۵ پاسخ

چرا امسال اینقدر گارد گرفته میشه نسبت به مراسمات؟؟

ننم با بچم رفتم خییلی شلوغ بود از ترس اینکه له نشه موقع دراومدن بغلش کردم،بعضی ها اصلا انصاف ندارن میبینن بچس باز هل میدن

اخه توروخدا بچه جاش اینجور جاهاست؟ خدای نکرده هولت میدادن با بچه میوفتادی یه چیزیش میشد زبونم لال از دلت بیرون میرفت ؟ بشین خونه ت عزیزم حالا امسالو نذری نخور مگه چی میشه ؟

واسه این مشکلاته که اینجور مجالس نمیرم خودم اذیت میشم بیشتر بچه اذیت میشه

واااای خدای من چکارا که نمیکنن🤕🤕الهی بگردم بچت نرو اینجور جاها شلوغه اذیت میشه

سوال های مرتبط

مامان نلا🐣 مامان نلا🐣 ۳ سالگی
بچه ها شما چجوری به بچتون یاد میدین از حقشون دفاع کنن؟
دو سه روز پیش ک خانه بازی بودیم ی دختر بچه سلیطه ای اونجا بود دخترم میخاست بره ترامپولین این اومد دخترمو هل داد گفت برو بیرون من میخام بازی کنم
ازونجاییم ک دختر من خیلی دل نازک و احساساتیه بغضش گرفت اومد بیرون بغل من گریه نکرد بغض کرد هرچقدر گفتم برو سوارشو مامان گوش نده بهش بگو نوبت منه تو برو بیرون نزفت دیگه اون صاحب اونجاهم داشت نگاهشون میکرد اومد دختره رو بیرون کرد گفت بیا بیرون چرا اونو بیرون کردی خوراکی چرا بردی اونجا گوش نمیکرد بهش دیگه ماهم اومدیم اینور رفتیم طبقه بالا قسمت اشپزخونه دخترم رفت اونجا بازی کنه سریع اومد تو باز هلش داد برو بیرون اینجا خونه منه باز همون ری اکشن و دختر من نشون داد من دیگه کفری شدم رفتم تو گفتم پاشو برو بیرون ببینم به چع حقی اومدی تو نوبت بچه من ادب بهت یاد ندادن که خودشو زد به اون راه انگار گوش نمیداد بهم دیگه اعصابم خرد شد گفتم یبار دیگه طرف دخترم ببینمت میگم بندازنت بیرون
انقدر اعصابم خرد کرد۳روزه یادم نمیره
اینجور بچه هارو چجوری تو خونه تربیت میکنن؟؟
هرچی فوش بلد بودم نثار مامانش کردم با این تربیتش
من دخترم خیلی صف و نوبت رعایت کردن و میدونه و بلده
مامان جوجوخوشگله مامان جوجوخوشگله ۳ سالگی
اندر احوالات هیبت رفتن ما هرروز یه داستان رفتیم یه مجلس دیگه اونم داخل پارکینگ بود و خیلی منظم ۳تا خانومم نشسته بودن کنترل میکردن زن ها رو که مرتب بشینن این وسط دخترمن گفت جیش دارم رفتم جلو در گفتم کجا گفتم بچه جیش داره گفت داره که داره میخواستی نیاری در و قفل کردن رفتن نمی‌تونن بازکنن بستن رفتن حالا الکی بعد گفتم پس جیش کرد رو فرش مدیونیش گردن شما دوباره رفتم نشستم خانم های اطراف گفتن یعنی چی بچه اس دیگه می‌ریزه شلوارش. در پبازکنیدبره دوباره یکی ازاون خانم ها رو صدا زدن گفتن این بچه دسشویی اش بریزه فرش نجس میشه بزارید بره لاقل جلو در راه پله وابسته اکه ریخت اونجا رو میشه شست خانومه گفت اونجا مگه دسشویی هست مادرش می‌خاست نیاره گفتم پس به من مربوط نیست می‌تونه نگه داره می‌ریزه یهو یه خانم گفت من پوشک دارم یه دونه سایز ۴میهای بدم الکی ببند اکه ریخت اونجا بریزه آخر پوشک بستم ...اینکارها باعث میشه آدم زده بشه واقعا
#پوشک مای بی بی مولفیکس فرزندپروری کوچک کولیک