سلام خوبید خانما
لطفا میشه قضاوت کنید من پری روز سبزی قرمه گرفته بودم پایین داخل حیاط مادر شوهرم سرخ میکردم بعد دختر خواهر شوهرم اومد وایساد کنارم گفت زندایی هنوز خیلی مونده گفتم آره کمرم هم انقدررر درد میکنه گفت چرا گفتم پریو بعد حرفم قطع کردم گفتم کلاس چندمی گفت هفتم گفتم پریود شدی گفت آره گفتم منم به اون دلیل کمرم خیلی درد میکنه
این برا من شد داستان😕.خواهر شوهرم گفت دخترم
بدش اومده گفته زندایی به حریم خصوصی من وارد شده خوشش نیومده از حرفت حتی زن عموش هم گفته من برای دخترم سوتین میبندم تو هم میبندی دخترم گفته زن عمو خجالت بکش این چه سواله
منم گفتم والا نمیدونم من وقتی پریود شدم هم سن دخترت بودم وقتی سوتین بستم هم سن دخترت بودم زنداییم برای سوتین کادو آورد خیلیم خوش حال شدم کلی هم راجب مراقبت های پریودی صحبت کرد باهام من هنوز مدیونشم بعد خواهرشوهرم گفت خودم این چیزارو به دخترم گفتم چرا تو بگی من گفتم نه این که من بگم من یه سوال پرسیدم ولی خودم تو شرایط دخترت بودم هنوز اون کارا زنداییم تو ذهنم مونده حتی سر جریان حاملگیم هم زنداییم کلی راهنماییم کرد گفت بدت نمیاد گفتم نه گفت خب نه این دخترم مثل خودمه منم گفتم آرع شما اینجورید خودت به دخترت یاد دادی بدش بیاد نوع تربیتت من نوع تربیتم اینجور نبود

۱۳ پاسخ

به قرآن اینا کم دارن،چه چیزایی رو حرف میکنن برا آدم ،ول کن اینارو توروخدا مسخره ها رو بزار به حال خودشون دیواااانه هستن

بنظرم اشکال نداره بپرسی من اون روز بحثش پیش اومد از زن عموم پرسیدم دخترت پریود میشع گف اره اصلا هم چیز عجیبی نبود اینا دیوانه ان خود درگیری دارن

من یادمه چندسال پیش که خواهرزادم اولین بار پریود شد، زن داداشم، براش یه کیک سفارش داد، من و یکی از آبجی و زن داداش دیگه، براش کلی خوراکی و کادو گرفتیم، بدون اینکه خودش و مامانش بدونن رفتیم خونشون و سوپرایزش کردیم،خیلی هم خوشحال شدن،ما این کار برای همه دخترامون تو این موقعیت انجام میدیم.

فقط میتونم بگم، خدا شفاشون بده به حق امام رضا

من اگه جای شما بودم از دفعه بعد دیگه هروقت دخترخواهرشوهرمو میدیم باهاش سروسنگین بودم و اصلا دیگه باهاش حرف نمیزدم..تا بفهمد

وااااا چقد ا و س کو ل ن،منم دختر خواهرشوهرم هروقت پریود میشه من و داییش میفهمیم وقتی مامانش نیست بهش میگم پوشک یا قرص خواستی بگو واست بیارم و این چیزا

چقد ذهنشون مریضه

با خودشون درگیرن . بیخودی ناراحت شده والا حرف بدی نزدی . دوره زمونه این مدلی شده کلا ب بچه هیچکس نمیشه چیزی گفت ب قول تو تربیتشون این مدلیه... ما اینجور نبودیم

هفتم ینی دوم راهنمایی دیگه :// ولش کن کشش نده بگو باشه حق باشماست. ولی حق با توئه 🫡

ناراحت نشی عزیزم ولی منم دوست ندارم زندایی دخترم ازش بپرسه پریود شدی یا نه؟
خودمم اینجور سوالایی نمی پرسم

واااا چه مسخره اینقدر چشمو گوش بسته تو این دوره زمونه نویره دیگه

سلام..اه اه این دیگه چه اخلاقیه بعضیا دارن چرا انقد بی جنبه ان..بگو نمیدونستم خب اخلاقتون اینجوریه از یه جایی بالاخره ادم میفهمه..بعدم محل سگ نذار ب اینجور ادما اصن اگه خودشونم سوالی چیزی پرسیدن بزن تو برجکشون اه اه

