستی اون بیاد خودش که واسه خودش نیومده

دقیقا خیلی سخته

ولی بنظرم همراهی همسر از همه مهمتره

دیگه یک ساعت راهی نیست که

حرف حق تا ابد من درک ت میکنم چون با خانواده خودم و شوهرم ۱۰ ساعت فاصله داریم و هيچ کسی نیست یک ساعت بگیره

توروخدا اگه قصد دومی رو داری بزار اولی بشه ه‍شت سالش بعد

عزیزم بچه شما ماشاالله دیگه بزرگ شده چرا بازم گریه و بهانه میگیره

منم کسی رو اینجا ندارم فقط خانواده همسر هستن چند باری گذاشتم یه خانه بازی مطمئن و اومدم خونه به کارم رسیدم ولی هزینه اش زیاده حالا میخام مهد که همون خانه بازی هس ثبت نامش کنم ولی اونم هزینه اش ماهی ۵ میلیون و ۵۰۰ هس تازه باید کرایه اسنپم بدم هر جور حساب میکنم مهد ماهی حداقل ۸ یا ۹ تومن میافته ولی از یه طرفم فکر میکنم اگه نبرم پسرم تو خونه حوصله اش سر میره وفقط منو روانی میکنه ولی اونجا ابدا اذیت نمیکنه

من مامان و دو تا خواهرام تقریبا نزدیکیم اما منم تنهایی بچه هامو بزرگ کردم اصلا کمک حالم نبودن یه بازار رفتنی میزارم پیش مامانم اونم می‌دونم که به زور نگه میدارع از ته دلش راضی نیست . از خانواده شوهر هم که کلا انتظار ندارم چون می‌دونم یه بار کمک کنن تا آخر عمر منت میذارن

منم مثل شما از خانوادم دورم حتی خانواده ی همسرمم ازمون دورهستن من ۵۵روزه زایمان کردم واقعا سخته

یه ساعت فاصله خیلی کمه ک خودت برو

سلام عزیزم، فقط یک ساعت؟؟ من در هفته دو سه بار میرم خونه مامانم اینا ۴۰ دقیقه فاصله دارن. دیگه تو حداقل در هفته یکی دو بار که میتونی بری عزیز فاصله ای نیست که 😥.
در خصوص بچه هم نمیدونم شاید ندارم حسم اینه، باهاش بچه باش.. وقتی با هم شیطنت کنید شاید از دید اون ببینی همه چیز رو یه ذره اروم تر بشی

بنظرم با کسی دوست شو که هم سن باشین که بچه ات هم سن و سال بچه اش باشه بتونین باهم بیردن برین پارک برین بچه هاتونم باهم بازی کنن

عزیزم تو خودت الان ارامش نداری تنش تو به بچه سرایت میکنه ک هزار بار میگه مامان یکم اروم باش کارای خونه رو بیخیال شبا غذاتو بپز ...
زندگیو سختش نکن ...منم دورم پراز ادمه اما خداشاهده ک تنهام ..

عزیزم همیشه خانواده بودنشون کمکه ادم نیست
یه وقتایی نزدیکن اما هیچ کمکی نمیکنن بدتر مشکلاتشون رو برات میارن و حالتو بد میکنن
منم بچه ی اولمو هیچ کمکی نداشتم
الانم که حامله ام کلا دوبار خواهرم اومده خونم شب مونده که من صبحش برم ازمایش
همیشه بچمو با خودمون میبردیم که من برم ازمایش بدم
برای سونو و چکاپم میبرم با خودم
ذره ای کمک از کسی نداشتم تا الان که تو ۸ ماهم💔همسر منم یک شب میرسه خونه فقط بعضی صبح ها تا نهار خونه هست مثلا هفته ای دو بار

عزیزم بچه همینه والا پدرومادرمن کنارم هستن اما خوب بچه وقتی لجبازی میکنه‌کاری از کسی برنمیاد‌جز‌مادر بازم کنارت هم باشن بخدا اون بچه فقط ب خودت نیاز داره من دخترم پنجشنبه ۳سالش تموم میشه پسرمم ۱۶روزش از ظهر منم هرکاری کردم نخوابید درصورتی ک من الان کلا شبی شاید ۲ساعت بخوابم امروز هرکاری کردم‌دخترم بخوایه یکم منم بخوابم نخوابید بخدا الان پسرم خوابیده دخترم همچینان بیدار

منم غریبم اولا مادر شوهرم کمک می‌کرد خدایی الان هردفعه میگم کم آوردم دوساعت بگیر تا بمن میرسه میگه کاردارم خیاطی دارم ولی با دوستاش و خوش گذرونی باشع وقتش کامل آزاد منم کم میارم جیغ میکشم بچم شدید شیطونه

از اینکه بهمون استرس میدی ممنون

سوال های مرتبط