۸ پاسخ

هر کسی جوریه عزیزم من ۳ روزه میرم پیاده روی انگار چاقو میزنی تو واژنم رفتم بیمارستان هیچی باز نبودم اون شب یکیو اوردن کیسه ابش پاره بود گفتن سریع برو رو تخت معاینه کردن گفتن فوله خودش میگفت داره میاد سریع منتقل کردن زایشگاه رو تخت زایمان کرد تو راه انتقال 😁 رسید اون بخش دیگه جفتش در اوردن فکر کن ساعت ۲ .۵۰دیقه امد بیمارستان ساعت ۲ ۵۳ دقیقه بچه دنیا امد یعنی من انقدر حسرت خوردم که نگو من چرا نباید باز بشم دیگه کاری نمونده که نکرده باشم

منم ۳۸ هفته و ۲ روز هستم. کی برم بیمارستان ک ببینم چندسانت رحمم بازه.
اخه فقط دلپیچه دارم بیرون رویی دارم.شکمم سفت میشه ولی بچه تکون هم میخوره سفت هم میشه نمیدونم چیکار کنم.

ان شاالله که برات آسون بگذره
کدوم بیمارستان رفتی؟

والا من طبیعیم ولی با ماما همراه و گاز بی دردی قد سزارین هزینه میکنم ب درد اون موقع فکر نکن همش بگو‌نهایتش چند ساعته و تموم استرس فقط اوضاع رو‌بدتر میکنه

فقط دوش آب گرم و ورزش کمک کن به خودت زودتر بشه
همه چی که پول نیست من زایمان طبیعی بودم اندازه سزارین پولش شد ولی خودم خواستم طبیعی باشه چون بعدش راحت ترم بدون همراه بچه رو زدم زیر بغلم اومدم خونه از روز ۳ زایمان درومدم بیرون با بچه چرخیدم من اصلا حوصله نقاهت رو ندارم

سلام منم هم هفته شما هستم ولی هیچ دردی ندارم فقط یکروز که راه میرفتم واژنم تیر میکشید دیگه درد ندارم ولی شما که درد داری ورزش کن پیاده روی خیلی انجام بده رابطه داشته باش کپسول گل مغربی استفاده بکن ان شاالله که به خوشی زایمان کنی

چند هفته ای دقیق

زیر اب گرم میگن لگنتو بچرخون قر کمر مانند
و اسکات خیلی خوبه
گل مغربی رابطه بدون جلوگیری
ان شالله زود فول میشی
منم درد دارم جزیی و دوهفتس یکسانتم میخام زود زایمان کنم
پریروز رفتم معاینه تحریکی باز امروز نوبت دارم

