پارت ۱۱
من که آرزوی درس خوندن و پولدار شدن داشتم تبدیل شده بودم به یه موجود بی هنر که از صبح تا شب منتظر شوهرشه.
یه کار به مهرزاد پیشنهاد شده بود،که روزها بره و روی سنگ های مزار خطاطی کنه.بابت هر طراحی پنج هزار میدادن و کرایه پنجاه هزارتومانی ما فقط با ده روز کار کردن جور می شد.
شب ها که میومد لباسهاش پر از خاک و پودر سنگ شده بود. کم کم روش کندن عکس روی سنگ رو‌هم یاد گرفت و گاهی وقتها تیکه های سنگ رو می آورد خونه و تا دیروقت عکس میزد.
چندماه به همین روش گذشت و تونستیم یه کمی پول پس انداز کنیم و زندگیمون داشت بهتر میشد. ساحل بیشتر وقتها میومد پیشم و از دوست پسرش که هنوز باهاش رابطه داشت برام می گفت.
من هم از مشکلات زندگی می گفتم و ازش میخواستم هرجوری شده درسش رو ادامه بده.
چندبار دیگه صاحبخونه پیر سر راهم سبز شد و این بار دیگه طاقتم تموم شد. شب که مهرزاد اومد سربسته بهش گفتم که از اینجا خوشم نمیاد و بهتره بریم یه خونه ی دیگه و قرار شد بهش فکر کنه.حالا دیگه میتونستیم یه خونه بهتر اجاره کنیم و کرایه بیشتری بدیم.
چندروزی با هم دیگه به بنگاههای اطراف سر زدیم و چندتا خونه دیدیم.

۱ پاسخ

رمانه؟

سوال های مرتبط

مامان فسقلی👶🏻 مامان فسقلی👶🏻 ۱۱ ماهگی
تجربه خوب شدن مریضی بچم 🌱
دوستان بچم ۱۷ روز مریض بود سرفه هایی می کرد که دل هرکسو خون می کرد
هرچی بگین به بچه ام دادم ۳ بارم دکتر بردمش
آیورامی.پلارژین .نئو تادین .اسپری برای نفس و قطره سدیم و ....
روز به روزم بدتر میشد

.
یهو یه روز همسایه امون گفت به دونه بهش بده
دیگه از بس از سرفه هاش خسته شده بودم
به دونه ریختم توی لیوان روش هم یکم ابجوش ریختم .توی یه لیوان دیگه .خاکشیر و بارهنگ و تخم شربتی و ابجوش هم ریختم

تا به دونه لعاب بده .اب جوش ولرم شده و خاکشیر و تخم شربتی و بارهنگ رو بهش دادم
ده دقیقه بعدش هم اب به دونه بهش دادم

وقتی خوابید .اولش ۶ تا سرفه .نیم ساعت بعد ۴ تا سرفه .یه ساعت بعدش ۲ تا سرفه کرد و تمام

از اون روز سرفه اش و مریضی و ابریزش و هرچی بود تموم شد

فردا صبحش که بلند شد
دیگه سرفه نکرد .فقط خلط ها رو با پو آر از بینی اش گرفتم
تیکه های خلط های سفت از بینیش میومد که معلوم بود به گلوش چسبیده بوده

الانم خداروشکر
ماشالله نی نی تم خوب شده

بعدا یادم اومد که وقتی بچم ۲ ماهش بوده هم این جوری شده بوده و با همون آب به دونه که با سرنگ بهش داده بودم ۲ روزه خوب شده بود
مامان زندگیم مامان زندگیم ۱ سالگی
خانما شما بیاید قضاوت کنید
پسر من پنج ماهش که بود تشنج کردم ما بردیم بیمارستان اونجا بستری شد بدون تب تشنج کرد یهو
بعد از اون دارو بهش تجویز کردن دکترا
مرخص که شد از بیمارستان سرما خورد چون تو بیمارستان ویروس بود پسر منم گرفت مت گفتم می خوام ببرم مطب خصوصی
شوهرم گفت می بریم دولتی رایگان خوبش می کنیم
مادرم گفت خودم پولشو میدم
بزار بچه رو ببریم دکتر
بماند چقدر من دلم خون شد تو این مدت بااین بچه
بماند
الانم پسرم دوباره سرماخورده از صبح آبریزش و سرفه داره
به شوهرم که گفتم می خوام ببرمش دکتر چون خونه بود شوهرم
گفت نمی خواد ببری گرونه مطب خصوصی
بعد زنگ زدم به مادرشوهرم
اونم برگشته می گه ببرنش بیمارستان دولتی
خصوصیا گرونه
من که ۳۰ سال پیش بچه هامو می بردم مطب خصوصی ارزون روده قدیم
الان گرونه ببرمش دولتی