اصلا اون بچه این حرفو نزده حرف خوده همین خواهرشوهرته 😒

وا😂اینا چقدر خودر گیری دارن🤣

سوال های مرتبط

مامان پسرم مامان پسرم ۳ سالگی
من جاریم دخترعمومه ۹ماه پیش پاش شکست یه ماه جمعش کردم بعد یک‌ماه حامله شد از روز اولش حالت تهوع شدید داشت هروز براش غذا درست میکردم می‌فرستادم عصرا هروز میرفتم جمع و جارو میکردم تا که پنج ماهش شد گفتم دیگه نفس راحت بکشم یهو درد شدید گرفتنش که بردن دکتر گفت افتادگی رحم داری و دهانه رحمت باز شده و اینا تا به امشب که بقران هروزززز رفتم خونه هاشو تمیز کردم عذا فرستادم چند روز پیش نون روغنی درست کردیم براش بردم یهو بردارشوهرم گفت اره به این چیزای روغنی نباید بدم نباید بخوره ضرر داره و اینا گفتم حالا یه تیکه بخوره شاید دلش بخواد گفت نه گفتم باشه پس اختیارشون داره بعد آنشب سمبوسه درست کردیم خونه مادرشوهرم خواهرشوهرم گفت بیا برا خودت ببر اومد گفت من نمیخورم برا اون دوتا میبرم گفتم تو که میگفتی سرخ کردنی بهش نمیدم چیشد به شوخی بخدا چون خیلی شوخی میکنیم یهو دیدم نگام کرد گفت الان بهت به چیزی میگم ناراحت میشی گفتم نه من ناراحت نمیشم جنبه دارم خندیدم یهو بلند شد گفت نمی‌برم به گور سیاه اصلا نمی‌برم خواهرشوهر گفت چرااا چه ربطی داشت من درست کردم ببر گفت نه ببرم هم نمیخورم میریزم جلو مرغا دهنم وا رفت بخدا من جیزی بدی گفتم؟؟؟اصلا ماتم برد نشست جلومون زنگ زد پیتزا سفارش داد بلند شد رفت خیلیم جدی

الان من متاسفانه باید هردز برم به جاریم سر بزنم چون خانوادش دوره ازش هیچکی هم نیست کنارش به پشت افتاده نباید بلند شه فردا هم باید برم اون همچین آدمی نیست چیکار کنم چه رفتاری کنم که واقعا کارش زشت بوده ؟؟چی بگم اصلا


ن نی زایمان شیرخشک پوشک نی نی زایمان پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک
مامان جوجه کوچولو 🐥 مامان جوجه کوچولو 🐥 ۳ سالگی
امروز دخترم خیلی اذیتم کرد به حدی دیوونم کرد نشستم جلوش گریه کردم 😞 غذاشو داده بودم خورده بود می‌خواستیم بریم بخوابیم گفتم بریم دستشویی جیش کن گریه میکرد من جیش ندارم بردمش هر کاری کردم جیش نکرد تو همون بین برا گوشی هم گریه میکرد ندادمش گفتم اگه جیش کردی میدم اخرش هم جیش نکرد منم گوشی ندادم خلاصه کلی برا گوشی گریه دید نمیدم اومد بغلم کرد معذرت خواهی کرد گفت بیا بازی کنیم گفتم باشه کمی بازی کنیم بعد بریم دستشویی خلاصه کمی بازی کردیم باز بردمش دستشویی هر کاری کردم جیش نکرد با گریه میگفت ندارم اخرش منم کلافه شدم پوشک پاش کردم تا پوشک پاش کردم جیش کرد گفت من تو پوشک جیش کردم😫 خلاصه اومدیم بخوابیم گفت من گشنمه میدونم الکی میگه ولی باید بهش بدم این بین کلی اذیتم گریه زاری نمیخورم برا کارتون بزار امروز به مرز دیوونگی رسیدم وقتی اینجوری عصبیم میکنه تمام تلاشمو میکنم کتکش نزنم اون لحظه فقط دلم میخواد خودمو تیکه تیکه کنم واقعا وقتایی باهاش تنهام بعضی وقتا اینجوری دیوونم میکنه حالا همه اینایی من تعریف کردم شما با یه سره گریه کردن جیغ داد کردن بچه تصور کنید بغیر اون موقعی باهاش بازی کردم. همیشه اینجوری نیست ولی بعضی وقتا دیوونم میکنه نمیدونم چیکار کنم روز به روز هم لج باز تر از قبل میشه😭
مامان پناه مامان پناه ۴ سالگی
خانما یه لحظه بیاین ببینید جای من لودین چیکارمیکردین
امروز تو پارک دختر من سوار تاب بود تاب کناریسم یه دختر ۱۱/۱۲ساله بود شب ساعت ۸بود دختره از تاب پیاده شد بدون اینک مراقب باشه اومد خورد به تاب دخترم من هیچی نگفتم رفت رو یکی تابه نشست دخترم سروع کرد گریه کردن ک کتفم درد گرفت داغون شد اینا اخه دخترم خیلی تند تاب میخورد اینم محکم خورد بهش دختره یهو با پرویی گفت توک چیزیت نسد من داغون سدم منم دیدم دخترم ک نمیتونه دفاع کنه دردشم گرفته گفتم تو باید مواظب میبودی نیایی جلوی تاب عزیزم هم دختر من داغون شد هم خودت شروع کرد ک اره خاله من حوصله تورو ندارم اعصاب تورو ندارم عینکم توپارک دزدیون من چشام کلا ضعیفه توشب نمیبینه فلان منم گفتم اگر چشات ضعیفه باید با یه بزرگتر بیایی ک بهخودت وبقیه اسیب نزنی تو راه با ماشین تصادف نکنی داداشش همراش بودگفت من بزرگترسم گفتم پس مراقب باش خواهرت زیر ماشین اینا نره چشاش ضعیفه بد میگفنت من اینقد خوردم به تاب بقیه فلان منم گفتم تو اینقد خوروی سر شدی قرار نیست بقیه بچه ها سر بشن از درد ک
خیلی چیرای دیگه هم با پرویی و بیادبی می گفت من یادم نیست منم ازین حجم بی ادبی و پرویی لجم گرفت جوابشو میدادم
حالا برای شوهرم میگفتم میگفت با بچه دهن به دهن گزاشتی میگم اخه بچه نبود ک اندازه یه زن گنده بیادب بود وگرنا منک چیزی نگفتم اونم میتونست یه ببخشید بگه تموم شه حالا نظر شما چیه؟