۲ پاسخ

گوشی و تلویزیون نذار ببینه چندتا کتاب شعر کوتاه یا داستان کوتاه بگیر مدام بخون براش
تو خونه زیاد باهاش حرف بزن شعر بخون مثلا میخوای غذا درست کنی بگو خب خب بریم ناهار ماکارانی درست کنیم پسرم بیا کمک کن پیاز بیار اگه آورد بگو این چیه ؟ بذار خودش تکرار کنه
گردو و ۴ مغز حتما حتما بهش بده
تخم بلدرچین
گوشت بلدرچین
گوشت گوسفندی
تخم مرغ
۴ شیره
موز
کنجد
خرما
ارده شیره
اینارو به هر روشی که دوست داره بده بهش و سعی کن زیاد سردی نخوره
پارک و خانه بازی و کلاس مادر کودک ببر بذار با بچه ها تعامل داشته باشه

گفتار درمان تو این سن مگر بچه های مشکلدار وگرنه اشتباهه بردنش تی وی نزار گوشی نده بش فقط حرف بزن و ببرش کلاس های مادر و کودک

سوال های مرتبط

مامان حلما جون مامان حلما جون ۳ سالگی
مامان 🩷پرنســـا🩷 مامان 🩷پرنســـا🩷 ۳ سالگی
سلام خوبید خانما
لطفا میشه قضاوت کنید من پری روز سبزی قرمه گرفته بودم پایین داخل حیاط مادر شوهرم سرخ میکردم بعد دختر خواهر شوهرم اومد وایساد کنارم گفت زندایی هنوز خیلی مونده گفتم آره کمرم هم انقدررر درد میکنه گفت چرا گفتم پریو بعد حرفم قطع کردم گفتم کلاس چندمی گفت هفتم گفتم پریود شدی گفت آره گفتم منم به اون دلیل کمرم خیلی درد میکنه
این برا من شد داستان😕.خواهر شوهرم گفت دخترم
بدش اومده گفته زندایی به حریم خصوصی من وارد شده خوشش نیومده از حرفت حتی زن عموش هم گفته من برای دخترم سوتین میبندم تو هم میبندی دخترم گفته زن عمو خجالت بکش این چه سواله
منم گفتم والا نمیدونم من وقتی پریود شدم هم سن دخترت بودم وقتی سوتین بستم هم سن دخترت بودم زنداییم برای سوتین کادو آورد خیلیم خوش حال شدم کلی هم راجب مراقبت های پریودی صحبت کرد باهام من هنوز مدیونشم بعد خواهرشوهرم گفت خودم این چیزارو به دخترم گفتم چرا تو بگی من گفتم نه این که من بگم من یه سوال پرسیدم ولی خودم تو شرایط دخترت بودم هنوز اون کارا زنداییم تو ذهنم مونده حتی سر جریان حاملگیم هم زنداییم کلی راهنماییم کرد گفت بدت نمیاد گفتم نه گفت خب نه این دخترم مثل خودمه منم گفتم آرع شما اینجورید خودت به دخترت یاد دادی بدش بیاد نوع تربیتت من نوع تربیتم اینجور نبود