بچه ها شما چجوری به بچتون یاد میدین از حقشون دفاع کنن؟
دو سه روز پیش ک خانه بازی بودیم ی دختر بچه سلیطه ای اونجا بود دخترم میخاست بره ترامپولین این اومد دخترمو هل داد گفت برو بیرون من میخام بازی کنم
ازونجاییم ک دختر من خیلی دل نازک و احساساتیه بغضش گرفت اومد بیرون بغل من گریه نکرد بغض کرد هرچقدر گفتم برو سوارشو مامان گوش نده بهش بگو نوبت منه تو برو بیرون نزفت دیگه اون صاحب اونجاهم داشت نگاهشون میکرد اومد دختره رو بیرون کرد گفت بیا بیرون چرا اونو بیرون کردی خوراکی چرا بردی اونجا گوش نمیکرد بهش دیگه ماهم اومدیم اینور رفتیم طبقه بالا قسمت اشپزخونه دخترم رفت اونجا بازی کنه سریع اومد تو باز هلش داد برو بیرون اینجا خونه منه باز همون ری اکشن و دختر من نشون داد من دیگه کفری شدم رفتم تو گفتم پاشو برو بیرون ببینم به چع حقی اومدی تو نوبت بچه من ادب بهت یاد ندادن که خودشو زد به اون راه انگار گوش نمیداد بهم دیگه اعصابم خرد شد گفتم یبار دیگه طرف دخترم ببینمت میگم بندازنت بیرون
انقدر اعصابم خرد کرد۳روزه یادم نمیره
اینجور بچه هارو چجوری تو خونه تربیت میکنن؟؟
هرچی فوش بلد بودم نثار مامانش کردم با این تربیتش
من دخترم خیلی صف و نوبت رعایت کردن و میدونه و بلده

تصویر
۱۰ پاسخ

‌همین ک ورود کردین کارخوبی کردین بنظرم،دخترتون دیده کع چجوری باید ازحقش دفاع کنه، اگر تو این شرایط قراربگیره یادمیگیره ازخودش دفاع کنه وساکت نباشه🫰

خب این بچه کلا خطر ناک بود ،حالا نمیدونم چند سالش بود ،پسر منم دومین بار برده بودم ب دوتا دخترای دیگه دنبالشون میرفت میگفت شما ها با این بازی کنین درک نداشت ک وسیله ها واسه همست با اینکه بارها تو خونه باهاش تمرین کردم تو موقعیت جور دیگه بود رفتارش حالا ،اونابزرگتر بودن یزره بدرفتاری میکردن باهاش بد من ب پسرم میگفتم مامانی اوناهم باید بازی کنن خودم دنبال پسرم بودم ولی یدختر بچه کوچیکتر از اون یکی بود بهش میگفت برو اونطرف واسش اخم میکرد ،سنای بچه های ما هنوز اونقدر درک ندارن

دختر من گریه نمیکنه میاد کنار وایمیسته یه چند دقیقه بعد ارو م آروم میره جلو بلزی میکنه اگه هم بیاد پیشم بهش میگم عزیزم برو بازیتو بکن نوبت شمای برو بلزیتو ادامه بده میره بلزی میکنه البته این بچه ای که شما میگید لجباز بود من با این بچها برخورد نداشتم فعلا

ذات آدما از بچگی خودشو نشون میده ها🫤منم چندبار پیش اومده ولی بعد دیدم بچم طبیعیه اوناان ک خیلی بد ذاتن

پسر من کاری ب بچه های دیگه نداره برای خودش بازی میکنه ولی اگه کسی بیاد بزنتش با وسیله ازش بگیره اونم دقیقا متقابلن انجام میده

بنظرم باید بار دوم خودتون ورود میکردید همون اول ک ب دخترتون گفت
چون بچها بلخره از ما یاد میگیرن دیکه من هرجا ببینم پسرم این خالت براش پیش بیاد ابن کارو میکنم
یا مثلا وقتی میاد پیشم میگه مامان اینطوری شد میگم مامان برو بالا من حواسم هست کسی بهت چیزی نگه یا من خودم بهش مبگم اینطوری

مامانش هم اونجا بود ؟

من خیلی بردمش خانه بازی از یک سال و نیم بردم تا الان کم کم از اجتماع خوشش اومد رفت دوست شد تجربه کرد الان تنها هم بزارمش میره خانه بازی بازی میکنه ولی به مربی اونجا هم می‌سپرم حواسش باشه بهش

بعضی بچه ها همینن خیلی بی ادب و گساخن منم بدم میاد ولی پسر من از حقش دفاع میکنه جیغ میکشه سر بچه های بزرگتر از خودش اگه اذیتش کنن اگه دوست بشن باهاش میشینه باهاشون بازی هم میکنه

