من نه ماهه که مادر شدم و خب از وقتی که بچم بدنیا اومد برخورد بعضی از زن ها که خودشون هم مادرن جالب بود
وقتی پیش یه مادر میا نمیدونم هدف چیه اینکه درمورد خیلی چیزها حرف میزنن سایز وزن بچه شیرش ایراد گرفتن از مادر و ...
من تنها به یه نتیجه درموردش رسیدم اینکه حتما خودشون توی این شرایط قرار گرفتن زخم خوردن حرف شنیدن و الان فکر می کنن نوبت خودشونه که این کار رو تکرار کنن تا دردی که خودشون تجربه کردن رو به فرد دیگه منتقل بدن
اگه تو دوست منی که نیستی به جای خدشه دار کردن روانم که روی بچه ام هم تاثیر بد میذاره بهتره به فکر خودت باشی اصلا هر چی که تو میگی هم درست باشه فکر کردی من کورم نمیبینم پس تو دلسوز من نیستی
یه درس مهمی که توی این دوران یاد گرفتم اینه که تو این دنیا که ظاهر ادم ارزش بیشتری داره ،مهم نیست چون حتی اگه زیباترین ادم دنیا هم باشی اگه یه مشکل تو زندگیت اتفاق بیوفته اگه از درون قوی نباشی فرو می پاشی ن

۳ پاسخ

دقیقا نمیدونم وقتی یه حرفی میزنن قبلش ینی اصلا بهش فک نمیکنن بخدا من خودم ادم کم حرفیم قبل حرف زدن نظر دادن همیشه تو ذهنم سبک سنگینش میکنم بعد.... ببین خواهرشوهرم ب من میگه بچه نیس که عروسکته فقط کنارش نشستی بازیش میدی.... اخه چجوری من برگردم بگم من مثل تو نمیتونم بچمو بسپرم به امون خدا برم مسافرت😬😬

دقیقا عزیزم منم تو همین شرایطم بخدا دیگه ترجیح میدم هیچ جا نرم بمونم تو خونه اکثر وقتا... اطرافیانم خیلی رومخن.. جاری مادرشوهر و.. همش ایراد میگن.. این کارو بکن اونکارو بکن بگو به شما چه ربطی داره بچه ی منه شما دلسوزمین مثلا.. چرا اعصابمو خراب میکنین که شیر غصه بدم به بچم... به شما چه ربطی داره
بخدا روانی شدم دیگه دلم میخواد بزنم تو سرشونننن

درسته عزیزم
ولی بگم بعضیا محبت کردن بلد نیستن نیت بدی ندارن اما چون بلد نیستم چجوری حرف بزنن باعث دلخوری من نوعی میشن

سوال های مرتبط

مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۳ ماهگی
یه مادر برام نوشته بود دوست داره دوباره درس بخونه و موفق بشه و نمیدونه از کجا شروع کنه این نامه برای اون و همه ی مامان هایی هست که دوست دارن رشد کنن حتی با وجود مسئولیت های مادری سلام عزیزم... ❤️

اول از همه می‌خوام بهت بگم که این حسِ تردید و نگرانی که داری، کاملاً طبیعی و حتی انسانیه. اصلاً فکر نکن که داری اشتباه می‌کنی یا داری از وظایفت غافل می‌شی. اتفاقاً اینکه این فکر به سرت زده، یعنی هنوز اون جرقه‌ی اشتیاق و اون «خودِ واقعی‌ت» زیر لایه‌های مادری زنده‌ست و می‌خواد خودش رو نشون بده.

می‌دونم، تصویرِ درس خوندن توی ذهن آدم وقتی بچه‌ داره، خیلی با واقعیت فرق می‌کنه. می‌دونم که ترس از اینکه «وقت برای بچه‌ها کم بیاری» یا «بی‌انگیزه بشی» مثل یه سایه دنبال آدم می‌آد. اما می‌خوام یه چیزی رو یادت بدم: تو با درس خوندن، داری به بچه‌ات درسِ «زنده بودن» و «رشد کردن» رو می‌دی. داری بهش یاد می‌دی که مامانش فقط یه مسئولیت نیست، بلکه یه آدمِ صاحبِ رویاست.

قرار نیست از فردا یه تغییر بزرگ و بی‌نقص ایجاد کنی. قرار نیست مثل بقیه، با تمرکز ۱۰۰ درصدی درس بخونی. واقعیت اینه که درس خوندنِ ما مادرها، همون وسطِ آشفتگی‌هاست؛ با همون چای سرد شده و با همون زمان‌های تکه‌تکه.

