۸ پاسخ

تا وقتی از لحاظ مالی تامین نبودی اقدام نکن چون روز ب روز قیمت‌ها داره عجیب و غریب تر میشه ..من خودم فکر میکردم اوکی هستم و دومی رو آوردم ولی واقعا شیر خشک و پوشک روز به روز داره گرون تر میشه آدم تو خرجا میمونه

من چه بگم خودم تک بچه ام

پول خیلی مهمه .اونم تواین شرایط بچه هام ازاین حرفازیادمیزنن پسرمن میگه یه ابجی بیار خخخخ تودومیش موندم ناشکری نباشه من شخصا بحاطر شرایط مالی خیلی اذیت شدم پوشک ۹۰۰هزارتومنی حالا خرجاشون مونده دومی فعلا ۲سالشه مهدبایدبره پیش دبستانی اولی روددلم بخاطر گرونی اوضاع اقتصادیم بفرستم یانه. هرروز بستنی خوراکی اسباب بازی میخوان شرمندشون شدم اصلا فکرشم نمیکردم اینحوری بشه. وای خیلی اوصاع بدی شده خدا نگدره ازشون تازه تبلیغ فرزنداوری هم میکنن

دقیقا مثل من دلم میخواد بچه دوم بیارم ولی از لحاظ مالی اصلا شرایطم خوب نیست روزا هم به سرعت می‌ره و سنموپ هم داره زیاد میشه موندم چیکار کنم و چاره ای جز صبر نیست تا ببینیم چی میشه

اما خدا روزی رسونه ان شاا... خدا کمک کنه

یه دونه بزرگ کن با کیفیت ،هم از لحاظ مالی هم از لحاظ عاطفی عالی بهش برس،من قراره بچم تک فرزند باشه

انشالله که خدا برات بهترینهارو رقم بزنه

اشکال نداره عزیزم الان خیلیا همین تصمیم گرفتن عذاب وجدان نداشته باش.

سوال های مرتبط

مامان علیرضا مامان علیرضا ۶ سالگی
سلام
تا با توجه به سوال قبلم ، همسرم دید ناراحتم و اعصاب ندارم ، گفت بیا سرویس بگیریم براش ، بالاخره روز به روز شکمت بزرگتر میشه و سختت میشه و هوا سرد بشه تو زمستون و یخبندان بشه ، چجوری میخوای ببری و بیاری و امسال هم پیاده ببری و بیاری ، سال دیگه باید با سرویس بره ، پس بیا از الان بگیریم و عادت کنه و منم فوقش تا آخر اسفند می‌تونستم ببرم ، چون زایمان ۲۲ فروردین زده و دیگه زنگ زدیم و گفت ماهی ۸۰۰ تومن ، حالا الان چون چیزی نمونده تا آخر ماه ۲۰۰ تومن بدین ولی از ماه دیگه ۸۰۰ تومن هست و بعد گفت کلاس کدوم معلم هست و گفتیم فلان معلم و گفت از اون کلاس ۲ یا ۳ نفر سوار میکنم و دیگه به مدیر شون هم خبر دادم که سرویس گرفتیم و از این به بعد سرویس میاد دنبالش و همین طور میارش پیش دبستانی ، چون به هیچ کسی جز خودم بچه رو تحویل نمیدن حتی شوهرم و باید خودم به مدیر اطلاع بدم
حالا پسرم هم خوشحاله که با ماشین میره و میاد و دیگه پیاده نمیره ، آخه میگه خسته میشم و حوصله پیاده رفتن ندارم ، چون با ماشین همه جا رفتیم و یا شوهرم بغلش کرده و یا مسافت خیلی کوتاه پیاده رفته ، الان دوست نداره پیاده روی
حالا من عذاب وجدان گرفتم ، با خودم فکر میکنم که وظیفه ی من بوده که ببرم و بیارم و کوتاهی میکنم تو حقش
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری