مامان ایلماه🩷🫀 مامان ایلماه🩷🫀 ۱۰ ماهگی
پارت ۱۲
هیچکدوم از خونه ها به پولمون نمی رسید.تا این که اونروز بنگاهی یه پیشنهاد داد بهمون.گفت شما که بچه ندارید میتونید راحت برید اون بالاها چرا موندید اینجا.
منظورش از بالاها، سعادت آباد بود.گفت اونجا یه نفر رو میشناسه که نیاز به سرایدار دارن و خونه و ماشین هم در اختیار قرار میدن.
پیشنهاد خوبی بود.به قول مرد بنگاهی، میشد چندسال بدون کرایه بشینیم و حقوقمون رو جمع کنیم و بارمون رو ببندیم. چی از این بهتر. اون شب کلی ذوق داشتیم و فردا صبح نتیجه رو بهش گفتیم.قرار شد آخرِماه اسباب کشی کنیم.
به صاحبخونه ی پیر خبر دادیم که سرماه از اینجا میریم. اسبابهامون رو جمع کردیم و روز یکم ماه یه وانت گرفتیم تا اسباب ببریم.
برعکس همیشه هیچ خبری از پیرمرد صاحبخونه نبود. مهرزاد به طبقه بالا رفت و از دیدن اون صحنه کلی حالش بد شد. انگار دو سه روزی از فوت پیرمرد گذشته بود.
جلوی در واحدش افتاده بود و همسایه ها میگفتن لابد سکته کرده.تا ظهر معطل شدیم تا پسراش بیان و باقی پول ما رو بدن. تمام پول اجاره و پول پیش رو توی متکاش قایم کرده بود و در حالی مرده بود که لباسهای تنش از شدت فرسودگی پاره بود...
مامان ایلماه🩷🫀 مامان ایلماه🩷🫀 ۱۰ ماهگی
پارت ۱۱
من که آرزوی درس خوندن و پولدار شدن داشتم تبدیل شده بودم به یه موجود بی هنر که از صبح تا شب منتظر شوهرشه.
یه کار به مهرزاد پیشنهاد شده بود،که روزها بره و روی سنگ های مزار خطاطی کنه.بابت هر طراحی پنج هزار میدادن و کرایه پنجاه هزارتومانی ما فقط با ده روز کار کردن جور می شد.
شب ها که میومد لباسهاش پر از خاک و پودر سنگ شده بود. کم کم روش کندن عکس روی سنگ رو‌هم یاد گرفت و گاهی وقتها تیکه های سنگ رو می آورد خونه و تا دیروقت عکس میزد.
چندماه به همین روش گذشت و تونستیم یه کمی پول پس انداز کنیم و زندگیمون داشت بهتر میشد. ساحل بیشتر وقتها میومد پیشم و از دوست پسرش که هنوز باهاش رابطه داشت برام می گفت.
من هم از مشکلات زندگی می گفتم و ازش میخواستم هرجوری شده درسش رو ادامه بده.
چندبار دیگه صاحبخونه پیر سر راهم سبز شد و این بار دیگه طاقتم تموم شد. شب که مهرزاد اومد سربسته بهش گفتم که از اینجا خوشم نمیاد و بهتره بریم یه خونه ی دیگه و قرار شد بهش فکر کنه.حالا دیگه میتونستیم یه خونه بهتر اجاره کنیم و کرایه بیشتری بدیم.
چندروزی با هم دیگه به بنگاههای اطراف سر زدیم و چندتا خونه دیدیم.