۱۳ پاسخ

الان با این وضعیت که هیچی گیرمون نمیاد شیر خشک مقوی تره
شیر مادر زمانی ارزش داشت که هر وعده ی کیلو گوشت تو غذاهاشون میریختن و روغنشون روغن حیوانی بود
هرچند من خیلی دوست داشتم بچم شیر خشک بخوره نخورد

چ ربطی داره شیرخشک چیکار.هوش بچه داره پسرمنم شیرخشک میخوره ماشالای هوشی داره نگونپرس.پسرعموم شیرخشک خورده حالامهندس شده براخودش

بعضی ها یه جوری میگن ( شیر خشکی) انگار فحشه!!😄
واقعا بی انصافن، هیچ درکی از احساس مادر ندارن، فقط دوس دارن نظر بدن.
منم با اینکه فقط شیر خودمو دادم، به شدت شیرخشک رو هم قبول دارم. تغذیه کردن نوزاد یه کار مقدسه. چه با شیر خشک چه سینه ی مادر.
هیچکس حق نداره کسیو درین باره قضاوت کنه

من شیر داشتم آمل دو ماهگی چنان کمردرد گرفتم ک اصلا و اصلا نمیتونستم بهش شیر بدم
اوه ک مادرشوهرم اومد گفت یعنی بچم شیر خشک بخوره تا زمانی ک استخوان هاش سفت بشن شیر خودتو بده حتا زن عموم و بابام آنقدر میگفتن ولی من اصلا برام مهم نبود
هیچکدومشون درکی از اینکه من اصلا نمیتونستم از شدت کمردرد بخش شیر بدم نداشتن
واقعا برام حرفاشون هم اهمیت نداشت
حتا تو گهواره اینو مطرح گردم ک کمرم درد گرفته و شیر خیلی زیادی دارم و نمیتونم ب بچم شیر بدم
اصلا انگار قسمتی ک نوشتم کمرم درد داره رو متوجه نمیشدن و فکر میکردن از سرخوشیه ک نمیخوام بدم
هر وقت هیچکس یک مادر رو درک نکنه و فقط ب فکر بچه باشه ک اشتباهه
بچه مادر سالم میخواد

چ ربطی داشته چقد ابله بوده
من هیچوقت ب حرف هیچکس گوش نکردم
پسرم گاهی ک دیکه رو اعصابم راه میره ی پس گردنی آروم میزنم
یکی برگشت گفت چقد ظالمی من ب پسرم گفتم چقد شلوغی میکنی دارم گریه میکنم
گفتم دوس دارم شرایط هرکسی ی جوریه

منو بخاطر همین طرز فکر نذاشتن از مادریم لذت ببرم زجرم دادن بخاطر اینکه به بچم شیر خشک میدادم واقعا هیچ شیری نداشتم پس باید بچه چی میخورد ولی بچه ی دیگه داشته باشم و شیر خشک بخوره اصلا اینجور عذاب نمیکشم چون فقط اطرافیان ک ...شعر میگن

به من خواهرشوهر ومادرشوهرم همش میگفتن آب به چپم گرفتم و با انتخاب دادم حقیقتش اگه اینقدر نمیگفتن لج نمیکردم اما لج کردم دادم

مگه هنوزم از این افکار پوسیده هست
خاک بر سرشون که فقط استرس و غم میندازن به جون مادر
شیشه رو پجوری گرفتی از بچت پسر من بشدت وابسته ست نمیدونم چیکار کنمش

من از دوران بارداری هم میگفتم شیرخشک میدم چون واقعا این زمونه شیر مادر خاصیتی نداره با اون حجم غذاهای شیمیایی و حرص و جوش هایی که میخوریم..بدنیا اومد ماماها اینقدر منو فشار میدادن واقعا سینه م درد میکرد از بس فشار میدادن.بهداشت رفتم بعد دو روز اونجا هم منو ول نکردن هی مدام فشار میدادن و نه تو باید شیر خودتو بدی.حتی بچه گرسنه موند هم باید شیرخودتو بدی.اینقدر بزار بچه گرسنه بمونه تا میک بزنه...حالا دختر من دو کیلو و صد بیشتر نبود اصلا جون نداشت...منم اصلا حرف کسی رو گوش نکردم چون اطرافم هر بچه ای که شیرخشکی بود دیدم سالمتر و قوی تر بود.بخاطر ویتامین های داخل شیرخشک بچه ها قویترن..من خواهرشوهرم حتی تا پنج سالگی شیرخشک بجای شیر پاستوریزه میداد دخترش بخوره.

من کلا از شیردهی بدم میومد😑ده تا بچه دیگه م بیارم باز شیرخشک میدم.
حرف هیچ کسی هم برام مهم نبود نیست و نخواهدد بود

آخ که گفتیو منم یادم اومد
خدایش بعضی حرفاشون خیلی دلم سوزونده 😢

سلام عزیزم مردم همیشه حرف میزنن
من بخاطر همین حرفا شیرخشک ندادم یکی دوماه قایمکی شبا بهش دادم ولی بعدش قطعش کردم و دیگه خودشم نخورد از بس کم دادم
بعد دخترم اصلا شبا درست نمیخوابید چون شیرم کم بود گشنش میشد...
منم نمیبخشمشون
تازه یه سریا میگن چرا شیرخشک ندادی بچت تپلی بشه و شیرت همش آبه و ازین حرفا...
ادما کارشون زخم زبونه ما باید کار خودمونو کنیم

پسر منم شیر خشکی شد بخاطر حال روحیم اون زمان شیرم خیلی کم بود مجبور بودم شیر خشک بدم وای که چقدر عمه ودخترعمه های شوهرم بهم حرف های چرت زدن...ولی اصلا واسم مهم نبود 😄

سوال های مرتبط

مامان 🥰mahlin🥰 مامان 🥰mahlin🥰 ۲ سالگی
امروز دهمین روزیه که دخترمو از شیر مادر گرفتم
اگه بخوام از تجربه ام بگم ، باید بگم که اصلا اونجوری که فکر میکردم سخت نبود و خیلی راحت این مرحله رو رد کردیم خداروشکر
دختر من از صبح تا شب شیر میخورد و وابسته بود فکر نمیکردم بتونم راحت بگیرمش اهل شیر خشک و پستونک هم نبود از همون اول فقط شیر خودمو خورده
روشی که از شیر گرفتم هم اینه : من کاملا یهویی گرفتم
به سینه هام چسب زخم و رژلب و لاک قرمز بصورت ضربدری زدم و هروقت ممه خواست بهش نشون دادم گفتم ممه اوف شده اه اه شده ، رفت دوباره یه ساعت بعد اومد بازم همینکارو کردم ، هروقت بهونه گرفت بهش خوراکی دادم و سرشو گرم کردم ، مدام بهش غذا و خوراکی و میوه دادم که کاملا سیر باشه
بردمش پارک و سرشو گرم کردم و اینم بگم که خداییش خودشم خوب همکاری کرد ، فقط شب سوم خیلی گریه کرد دلم براش کباب شد گذاشتم رو پاهام و خابوندمش و اینطوری شد که الان ده روزه گرفتمش هفته اول زیاد یادش میفتاد ولی هرچی میگذره کمتر یادش میفته
خلاصه از شیر گرفتن ماهلین خانومم بخوبی و خوشی انجام شد خداروشکر🥰
#شیرمادر#فرزند_پروری_#کودک#شیر#از_شیر_گرفتن