پس با خودت مهربان باش. اگه یه روز پیشرفتت کُند بود، به خودت حق بده که خسته‌ای. اگه یه روز نتونستی بخونی، خودت رو سرزنش نکن. هدف ما رسیدن به کمال نیست، هدف ما «ادامه دادن» در عینِ نقص‌هاست. من مطمئنم که این مسیر، با تمام سختی‌هاش، قراره تو رو به جای خیلی بهتری برسونه. 
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس
مامان نورا مامان نورا ۱ سالگی
🍂
فرق عزت نفس با خودخواهی

توی عزت نفس من هم خودمو و هم دیگران رو خوب و دوست داشتنی میدونم یا حداقل نسبت به بقیه خنثی هستم و قضاوتی ندارم....
ولی خودخواهی اینه که:
من فقط خودم مهم هستم و بقیه رو بد میدونم و خودمو کاملاً جدا از دنیا میدونم و قضاوتهای بدی از دیگران دارم...

از خصوصیات بارز آدم خودخواه اینه که :
آدمای خودخواه باور دارن از بقیه برتر هستن و ازش لذت میبرن...
از اینکه به دیگران حمله کنن و خشم خودشون رو بروز بدن ترسی ندارن...
به سختی چیزی رو با شما به اشتراک میزارن و حتماً منافع خودشون رو در نظر میگیرن و حتی اگه مجبور باشن برای شما وقت بزارن، منت میزارن،...
شمارو وادار میکنن ساعت ها واسشون وقت بزارید ولی خودشون حاضر به انجام این کار نیستن و معمولاً از نیازهای بقیه غافل میشن و برای وقت و زمان بقیه ارزش قائل نیستن و اگه پای منافع شون وسط باشه دوستاشونو نادیده میگیرن،...
با احساساتمون بازی می کنن و با فهمیدن نقاط ضعف احساسات مون مارو دائم ناراحت و عصبانی میکنن و اینکه انتقاد خیلی عصبی شون میکنه ، نکته جالب اینجاست که افراد خودخواه اکثراً یک تصویر مثبت از خودشون ندارن ...
شخصیت واقعی خودشون رو مخفی میکنن ، فکر می کنند که جذاب ترین و منطقی ترین افرادن و به جز خودشون به هیچکس اعتمادی نمی کنند...🌼🍁
مامان تینا👨‍👩‍👧 مامان تینا👨‍👩‍👧 ۱ سالگی
سلام مامانای قشنگ و مهربون و صبور
انشاالله حال دلتون خوب باشه

داشتم یه گشتی توی گهواره میزدم که پیام‌هایی دیدم با این مضمون که چقدر بعضی از مادرها بابت حرف دیگران درمورد بچه هاشون دچار ناراحتی شدن ،مثلا یکی درمورد وزن بچه نظر داده یکی درمورد بغلی بودنش یکی درمورد غذا خوردنش یکی در مورد شیطنت بچه یکی در مورد شیوه تربیت و...
من خودم راستش این مدت که درگیر موضوعی درمورد بچه م بودم ،سعی کردم از هر فضایی که احتمال نظر منفی و غیر تخصصی میدادم دوری کنم،چون واقعا این مدت انقدر شکننده بودم که واقعا تحمل هیچ دردی اضافه بر درد خودمو نداشتم ،اما خیلی از مادرا امکان فاصله گرفتن رو ندارن ،من پیشنهادم اینه بیاین به عنوان یک مادر ،یک چالش راه بندازیم ،چالش #نه_به_اظهارنظر_درمورد_فرزندم
حالا به هر شکلی که بلدیم این فرهنگ رو جا بندازیم ،که عزیز من،درسته تو تجربه داری حتی بزرگتری حتی بچه های بیشتری داری و...اما تو متخصص نیستی،من فرزندم رو تحت نظر متخصص وبا دنبال کردن علم روز فرزندپروری بزرگ میکنم ونیازی به کمک شما نیست وهروقت نیاز به کمک داشتم اعلام می‌کنم.شاید خیلی ها بگن شما خیلی سخت میگیری اما واقعا ممکنه چیزی برای یکی مهم نباشه وبرای دیگری مهم باشه واین قابل احترامه.من تمام این مدت که مادران عزیز،درمورد بیماری بچه هاشون با من صحبت کردن ،درکناراینکه باتمام وجودم براشون ناراحت بودم ومیتونستم باتوجه به تجربه ام بهشون حرفهایی بزنم،اما فقط گفتم لطفا به پزشک مراجعه کنیدوحتی اگه شک هم دارید نظر متخصص روبپرسید،چون منم یه مادرم نه یک پزشک.
بازم خوشحال میشم نظر شمارو هم بدونم
مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
یه نکته خیلی مهم برای اونهایی که پست های من در مورد آموزش خواب مستقل رو خوندن.
منظور از خواب مستقل اینه که خوابیدن بچه وابسته به شیر نباشه. یعنی شیر و خواب دوتا مسئله جدا باشند نه اینکه بچه شیر بخوره که بخوابه.
تواب مستقل به معنی این نیست که بچه رو توی اتاقش تنها رها کنیم که برای خودش بخوابه.

بچه ها تا سن هفت سالگی ناخودآگاهشون بیداره. و وقتی تنها هساند توی اتاق متوجه میشن. و این حس رو دارند که اگه الان گریه کنن گرسنه بشن خودشون رو خیس کنن یا بترسن هیچ کس کنارشون نیست و بهتره تا این سن حتما کنار والدین بخوابند ولی در تخت خودشون. نه روی تخت همراه پدر و مادر.