سوال های مرتبط

مامان رادمهر 🩵 مامان رادمهر 🩵 ۱۰ ماهگی
#زایمان طبیعی
اول از همه بگم ک واقعا بذارین دردتون بگیره چون اذیت میشین من سه روز مونده بود به ۴۰هفته اینقدر لگن درد و کمر درد و واژنم هم همینطور درد می‌کرد اینا واقعا درد چرت بودن 😂اصن درد حساب نمیشد برای همین به دکتر گفتم زودتر زایمان کنم یعنی سه روز زودتر فک میکردم اینا درد زایمانه 🤣
من ۷ و نیم صبح رفتم بیمارستان معاینه کرد دو سانت بودم هشت بستری شدم معاینه تحریکی انجام داد یکم درد داشت ولی دردش رفت ی قرص گذاشت داخل واژنم بعد ی توپ داد گفت یکم ورزش کن نیم ساعت ورزش کردم بعدش اومد دوباره معاینه گف سه سانت شدی بعدش ی سرم آورد به نظرم برای اینکه دردم بگیره بود بعدش کیسه آبم پاره کرد همه ی نوار قلب های بچمم خوب بود خداروشکر دیگه کم کم درد پریودی داشتم تکنیک تنفس انجام میدادم ماما هم اکسیژن داد بهم تند تند نفس میگرفتم دیگه هی ورزش میداد منم هی تحمل میکردم دردشو دقیقا درد پریودی بود به نظر خودم ک خیلی بازم تحمل کردم دلم نمیخواست سریع اپیدورال استفاده کنم دیگه ۵سانت رسیدم نمیتونستم تحمل کنم گفتم اپیدورال بزنین نمیتونم دیگه به نظرم هرچی دیرتر بزنین به نفعتونه 👌🏻
ادامه پارت بعد
مامان آیلین🩷 مامان آیلین🩷 ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
من از روز اول ک باردار شدم میگفتم باید طبیعی زایمان کنم و همونطور بود ک بچم سفالیک بود و لگنمم برای زایمان طبیعی خوب بود روز جمعه با درد از خواب بیدار شدم فهمیدم دردام مث دردای قبلا نیست زیر شکمم درد داشتم بیدار شدم رفتم دوش گرفتم وقتی از حموم اومدم بیرون ترشح خونی ازم اومد مطمئن شدم دیگه باید برم بیمارستان ساعت ۳بعدازظهر بود ک رفتم بیمارستان وقتی معاینه داخلی کردن گفتن دردت درد زایمان ولی فعلا دو سانت رحمت بازه برو بگرد راه برو دو ساعت دیگه بیا منم رفتم بعد دو ساعت ک اومدم هنوز دو سانت بودم و دردام شدیدتر میشدن فاصله بین دردام هم کم تر میشد ولی هربار معاینه میشدم فقط دو سانت بودم اخرش دیگه به گریه افتادم من درد شدید داشتم ولی اینا میگفتن ما با این دردا بستری نمی‌کنیم حداقل باید ۴یا۵سانت رحمت باز بشه ک بستریت کنیم خلاصه ساعت ۱۱ شب بود ک با درد زیاد رفتم واسه معاینه گفت تازه رحمت ۳ سانت باز شده گفت برو بگردم رفتم دو ساعت دیگه گشتم وقتی اومدم هنوزم سه سانت بود با درد های شدیدتر بلاخره ساعت ۳شب یکی از ماماها گفت من معاینه تحریکی میکنم تا ۳ سانتت حداقل یشه ۴سانت ک بستری بشی بعد معاینه تحریکی شدم ۴ سانت کیسه آبمم پاره کرد و لباس تنم کردم رفتم تو یکی از اتاق های زایمان از ساعت ۴تا ۶ صبح همون ۴سانت بودم بعد ساعت ۶با معاینه های تحریکی شدم ۷سانت دیگه از درد زیاد به هیچ جا بند نبودم اینقد حالم بد بود ن میتونستم بشینم ن پاشم ن دراز بکشم فقط همه جا رو چنگ مینداختم
مامان تمنا مامان تمنا ۱ ماهگی
دیگه دیدم درد خاصی ندارم در حد همون پریودی ب همسرم گفتم ی جا نگهدار یچی بخوریم من گرسنمه یچی خوردم و راهی شدم بیمارستان هم نزدیک خونه بود دیگه قبل ۷ بیمارستان بودم معاینه شدم سه سانت ب قول خودشون سه سانت خیلی خوبی باز بود منظورشون نرم بود دهانه رحمم خلاصه درد داشتم اما با نفس های عمیق ک می‌کشیدم زود تموم میشد و آزار دهنده نبود مامایی ک داشت کارا بستریم میکرد گفت چ زائو خوبی آفرین ک نفس عمیق می‌کشی
خلاصه همون موقع زنگ زدم ماما همراه ک گفت الان میام تا بیاد دقیقا هفت بود همه چیز خیلی خیلی زود و دور از تصورم بود از همون موقع ک ماما اومد ورزش شروع شد تا هفت و نیم ک معاینه شدم و گفت پنج سانت باز شدع من دیگه کم آورده بودم خود ماما می‌گفت چرا اینقدر دردات عجیبه و خیلی خیلی زود میاد و می‌ره گفتم چقدر مونده گفت خسته شدی گفتم آره اذیتم گفت دراز بکش پاهات جمع کن تو شکمت و وقتی گفتم زور بزن تا کمکت کنم زود باز بشی همینم شد دست کرد تو ک چون باز بود من اصلا حسش نکردم سه تا زور جانانه زدم ک تو همین حین گفت هشت سانت شد پاشو بریم رو تخت زایشگاه دیگه من احساس فشار شدید داشتم نمی‌تونستم راه برم منو بردن ک تا دراز کشیدم نتونستم زور نزنم و بچه اومد بیرون
نیم ساعت هم موندم چون جفت خارج نشده بود اما دیگه ن دردی بود ن چیزی بچه اومد من راحت شدم