۷ پاسخ

ببر پارک دخترتو ولی به قدری باهاشون غریبه شو ک انگار ازاول نشناختیشون خودشون یه جوری محومیشن میرن ک دیگه حتی نهال خانمم اونارو نمیخواد بچها خیلی خیلی عاقل وباهوشن فقط جلوش همینجوری ک گفتم رفتار کن ک ببینه وهمش بهش بگو با هیچکس حرف نزنه وقتی میبریش بیرون همه بیرون غریبه ان جز خانواده دیگه یادمیگیره وملکه ذهنش میشه ک به کسی مهرو محبت زیادی نکنه

عزیزم اتفاقا باید خداروشکرکنی بچتون نمی‌برند خونشون.... اصلا اونا رو نمیشناسی و دور زمونه بدی شده دختر بچتو اصلا تنها جایی نفرست از جلو چشنت دور نکن

اصلا خونتون دیگه راهشون نده و اصلا امازه نده بچت بره خونه ی کسی تنها من بچمو تنها خونه ی خواهر برادرم نمیفرستم با اینکه با هم صمیمی هستیم کارمند بودم کارمو رها کردم که تا زمانی که بچم خوب و بدو یاد بگیره زیر نظر خودم بزرگ شه

غلط کردن دعواشون کن ببرش پارک نزار باادمای بی فرهنگ و بد دل بزرگ شه کثافطا نمیگن این بچه ست چقد بدم میاد

زیاد نزار بره پیششون جای دیگه نمیتونی ببریش؟

اصلا انگار شانس نداره.میره سمت هرکی پسش میزنن😐🤣

نمیدونم چزا این دختر اینجوریه.یه پسره همسایه مون بود‌میومد پیشش من اصلا میدیدمش بوسش میکردم. پسره وقتی نهال رو میدید میومد پیشش ولی یهو انگار جن گرفتش نهال رو میزد. بعد از ۳ بار اخطار دادن.آخرش یسری تنها گیرش آورد و بلندش کرد و رو پهلو راست زدش زمین و خیلی گریه کرد.یهو شوهرم رسید.فکر نمیکرد باباش باشه. شوهرمم یکی زد تو گوشش ولی محکم نبود.

سوال های مرتبط

مامان هانا🧚🏻‍♀️ مامان هانا🧚🏻‍♀️ ۳ سالگی
الان که تاپیکا رو میخوندم دلم خواست یه چیز از تجربه خودم بگم به مامانایی که دارن بچشون رو از پوشک میگیرن.
من خیلی خوب دخترم رو از پوشک گرفتم در کمتر از یک هفته کاملا همکاری کرد. اما نکته اش این بود که اصلا دعواش نکردم. اصلا استرس بهش ندادم. حتی وقتی خونه رو چند بار کثیف کرد و می‌خواست گریه کنه آرومش کردم گفتم اشکال نداره عزیزم الان تمیزش میکنیم و با ارامش بهش گفتم خونه جای جیش نیست جیش باید بره توی دسشویی.
آنقدر خوب یاد گرفت که حتی شبا هم خودش بیدارم میکنه میگه خیلی جیش دارم مامان.
اما.... چند روز پیش که قرص اورژانسی خورده بودم و خیلی عصبی بودم و غذام هم رو گاز بود وقتی هانا رو بردم دسشویی و هی بازی گوشی کرد و من با حرص گفتم نمیخواد دسشویی کنی بیا بریم و گریه کرد و محلش نذاشتم. و چون هورمونهام به ام ریخته بود چند روز بی حوصله بودم. بخاطر این قضیه دوبار پشت سر هم تو خونه جیش کرد. چون دیگه دلش نمی‌خواست بره دسشویی و نمی‌گفت. فقط بخاطر یه بار دعوا کردن و بی‌حوصلگیم بعد از اینکه کامل یاد گرفته بود.
اینهمه تایپ کردم که فقط بهتون برسونم که چقدر بچه حساسه و چقدر باید حواسمون باشه به رفتارمون.