اینجوری که من احساس کردم احتمالا خانواده همسرت عذیتت میکنن حالا باهم یه جا زندگی میکنید یا دخالت هاشون دامن گیر شما شده شما هم دیگه خانومی هستی برای خودت مادری میدونم خانواده ایرانی بعضی هاشون واقعا مثل یه غده سرطانی میمونن اول که سعی کن خودت رو آروم بکنی به خودت انرژی مثبت بده بعد دو هفته که حالت بهتر شد اول از همه با شوهرت تو خلوت حرف بزن کاملا جدی یه پارک کافه یه جای خلوت شده تو خونه اگه احساس امنیت میکنی بهش بگو که منو تو دوتا انسان بالغیم دوتا آدم متاهل و متعهد تا الان خیلی برای زندگی تلاش کردیم و خوشی و سختی رو باهم تجربه کردیم ما یه بچه داریم که نسبت بهش وضیفه داریم که حتی از متاهل بودن هم جدا هست تربیت بچه زندگی بچه همه به پدر و مادرش بستگی داره یه خانواده سالم بهتر از به خانواده عصبی و ناراحته که سر پیری کسی دستمون و نگیره و نگاهمون نکنه اگه مشکلی هست باهم باید حلش بکنیم اگه خانواده ها دخالت میکنن ما باید جلوی دخالت هاشون رو بگیریم من جلوی خانواده خودم تو هم جلوی خانواده خودت اگه زندگیت زنت و بچه هات برات مهمن باید مردونگی بکنی از خود گذشتگی بکنی تا زندگیمون دووم بیاره
هروقت تکون میخوره دستتو بزار رو شکمت سوره عصر رو بخون
اره سالم موند ولی فوقالعاده عصبی شد
عزیزم خیلی ناراحت شدم برات شرایطتو درک میکنم...
اما اصلا محلش نده
کاریم میکنه نا دیده بگیر
به شوهرتم چیزی نگووو چون مردا هرچیم بشه باز طرف خانوادشونو میگیرن...
واسه همین تو یچی میگی اونم گارد میگیره اخرش خودش میفهمه مقصر خواهرشه یا شایدم فهمیده ب رو خودش نمیاره...
اگه شرایط داری چند روز برو خونه مامانت خونه تنهاشون بزار شوهرت خودت عاجز میشه میفهمه دردتو
ببین اول از همه شما مادر شدی و اولین مسئولیت آرامش فرزندته بعدم خودت،اگر امکانش هست به خواهر شوهرت کم محلی کن و انگار وجود نداره،برای خودت بخور ،برو بیرون اونم انگار روح،اینجوری تو بیشتر عذابش میدی،و اینکه اگر راه داره بهش بگو برو از خونم بیرون بگو تو حریم شخصی من زبونتم درازه
عزیزم مگه خونه خودتون نیستین که کسی به خودش اینجوری حق بده رفتار کنه...بنظرم اول خودتون رو مستقل و خودخرج بکنین فکر نمیکنم کسی بخواد چنین حرفی بزنه... من الان خونه خودمم،اصلا برام مهم نیست رفتار کسی، فهمیدن چیزی ناراحتم کنه رفت و آمد نمیکنم تا درست بشه اوضاع...میرم دیگه خودشون حواسشون هست.
اینکه پسر بشه تا تو دلشون جابشه خیلی سنگینه...من پسر دارم، مادرشوهرم پسر پسر میکرد از اول وقتی جنسیت رو گفتم بهش خوشحال شد ،گفتم شانس آوردی اگه دختر میشد پامو خونت نمیزاشتم سر پسر پسر کردنت
من سر بچه اولم همینطور بودم ازروز اول ک فهمیدم باردارم جنگ ودعوا و حرص و جوش تاروزی ک دنیا اومد یه روز خوش ندیدم کارم شده بود گریه افسردگی گرفتم خداروشکر بچم کاملا صحیح و سالم دنیا اومده الان۶سالشه ولی متاسفانه استرسی هست وفکر میکنم همش بخاطر اینه ک تو بارداریم ایقد اذیت شده
عزیزم کسی ک اذیتت میکنه باهاش رفت و آمد نکن
مرد جماعت همیشه همینه طرف همه رو میگیره ب جز زنش
من انیمیشن میبینم حالم خوب میشه
در خونمم بستم رفت و امد نمیکنم باوجود اینکه شوهرمم ی هفته خونس ی هفته نیست
تنهایی حاضرم دق کنم ولی رفت و امد نکنم
من تو شهر غریبم ک خانوادمم پیشم نیستن
برو خونه مامانت اینا با دوستات برو بیرون
از اون شخص حالا هرکی هست پیش شوهرت ازش شکایت نکن
منم همینم🥲🥲
عزیزم اون ادمی ک داره ازارت میده رو بی ارزشترین ادم دنیا فرض کن و اصلا احازه دخالت بش نده انتظارت از اینکه شوهرت حمایتت کنه رو هم ب صفر برسون اینجوری لاقل کمتر اذیت میشی
قشنگم خودت هوای خودتو داشته باش بچت سالم میشه ایشاالله ولی میگن بچه بهونه گیر میشه بد بدنیا اومدن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.