۹ پاسخ

منم دارم‌از دست مادرشوهرم دق میکنم تنها نیسی

مادرشوهره منم اتفاقا سرر همچیین چیزی شوهرمو پر کرده بود ، ده روز نرفتم ، جوری که خواهرشوهرم و پدرشوهرم انقد منت کشیدن تا رفتم و حرفامو زدم ، گفتم حق اینکهدیگه به شوهره من زنگ بزنی و پرش کنی رو نداری ،، مادرش از اونایی که قسم دروغ میخوره و با چهار تا اشک بقیه رو مجاب میکنه ، ولی من با حرف مجابش کردم که بشینه سرجاش ،، حالام میرم خونشون ولی مثل غریبه ها ، با مامانش هم کلام نمیشم

اصلا از مامانش دور نمیشه ول کنی شبم میره با مامانش میخوابه

عزیزم
اگه میتونی به بابات اینا بگو که باهاش حرف بزنن
جلوی اینا باید بزرگتر حرف بزنه وگرنه اذیتاشون تمومی نداره

مردا همشون بچه ان
فقط قلدر بازی بلدن

اه اه اه این لوس بازیا چیه بگو جمع کن خودتو ت اصلا محل نده بذار بابات ح بزنه باش البته اتمام حجتم بکنه، این ک گوشش به دهن مادرش باشه بیچارت میکنه همش اینجوری بحث دارید

خدا صبرت بده این مرد هنوز از بند ناف به مادرش وصل
مادرشوهرت هم خیلی بیشعور خودت از گوش بوسش کن ببینه تا نیم ساعت گوشش سوت می‌کشه

بهش بگو خجالت بکش مثلا مردی

از همچین مادری پسر بهتری در نمیاد

سوال های مرتبط