۱۴ پاسخ

ترمزترمز خواهر چخبرتە چقدر دلت پرە منە بدبخت چی بگم شوهرمم جدیدن هی میگە حوصلەنداری بگیری اون کجای دلم بزارم

من پسرمو سه سالگی گرفتم 27ماهگی راه رفت وزنش بخدا الان 6ساله 16کیلوس با کلی دارو درمان.
بازم بگم یا گریت اومد به حالم

ماشالله بهت نشستی فقط ناشکری کردی!!مامان خوب اولا بچت دختره والا ریزه باشه بهتره بزرگ بشه هی دم رژیم نیست درسته بچه های تپل بانمکن ولی قرار نیست همه تپل باشن ژنتیکم خیلی موثره
هیچ بچه ایم با پوشک نرفته کلاس اول!به کسیم ربطی نداره همه روانشناسا مبگن از ۳سالگی شروع کنین مگه مسابقس؟مخصوصا که دخترت صحبت نمیکنه اصلا فعلا اقدام نکن صحبت کردنش به تاخیر میوفته هی هم جلو بچه زجه ناله نکن افسردش کردی
میمونه یه حرف زدنش که اونم درست میشه براش شعر بخون تمرین کن تهش ۶ماه دیگه ببر پیش گفتار درمان داداش من تا ۵سالگی هیچی نمیگفت تا ۷سالگبم فقط ما میفهمیدیم حرفاشو تازه درست شده!

و اینکه به کسی ربطی نداره چه تایمی از پوشک میگیری ،چ تایمی از شیر میگیری
اینجوری مدام باید جواب بدی سعی کن فقط شنونده باشی و کار خودتو انجام بدی ان شاالله کنار گل دخترت همیشه شاد و سلامت باشی ☺️

عزیزم اول مهم اینه سلامتی دوم خب هر چیزی راه چاره ای داره با خود زنی که درست نمیشه اکه قد و وزنشه ببر دکتر تغذیه ویتامین زینک یا ی شربتی میده واسه قد و وزنش واسه حرف زدن ببر کادر درمانه فک کنم هی باهاش حرف بزن کلمه ها رو باهم تکرار کنید
واسه پوشک حالا وقت داری تا سه سالگی واسش کتاب بخون فیلم نشون بده راجب از پوشک گرفتن هی بگو هر کی جیش داشته باشه میره دسشویی از اون قصری ها بخر تشویقش کن بگو‌جیش کنی جایزه میدم و اینا
به حرف بقیه هم توجه نکن بزار هر چی می‌خوام بگن عزیزم ناراحت نکن خودتو

عزیزم قد و وزنش چقدزه
دختر منم کم هست

همه ی نگرانی هات قابل قبوله اما اینکه فکر میکنی بدبختی کاملا اشتباهه
همه ی مامانا یه سری چالش ها با بچه هاشون دارن خودتو آروم کن ببر دکتر ببین نظر دکترش چیه
اول هم خداروشکر که بچت تنش سالمه
تاپیک های منو بخون شاید یه کم آروم بشی

عزیزم اروم باش از خدا میخوام بهت صبر و آرامش بده 🫂♥️
پسر منم تا دو و دو ماه فقط کلمه میگفت اونم خیلی کم .شروع کردم کتاب داستان و شعر و مدام بازهای که با سوال باشه البته از دکتر کمک گرفتم
مثلا اینجوری که این ماشینه این ماشین قرمزه دو سه باز خودت تکرار کن بعد از دخترت بپرس این ماشین چه رنگیه و صبر کن که اون جواب بده
با این روش اصلا به یک هفته نکشید پسرم خیلی راه افتاد و شروع کرد به جمله بندی و شعر خوندن
ولی هنوز از پوشک نگرفتم چون درگیر کلاس انلاین پسرم هستم ان شاالله از هفته ی دیگه شروع میکنم پس بدون تنها نیستی بچه ها با هم متفاوت هستن فقط صبور باش عزیزم
ببخشید پر حرفی کردم 🙏♥️

اینا هیچکدوم نگرانی نداره،اونم درابن حد،پسرمنم لاغره،خب یا ژنتیکه یا بزرگ میشن درست میشه،حرفم میزنه نگران نباش شاید درونگراست،به حرف دیگران اهمییت نده،پسرمنم دسشویی رو نمیگه،خودم میبرمش،طبیعیه دیگه

منم دخترم هنوز پوشک مگه قراره تا قبل سه سالگی همه از پوشک بگیرن، دختر منم وزنش کمه ریزه هست میگن زیزه هست میگم خودمم ریزه هستم

بزار همچین خانوم بشه بهش افتخار کنی نگران نباش

عزیزم ببر دکتر بچتو .چقدش بود ک دنیا اومد منظورم وزنشه

اول خودت آروم باش... دکتر ببر برای حرف زدنش ، مرتب براش کتاب بخون ی بخش تصویر و بگو اون بگه... پوشک چه اصراری داری... حرف بقیه چرا برات مهمه بچه پرفکتم باشه باز یچی برای گفتن دارن..

