۱۵ پاسخ

ماهم ۷ ماهگی مشهد رفتیم یکم سخت بود .برگشتیم مریض شد بخاطر سرمای مشهد

منم نرفتم چون میدونم سخته دوستم رفت میگفت کلی هزینه کردم اصلا خوش نگذشت بچش اذیت کرده همش

اره بابا منم نمیرم واقعا سخته تا بزرگ نشن هیچ جا نمیرم

از ۴ ماهگی تا الان تقریبا ۷،۸ بار مسافرت رفتیم ولییییی کمکی هم داشتیم یا مامانم یا مادرشوهرم بودند باهامون

من زیاد رفتمو میخوام ده روز دیگه برم سخت نگیرم

باید بچتو‌ بشناسی تا بری سفر
پسر من ماشینمون و پتوش و وسایلشو میشناسه.اینسری با ماشین دوسته شوهرم رفتیم به چخ رفتیم اما هروقت با ماشین خودمون و پتو و تشکش و اسباب بازیاش میریم و خونمون جداس خیلی راحتم

ما فقط یه پیک نیک نرفتیم دوز از جون هم منو هم شوهرمو به غلط کردن انداخت🥲🥲🥲همه ی حیوانات اونحارو هم روانی کرد از سگ و گربه بگیر برو بالاتر

ما یه بار پارسال رفتیم
مسیری که توی ۸ ساعت همه میرن ، ۱۲ ساعت طول کشید
پاره شدیم به معنای واقعی
کل مسیر برگشت رو هم غر میزد و هی میگفت پیاده بشیم
از پارسال دیگه هیچ جا نرفتیم

والا من همین الان اومدم شهرستان دهنمو صاف کرده

من تاحالا باحنا هیچ راه دوری نرفتیم همین دور برمیریم دهنمونو صاف میکنه🤦🏻‍♀️

تادوسالگی بدترین سنه. یک تادوسالگی

واقعااااا سختههههههه با بچه کوچیک

از ترس بهونه گرفتن هاش و بد ارومی هاش نمیزم جایی

سلام دقیقا منم امشب بخاطر همین دلم گرفته
آخه خواهر شوهرم دختر۶ماهه داره رفته مسافرت
دوستم بچه ۳ماهه داره هر هفته میرن یجایی
بخدا دلم پوسید دلم گرفت
همش میگم خدایا چرا بچه من شیطونه و غرغر می‌کنه

من‌از وقتی پسرم بدنیا اومده مسافرت نرفتیم
چون میدونم خیلی سخته و هم خودش اذیت میشه هم من انشاالله بزرگ تر شد میریم

سوال های مرتبط