۱۶ پاسخ

با این شوهر دومی رو میخوای چیکار
خودت خواستی یا اتفاقی بوده؟

فقط سقطش کن واقعا چرا از همچین مردی حامله شدی

برو سقطش کن با همچین شوهری .اون بچه بیاد بیچاره میشه

بچه رو بزار پیشش خودت برو

خودت برو عزیزم
چرا واسه کارای راحت منت شوهرتو می کشی وقتی اخلاقشو میدونی
موقع بارداریم پسرم ۲سالش بود همه ی کارارو خودم میکردم کسی هم نمیتونست نگهش داره بیش‌فعال بود و زبون باز نکرده بود همه جا همراهم بود
باور کن سخت نیس

سخت نیست ببرش ولی براش ماسک بزن بچه ت بزرگ شده
من شوهرم اجازه نمیده تنها برم وگرنه همه جا با پسرم میرم با اینکه از وقتی میریم بیرون همش میگه بغلم کن

همین بچه ی سه ساله؟؟ اگه همینه که سخت نیست عزیزم، حالا خوب بود که شوهرت میومد ولی وقتی اینجوریه خودت ببر منتش هم نکش

حالا من هر جا میرم با دوتا بچه شیر بشیر
سرکار
نونوایی
خرید خونه
مرغ گوشت
همه جا منم با بچه هام
شوهرمم تهران سرکارع هر دوماه میاد ی هفته هس باز میره

با مادر کسی برو

هرکس یجوری درگیرع ها
شوهر منم تنها نمی‌زاره جایی برم

من امروز خودم آزمایش داشتم همیشه خودم میرفتم امروز به شوهرم گفتم توهم بیا میترسم باهم رفتیم بچه هام خونه خواب بودن تا اومدیم....چرا نیاد باهات

چقدر بد
خب مرد حسابی بگو کار دارم خودت برو
یا بعدا میبرمت دیگه خدا صبرت بده خواهر
به نظرم خودت برو منت اینو نکش بابا

عزیزم بتات ک تکرار کردی اومده پایین؟؟

بچه رو ببر چاره ای نیست
دستشو بگیر همش
قسمت نمونه گیری هم با خودت ببرش فقط بهش بگو موقع خونگیری جای دیگه ای رو نگاه کنه

این شوهر منه 😔سخته ولی شدنی
منم مجبورم میبرمش
گوشی میدم بهش
الان باردارم
فردا باید برم قند سه مرحله ای
باز هم خودم وپسرم باید برم همش هم میترسم حالم بد شه

بچت چندوقتشه

سوال های مرتبط

مامان 🩷پرنســـا🩷 مامان 🩷پرنســـا🩷 ۳ سالگی
سلام خوبید خانما
لطفا میشه قضاوت کنید من پری روز سبزی قرمه گرفته بودم پایین داخل حیاط مادر شوهرم سرخ میکردم بعد دختر خواهر شوهرم اومد وایساد کنارم گفت زندایی هنوز خیلی مونده گفتم آره کمرم هم انقدررر درد میکنه گفت چرا گفتم پریو بعد حرفم قطع کردم گفتم کلاس چندمی گفت هفتم گفتم پریود شدی گفت آره گفتم منم به اون دلیل کمرم خیلی درد میکنه
این برا من شد داستان😕.خواهر شوهرم گفت دخترم
بدش اومده گفته زندایی به حریم خصوصی من وارد شده خوشش نیومده از حرفت حتی زن عموش هم گفته من برای دخترم سوتین میبندم تو هم میبندی دخترم گفته زن عمو خجالت بکش این چه سواله
منم گفتم والا نمیدونم من وقتی پریود شدم هم سن دخترت بودم وقتی سوتین بستم هم سن دخترت بودم زنداییم برای سوتین کادو آورد خیلیم خوش حال شدم کلی هم راجب مراقبت های پریودی صحبت کرد باهام من هنوز مدیونشم بعد خواهرشوهرم گفت خودم این چیزارو به دخترم گفتم چرا تو بگی من گفتم نه این که من بگم من یه سوال پرسیدم ولی خودم تو شرایط دخترت بودم هنوز اون کارا زنداییم تو ذهنم مونده حتی سر جریان حاملگیم هم زنداییم کلی راهنماییم کرد گفت بدت نمیاد گفتم نه گفت خب نه این دخترم مثل خودمه منم گفتم آرع شما اینجورید خودت به دخترت یاد دادی بدش بیاد نوع تربیتت من نوع تربیتم اینجور نبود