عزیزم چقدره مگه قدووزنش؟
همین ک‌بچت سالمو سلامته شکر
حرف هم‌میزنه کاردرمان ببر
منم‌دوقلوهام ریزه میزن

سوال های مرتبط

مامان ناز دخترم🧚🏻‍♀️ مامان ناز دخترم🧚🏻‍♀️ ۲ سالگی
دختر من فقط با خودش بازی میکنه. با آسباب بازی هاش سرگرم میکنه خودشو . با بچه ها اصلا بازی نمیکنه. کوچیک تر ک بود بازی میکرد الان اصلا حتی بهشون نگاه هم نمیکنه، مگر اینکه اونا بیان دستشو بگیرن ببرن بدو بدو کنن ک همراهیش کنه. ولی اسباب بازی رو با کسی شریک نمیشه باهاشون بازی کنه. اصلا آدما رو تحویل نمیگیره انگار وجود ندارن، فقط شوهرخاله ش رو‌ دوس داره میره بغلش باهاش بازی میکنه. همه میگن چرا این بچه اصلا تحویلمون نمیگیره. هرکی بغلش میکنه، مث پدرشوهرم یا بقیع اینقد خودشو سنگین میکنه ۵۰ کیلو میکنه خودشو ک ولش کنن، مادرشوهرم میگه همش باهاش باید زور آزمایی کنیم ک یکم بغلمون بمونه.
هنوز صحبت هم نمیکنه فقط در حد ۲۰-۳۰ کلمه
فقط اعداد دوس داره هرچی بهش میگم یاد میگیره
جمله و کلمه هرچی بهش میگم اصلا گوش نمیده و علاقه ای ب یادگیری ندارع متاسفانه
نمبدونم چرا اینجوریه
ب نظرتون روانشناس کودک ببرمش ؟ فرزندپروری پوشک شیزخشک اپتامیل شیرخشک نان خواب کودک شب ادراری تکلم بچه
مامان دلوین 🩷آراد🩵 مامان دلوین 🩷آراد🩵 هفته سی‌وششم بارداری
حالا ک فک میکنم بچم چقد مظلومه🥹😔ازاول ک حساسیت ورفلامس داشت چیه خاب خوش نداشت تا یکسالونیمگی .
شیرخشک بوگندو همراه باشیرخودم میخورد
یکسالونیمگی از شیرخودمو گرفتمش و نسبتا راحت بود زیادسخت نبود ولی غم داشت چون میومد سمت سینم و منم مجبور شدم بگم هاپوخورده سرشونوچسب زدم ترسیده شد یبار زدم ترسید فهمیدم روش اشتباهی بوده و دیگه نزدم اما ترسش نرفت
دوماه بعد از پستونک گرفتمش و بیچاره بدون نیمی وپستونک باید میخابید
یک سالو ده ماهگی ازشیرخشک گرفتمش و بدون سختی
دوسالگی ازپوشک
سراز پوشک گرفتن از یک‌سالگی تلاش کردم آخه یکی بهم گفت الان وقتشه منم نمی‌دونستم زوده
قدر اذیت بچه یکسالم کردم دیدم نمیشه یکسالونیمگی سعی کردم بازم نشد ودعواش میکردم دیدم واقعا من دارم اشتباه میکنم همه بچه رو دوستلونیمگش ازپوشک میگیرن چرا من الان میخام بگیرم در واقع خودش میخواست پوشکو نمیخاست خودش می‌رفت جلو دسشویی منم میگفتم زوده اطرافیان میگفتن بابا بچت پوشکو در میاره خودش می‌ره جلودسشویی چرا تو اسرار داری نگیریش ازپوشک ولی بعد چندروز همکاری نمی‌کرد خیلی بچه بود ولی شرایط یجوری میشد ک میگفتم شاید وقشتشع
خلاصه خیلی مظلوم بود همه چیو زودقبول میکرد زود عادت میکرد
وقتی کوچیک بود چندبار باهاش بدرفتار کردم ک قلبم بعدش وتاالان به درمیاد
برای شماهم پیش اومده از رفتارتون پشیمون باشید ولی راه جبرانی نباشه😭بدترین حس دنیا