نکته بعدی به هیچ وجه نباید کودک زیر یکسال رو در اتاق خودش تنها خوابوند. این سن شکل گیری عزت نفس و اعتماد به نفس و اعتماد در بچه هاست و تنها خوابیدن اونها در طول شب در اتاقشون این حس ها رو در اونها نادرست شکل میده.

و نکته جالب دیگه ای که بهش برخوردم اینه که پسر بچه ها در سنین زی ۶ سال آسیب پذیرتر از دختربچه ها هستند. پس مواظبت و توجه بیشتری میخوان.

همه پستانداران موقع خواب کنار هم میخوابن تا امنیت بیشتری داشته باشن. انسان تنها پستانداریه که تصمیم گرفته بر خلاف غریزه اش عمل کنه جای خواب بچه اش رو جدا کنه. چرا؟! در مورد علتش بعدا توضیح میدم
اینو خیلی وقت میش تو ایتا گذاشته بودم. اینجا هم منتشر کردم.
مامان علی مامان علی ۱۱ ماهگی
دیشب مهمان محترمی داشتیم. صحبت کشید به تک فرزندی و چند فرزندی. از مهمان محترم اصرااااار که نذار پسرت تنها بمونه اقدام کن بچه بیار بذار با هم بزرگ شن. از من هم انکار که اصلااااا. هرچقدر توضیح میدادم که از نظر روحی و جسمی توان ندارم ، هی میگفت به بچه ات فکر کن . و من به این فکر میکردم که چرا یه زن وقتی بچه دار میشه دیگه نباااید به خودش فکر کنه . وقتی میدونم که هیچ کمکی ایی ندارم ، توان روحی ، جسمی و مالی اش رو ندارم چرا باید بچه دیگه ای بیارم. چرا همه از یک مادر انتظار دارن که دیگه خودش رو نبینه . دیگه به خودش اهمیت نده. من برای آینده ام برنامه ریزی کردم. میخوام پسرم که دوساله شد بذارمش مهد دوباره برگردم سرکار . هفده سال کار کردم . دلم نمیخواد خونه بمونم. دوران سخت بارداری رو دوباره تجربه کنم اونم دقیقا وقتی که پسرم یک سال و خورده ای میشه و دلش یه مامان همراه میخواد . من چهل سالمه . سنم هم جوری نیست که بذارم وقتی بچه ام هفت هشت ساله شد یکی دیگه بیارم. پس قیدش رو زدم و با توجه به شناختی که از خودم داشتم تصمیم گرفتم مادر شاد و پر توان یک بچه باشم تا مادر خسته و افسرده و بدون توان دو تا بچه .
من در مورد شرایط خودم صحبت کردم . وگرنه مادرهای بسیاری هستن که چندین بچه دارن و حسابی هم خوشحال و پر انرژی هستن
مامان ✨ܥ‌‌ܠߊ‌ܝ̇ߺߊ✨🐣 مامان ✨ܥ‌‌ܠߊ‌ܝ̇ߺߊ✨🐣 ۱ سالگی
سلام مامانا
میدونین که هر اتفاقی تو دوران بارداری و روزای اول زایمان بیوفته تا ابد یادمون میمونه مثل یه زخم باز روی دلمون اثرش هست و خواهد موند...
من اوایل بارداریم بود و سونوی قبلش بهم گفته بود خونه تو رحمت جمع شده باید خیلی مراعات کنی و...
بعد پسر خواهرشوهرم ۶ سالشه و شیطونه همیشه رد میشد یه تنه هم به من میزد من چون میترسیدم همیشه بهش میگفتم نکن نگو این هی حساس تر میشده چون تو سن لجبازی هست
خلاصه یه روز اومد جلوم وایساد دوتا مشت گذاشت تو شکمم که تازه بالا اومده بود من شوک شدم برای اینکه سومی و چهارمی رو نخورم سرشو گرفتم فرستادمش یه طرف دیگه درستش اینه که هولش دادم تنها دفاعم همین بود و اخم هم کردم ک بفهمه این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست و چون من قبلا شاهد تنبیه فیزیکی والدینش بودم برای اینکه نزننش گفتم من زدمش در صورتی فقط هولش دادم اونم کارم اشتباه بود نمیتونستم خودم جابجا شم به یه سری دلایل.....
این رو دلم مونده شوهرم هیچوقت حمایتم نکرد و خواهر شوهرمم برخورد خیلی بدی باهام داشت همشونم برچسب حساس زدن روم
حالا سوال من از شما اینه من کارم بد بود؟؟
من حرفم اینه اصلا من باردارم نباشم بزرگتر اون بچه هستم که نباید اصلا دستش به من بخوره حتی هفت ماهه بودم یه لگد گذاشت تو پهلوم که نزدیک بود سکته کنم از ترس
من هنوزم که هنوزه میبینمش میترسم و از پسر بچها میترسیدم تو دوران بارداریم در حدی که پنیک میشدم