منم به شوهرم گفتم شما خانوادگی گدا گدولین
یعنی انقدر بدم اومده از خودشو خانوادش که یعنی داد می خوام بکشم
خودم مریضم پاهام واریس داره خیلی ببخشید
تو خونه مثل سگ دارم کار می کنم خیلی اذیتم می کنه
تیکه زیاد می ندازه
دیگه امروز گفتم طلاقم بده نمی تونم
مامان جوجوممد(تیارا) مامان جوجوممد(تیارا) ۱۲ ماهگی
میره ک یه ترشی خوشمزه مشهدی بشه



برای تهیه ترشی گوجه مشهدی ابتدا کرفس، هویج، گلم کلم، سیر، فلفل سبز تند را به صورت نگینی ریز و یکدست خرد می کنیم، سپس به خوبی می شوییم و داخل آبکش می ریزیم تا آب اضافی شان خارج شود.
مرحله دوم
برای اینکه مواد ترشی به خوبی خشک شوند، بهتر است انها را از شب قبل خرد کنیم و پس از شستشو کنار بگذاریم تا رطوبت شان به طور کامل گرفته شود. در ادامه یک قابلمه مناسب را نیمه آب پر می کنیم و روی حرارت زیاد قرار می دهیم.

مرحله سوم
در این مرحله پس از اینکه آب موجود در قابلمه به نقطه جوش رسید، گوجه فرنگی ها را درون کیسه فریزر قرار می دهیم و درون آب جوش قرار می دهیم. پس از گذشت ۱۵ دقیقه گوجه فرنگی ها را از آب جوش خارج می کنیم و به راحتی پوست شان را جدا می کنیم.
مرحله چهارم
پس از اینکه پوست گوجه فرنگی ها را گرفتیم، آنها را داخل میکسر یا مخلوط کن می ریزیم و پوره می کنیم. در ادامه گوجه فرنگی پوره شده را داخل یک قابلمه مناسب می ریزیم و به مدت ۱۵ دقیه می جوشانیم، سپس سرکه را اضافه می کنیم.

مرحله پنجم
پس از اینکه سرکه را اضافه کردیم، ۱۵ دقیقه دیگر صبر می کنیم، سپس قابلمه را از روی حرارت کنار می گذاریم. در ادامه نمک و سبزیجات ترشی را اضافه می کنیم و با هم ترکیب می کنیم تا کاملا مخلوط و یکدست شوند.

مرحله ششم
در این مرحله صبر می کنیم تا ترشی خنک شودف سپس آنرا درون ظرف های شیشه ای درب دار می ریزیم و یک روز در محیط آشپزخانه قرار می دهیم، سپس به مدت ۱۴ روز در یخچال قرار می دهیم تا ترشی آماده مصرف شود.
مامان نی نی کوچولو مامان نی نی کوچولو ۱۲ ماهگی
مامان ایلماه🩷🫀 مامان ایلماه🩷🫀 ۱۰ ماهگی
پارت ۳۲
اولش فکر کردم یکی از دوستاشه اما وقتی از حموم اومد بیرون حسابی به خودش رسید و گفت: تا شب نمیام ، با دوستام قرار دارم ...
وقتی رفت بیرون به دلم افتاد که تعقیبش کنم
سریع لباس پوشیدم و از خونه زدم بیرون چون قرار بود با دوستاش بره ماشینو نبرده بود
من هم با ماشین از فاصله دور تعقیبش کردم تا یکی دو ساعت اول پیش همون دوستای دخترش بود یکم دلم آروم گرفته بود که کم کم سر و کله پسرا پیدا شد
هر کدومشون دست یکی از دوستای الهه رو گرفتن خدا خدا می‌کردم که الهه به خونه برگرده اما وقتی یه پسر خوشتیپ پولداری که معلوم بود بالا شهری هم هست دست تو دست الهه دیدم انقدر به هم ریختم که همونجا زدم زیر گریه اما نمی‌دونم چه قدرتی پیدا کرده بودم که تونستم با اون‌حالم به تعقیبم ادامه دادم
انگار می‌خواستم مطمئن بشم الهه خیلی وقته برای من تموم شده تو تمام لحظاتی که تا شب الهه با اون پسر سر کرد من شاهد بودم
اینکه رفتن رستوران و چند ساعت نزدیک به هم گفتن و خندیدن و قلیون کشیدن هر کدوم قلب منو تیکه‌تیکه‌ می‌کرد اما آخرین تی.ری که به قلبم رسید وقتی بود که همشون با هم رفتن تو باغ