۸ پاسخ

ببین گلم به خودت استرس نده، ولی کلا حواست بهش باشه، خدا میدونه من تا شش هفت ماهگی خواب عمیق نداشتم چون منم خیلی میترسیدم، همون خواب سبک باعث شد که دوبار از مرگ نجاتش بدم، میذاشتمش توی گهواره، همیشه ام یه بالش میذاشتم زیر سرش، منتها چون شیر خشک میخورد دو بار شیر خشک میومد تو گلوش نفسش بند میومد با صدای یه زوزه کوچیک بیدار میشدم البته خدام کمک میکنه صورتش کبود میشد میخوابوندم به پهلو میزدم تو پشتش، خوب میشد خلاصه که پنج شش ماهه اول روی مبل میخوابیدم تا توی خواب عمیق نرم و چشمم به پسرم باشه، توام اصلا فکر بد نکن ولی مواظبش باش و همیشه قبل خواب براش سه تا ایت الکرسی بخون و صدقه بده، شبا یه کم میترسیم وگرنه روزا شش دنگ حواسمون جمعه، احتیاط شرط عقله

طبیعیه پسر منم اینطوره بود اون زمان

دختر من گردن گرفته. به پشت میزارم خودش همش به پهلو میشه

زیر سرش بالش نذار چپ و راستش بالش سنگین بزار

علی هم همینه رو تخت من یا رو زمین بخوابه یا تخت اتاقش قشنگ بر می گرده به شکم می خوابه ولی بلده گردن بگیره خودش می تونه نگرانی نداره
ولی تخت کنار مادرش فضا نداره، نهایت به پهلو میشه

بالش بزار کنارش نتونه بچرخه

دو تا بالش کوچک بذار دو طرفش. یا توی ننو امتحان کن ببین اگه بخوابه میتونه به پلو بشه یا نه، فک کنم نتونه اون موقع میتونی تا خوابه بذاریش اونجا بمونه

پسر منم امروز همین کارو کرد بعد دیدم صداش در اومد خودش گردنش و کشید بالا . فکر کنم چون گردن میگیرن خودشون سرشون و جابجا میکنن عزیزم .

سوال های مرتبط