سوال های مرتبط

مامان پسرک🩵 مامان پسرک🩵 ۱۶ ماهگی
پارت ۶‌
زایمان سزارین :
بردنم تو بخش و از اونجایی ک من ب دکتر از قبل گفته بودم چه قد از درد بعد بی حسی میترسم تو بخش فهمیدم بهم پمپ درد داده .
بقیه اومدن پیشم و من سر بودم . بعد از این ک سری پاهام رفت یه درد مثه پریودی خیلی کم داشتم با پمپ درد .پرستار اومد گفت میخام برات شکم بند ببندم شرت تنت کنم و پد بزارم باید شکمتو بلند کنی . این حرکتم زدم و درد انچنانی نداشت . بعدش دیگ استراحت کردم تا غروب ک گفتن پاشو راه برو 😐🤨
کم کم با پرستار بلند شدم و وایسادم . اولش درد دارید دو سع قدم ک راه برید متوجه میشید ک بهتر میشید . تند تند راه برید ک زودتر خوب شید .
من پمپ دردمم ک تموم شد هر ۶ ساعت پرستار میومد و برام شیاف میزاشت ک مثه پریودی خیلی کم درد داشتم . راستی ماساژ شکمی و برام تو بی حسی انجام دادن ک من نفهمیدم
روز بعدم خیلی راحت راه رفتم و حموم رفتم .
اینم از تجربه فوق العاده من از سزارین ک برگردم عقب باز انتخاب میکنم تو همین بیمارستان و این دکتر .
امیدوارم همتون بع سلامتی و خیلی عالی و پر از حس خوب زایمان کنید ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
مامان پسرچه مامان پسرچه ۴ ماهگی
تجربه سزارین پارت ۵:
کم کم اون درد وحشتناک رحمی داشت می رفت، پاهام با گزگز بی حسی ش میرفت و دردم فقط جای سوزش بخیه و حس کشیدگی بود.
دیگه کم کم ملاقات کننده ها اومدن و با اومدنشون واقعا نشد حرف نزدن و تکون دادن سر رو رعایت کنم. فقط طاقباز و صاف خوابیده بودم.
حدود ساعت ۵:۳۰ بهک گفتن نصف اب کمپوت گلابی بخورم اگر حالت تهوع نداشتم بقیه شم میتونم بخورم که من حالت تهوع نداشتم.
و رسیدیم به غول مرحله ی آخر و اولین بلند شدن. اول که پرسنل اومد و سوندم رو کشید. اون هم درد خاصی نداشت فقط یکم سوزش و حس چندشی. بعد در همون حالت روی تخت برای سرجی فیکس و پد پوشوند. و با کمم پرسنل و همراهم اول نشستم و بعد به سختی و درد سرپا شدم. اصلا سرگیجه نداشتم فقط حس میکردم با هر قدم بخیه هام باز میشه و نمی تونستم پامو بلند کنم، به جاش روی‌رمین می کشیدم. پرسنل باهام تا داخل دستشویی اومد. شورتم کثیف شده بود تو همون دو قدم راه. دوباره شورت جدید و پد جدید گذاشت با کمک خودم. نشوندم روی توالت فرنگی و رفت بیرون تا من ادرار کنم چون مهمه که بعد از سوند ادرار کنیم. که من اکی بودم.
دیگه از اینجا به بعد همه چی رو به راحت تر شدن میره.
من تا شبش دو سه بار دیگه هم با کمک بلند شدم و دستشویی رفتم و هر بار کم درد تر از بار قبل بود.
مامان سامین مامان سامین ۵ ماهگی
شماره ی ۳
به پرستار گفتم توروخدا بچمو بیار پیشم رفت اورد گذاشت روی سینم یهو اروم شد پرستار گف چون تازه به دنیا اومده احساس ناامنی میکنه بزار بمونه روی سینت تا ارامش بگیره اون خوابیده بود روی سینم و من نگاهش میکردم و کیف میکردم
بعدش رفتیم توی بخش مامانم گذاشتش روی سینم شیر بخوره یه کوچولو میخورد و میخوابید همه چیز داشت خوب پیش میرفت تا وقتی پرستار اومد برای فشار رحمی گفتم پرستار قبلی فشار داده گفت مطمعنی گفتم اره ۳بار فشار داد و واقعا توی بی حسی داده بودن گفت باشه و رفت یعد یه ساعت اومد سوند و دربیاره دید خونریزی کردم گف وای خوتریزی کردی باید فشار بدم و فشار داد چنان جیغ بنفشی زدم که همه توی اتاق بیدار شدن اشکام تند تند میریخت گفتم توروخدا دوباره فشار داد و منم جیغ میزدم دوباره فشار داد من اشکام تند تند میریخت ولی واقعا شکمم سبک شد و سوند و دراورد و رفت دیدم بله چقد خون اومده دوباره دیگه بلند شدم اروم اروم خیلی درد داشتم و سخت بود رفتم دسشویی خودمو تمیز کردم با کمک مامانم نوار عوض کردم صورتمو آب زدم حالم خیلی بهتر شد یکم راه رفتم هر وقت قیافه ی بچم میومد جلو چشام یه لبخند میومد روی لبم عشق میکردم یکم راه رفتم و دراز کشیدم دوباره و چن بار دیکه راه رفتم و دیکه بلخره سبک شدم کم کم اینم تجربه ی زایمان من🥰🥰
این آقا کوجولو ام پسر منه
مامان مانا 😍🩷 مامان مانا 😍🩷 روزهای ابتدایی تولد
سزارین پارت 3 : نی نی بردن منم در حال بخیه زدن بودن و بعد یک ساعت ریکاوری رفتم بخش ..و بنظرم پروسه عمل خیلی راحته و بچه بی دردسر دنیا میاد اما مهم ترین بخش سزارین درد های بعدشه
بی حسی پام کم کم رفت و درد عجیبه سراغم اومد واقعا درد بعد عمل زیاده و اینکه شیاف و این چیزا آرومش نمیکنه اما بازم تا صبح درد گذروندم و رسید به قسمتی که باید راه میرفتم.. سخته ترین مرحله سز اولین راه رفتن بعد عمله واقعا سخت و دردناکه که هر طور شده باید انجامش بدی اما سختیش همون قدم های اوله بعدش به دردش عادت میکنی و اینم توجه کنید با اون همه درد و سختی راه رفتن باید بچه رو هم شیر بدین خودتون جمع و جور کنید باید روحیه بالایی داشته باشین
من خودمو نزدم به استراحت با هر سختی بلند شدم و راه رفتم و بسختی دسشویی رفتم لباس هامو عوض کردم تو سالن قدم میزدم تا بگذره دیگه عوض کردن پانسمان درد نداره اصلا نگران اینم نباشید روز بعد هم مرخص شدم و اومدم خونه ... خداروشکر درد ها کم کم داره کمتر میشه و خوابیدن برام راحت تر ... من از انتخابم راضی هستم و برگردم عقب بازم سزارین میکنم حالا هر سوال دیگه ای بود در خدمتم