۶ پاسخ

من با پسرم همچین باری های هیجانی بکنم دو ساعت طول می‌کشه برگرده حالت عادی هی همه جارو می‌ریزه بهم از سر و کول آدم بالا می‌ره اصلا به حالت قبل برنمی‌گرده

ایخدا ساعتشم همش دستشه
چ بازی بامزه ای

من گاهی میشم بچه دخترم میشه
مامان و تمام حرف های همو به هم تحویل میدیم تا یکم همو درک کنیم 🤣🤣🤣
مثلاً داداشم میاد جیغ میزنم ا به وسیلام دست نزن
بعد میگه دخترم داداشته با هم مهربان باشین
هر دم به دقه میگم گشنمه وسایلام میپاشم
خلاصه اینکه خیلی کیف میده🫣😅

منو دخترم
مامان دختری که اون مامانه من دخترشم
یا مغازه دار مشتری
یا ارایشگاه مشتری بازی میکنیم

چه جالب
حالا ما دخترم میشه داداش و من خواهرش ولی اون داداش بزرگتر هست می‌ره سر کار😁

چقدر خوبه باهاش بازی می‌کنم

سوال های مرتبط

مامان mamansho21 مامان mamansho21 ۵ سالگی
قبل اینکه چند تا نقاشی رو تفسیر کنم
اینو بخونید مامانا
اجازه دهیم بچه ها درباره ترس هایشان صحبت کنند

برخی پدر و مادرها اجازه نمی دهند بچه ها درباره ترس هایشان صحبت کنند، به همین خاطر این مسائل مسکوت می ماند و در تخیلات و ناخودآگاه بچه ها تبدیل به غول های هیجانی منفی بزرگ می شود. چه باید کرد؟ دکتر اکبری نژاد می گوید: «پدر و مادر باید اجازه دهند، بچه ها درباره تخیلات و ذهنیت هایشان صحبت کنند، از ترس هایشان بگویند، حتی اگر خنده دار باشد. به این مثال توجه کنید:

ـ مامان من می ترسم...ـ از چی می ترسی عزیزم؟ ـ از مومو؟ ـ مومو چه شکلیه عزیزم؟ بیا عکسشو با هم بکشیم. 

ـ اها این خانومه مومو هست، به نظرم لازمه یک کم به موهاش و سرو وضعش برسیم. نظرت چیه موهاشو کوتاه کنیم؟ لباس قشنگ تنش کنیم؟ بیا با هم درستش کنیم.

گاه لازم است ترس های بچه ها را روی کاغذ نقاشی کنید. زمانی که درباره اش صحبت می کنند. از آنها بخواهید که شکل ترس هایشان را بکشند و بعد به آن یک شکل با مزه و خنده دار بدهید.

مثلا فرزند شما از جادوگر در یک سریال می ترسد، شکل آن را با هم بکشید، قدری روی سرو وضعش کار کنید و لباس هایش را مرتب کنید یا رنگ بزنید ، بعد هم به فرزندتان بگویید که حالا این جادوگر از ما تشکر می کند که به او رسیدیم و نجاتش دادیم.

ترس بچه هارو جدی بگیرید ، من امروز سرم خیلی شلوغه همسرم نیست بچه ها هم لجباز ترینند نمبخوام سرسری جواب نقاشیهارو بدم
مامان آوا جون مامان آوا جون ۵ سالگی