وای چقد بدم میاد از این جور بچها . که البته تقصیر مادرشونع
بچه ی منم مثل مال شماس با این تفاوت که این جیغ و گریه هم می‌کنه در این شرایط

سوال های مرتبط

مامان 👩‍👧😍آنیسا مامان 👩‍👧😍آنیسا ۳ سالگی
مامانا خیلی مراقب بچهاتون باشید من امشب دخترمو برده بودم پارک داشت بازی می‌کرد با سرسره پیچ پیچی از این پوشیده ها بعد یهو دیدم یه پسر بچه ۱۱.۱۲ساله گذاشته رو پاش انیسا هم داشت گریه می‌کرد تا رسیدن پایین سریع رفتم گفتم ک ممنون خودش بلده لازم نیس بغلش کنی گفت چند سالشه من ساده هم فک کردم قصدش کمک کردنه گفتم ۳سالشه نیاز نداره دوس نداره کسی بغلش کنه یهو یه خانمه خداخیرش بده اونم بچشو آورده بود پارک اومد بهم گفت خیلی مراقب باش مخصوصا دختره این پسره معلومه مشکل داره من احمق تااازه فهمیدم ،،،گفت بالا رو سرسره وایساده بوده من شک کردم ..اومد پایین از سرسره با انیسا هم دست میزذ به اونجاش خودمم دیدم دیگه عصبی شدم باز دیدم انیسا داره از پله میره رفته بغلش کرده رفتم داااد زدم مگه نگفتم خودش میره دوست نداره بهش دست بزنی ،،رفت یه سرسره دیگه باز رفته بود میخواست با انیسا بیاد پایین بچه پرو ایندفعه گفتم دست به بچه من نزززن اشغال برو گمشو همه اومدن ترسید گفت برو بابا با این بچت فکر کردی طلاعه گفتم اره طلاعه گمشو پایین اون خانومه خدا خیرش بده واقعا پا شد گفت با کی اومدی خانوادت کجا نشستن پسره گفت من تنها اومدم یه پسره دیگه گفت اونجا نشستن خانومه رفت به خانوادش گفت بچتونو کنترل کنید بچها اومدن اینجا محیط امنی باشه براشون بازی کنن داره اینکارارو میکنه ایقد اعصابم خورده الان میگم چرا من سریع نفهمیدم کاش اول یکی زده بودم تو گوشش،، اگه خانومه نبود ک اصلا نمیفهمیدم 😭😭😭
مامان ساحل مامان ساحل ۳ سالگی
مامان جوجه طلایی🐥 مامان جوجه طلایی🐥 ۴ سالگی
سلام خانما
من چیکار کنم که بتونم از حق خودمو بچم دفاع کنم یعنی هروقت یادش میوفتم میخوام سرمو بزنم به دیوار
دیروز با دوستم و بچش رفتیم پارک دختر اون بزرگتره من و دوستم یه نیمکت خیلی نزدیک به زمین بازی نشستیم بچه ها برن بازی کنن چشمم به بچم بود دیدم وایستادن تو صف تاب تا نوبتشون بشه یهو دیدم یه خانمه دوقلو داشت با رفتار بد نه ها با مهربونی به بچه ها گفت بچه های من باید باهم سوار بشن بزارید اینا باهم سوار بشن زود پیادشون میکنم یهو دیدم دخترم همینجوری داره با حالت قهر تاز پارک میره بیرون بلندشدم بغلش کردم بغضش ترکید همینجوری آروم اشک میریخت بردمش کنار تاب ولی روم نشد به اون خانمه بگم نوبت بچه من بود فقط داشتم به دختر خودم میگفتم نی نی ها دوقلو هستن و دوست دارن باهم سوار شن مرسی انقدر مهربونی اجازه دادی ولی دخترم گریه میکرد همینجوری بابای بچه ها دید مارو به بچه هاش گفت بسه دیگه پیاده بشین نوبت خانم کوچولوئه ولی مامان بچه ها با اعتماد بنفس گفت نه بچه ها باید ۵ دقیقه بازی کنن الان ۳ دقیقه ازش مونده باز باباشون گفت خوبه دیگه خانمه گفت نه هنوز ۱ دقیقش مونده 😳 من چرا مثل مادر اون بچه ها نیستم اخه دلم برای بچم میسوزه که مادری مثل من داره
مامان دوتا گل دختر😍 مامان دوتا گل دختر😍 ۷ ماهگی
مامان "  yasna " مامان " yasna " ۳ سالگی