دیشب مهمان محترمی داشتیم. صحبت کشید به تک فرزندی و چند فرزندی. از مهمان محترم اصرااااار که نذار پسرت تنها بمونه اقدام کن بچه بیار بذار با هم بزرگ شن. از من هم انکار که اصلااااا. هرچقدر توضیح میدادم که از نظر روحی و جسمی توان ندارم ، هی میگفت به بچه ات فکر کن . و من به این فکر میکردم که چرا یه زن وقتی بچه دار میشه دیگه نباااید به خودش فکر کنه . وقتی میدونم که هیچ کمکی ایی ندارم ، توان روحی ، جسمی و مالی اش رو ندارم چرا باید بچه دیگه ای بیارم. چرا همه از یک مادر انتظار دارن که دیگه خودش رو نبینه . دیگه به خودش اهمیت نده. من برای آینده ام برنامه ریزی کردم. میخوام پسرم که دوساله شد بذارمش مهد دوباره برگردم سرکار . هفده سال کار کردم . دلم نمیخواد خونه بمونم. دوران سخت بارداری رو دوباره تجربه کنم اونم دقیقا وقتی که پسرم یک سال و خورده ای میشه و دلش یه مامان همراه میخواد . من چهل سالمه . سنم هم جوری نیست که بذارم وقتی بچه ام هفت هشت ساله شد یکی دیگه بیارم. پس قیدش رو زدم و با توجه به شناختی که از خودم داشتم تصمیم گرفتم مادر شاد و پر توان یک بچه باشم تا مادر خسته و افسرده و بدون توان دو تا بچه .
من در مورد شرایط خودم صحبت کردم . وگرنه مادرهای بسیاری هستن که چندین بچه دارن و حسابی هم خوشحال و پر انرژی هستن

۱۹ پاسخ

دلم میخواد اون آدمی که برای اولین بار گفت دوتاپشت سرهم بیارین باهم بزرگ میشن رو فقط ببینم!!!
کی گفته باهم بزرگ میشن؟؟؟
مادر بدنش داغون میشه روحیش نابود میشه در حق فرزند اول بشددتت ظلم میشه
کلی عذاب وجدان هرشب قبل خواب همراه مادره چون نتونسته اونجوری که باید به دوتا بچه هاشو رسیدگی کنه وقتی برای این یکی وقت می‌ذاره عذاب وجدان اون یکی که الان بهم نیاز داره و نمیتونم کنارش باشم چون باید به این یکی رسیدگی کنم ثانیه ای رهاش نمیکنه چون جفتشون کوچیکن و نیاز به بودن صددرصد مادر کنارشون دارن..‌
من ۲۳سالم بود که تصمیم گرفتم دومی روبارداربشم سنم کم بود و تصمیم اشتباهی گرفتم متاسفانه
اگه الان برگردم به عقب هیچوقت این ظلم رو اول از همه به خودم و دوم به خودم نمیکنم
بارها اینجا هم گفتم بازم میگم مامانای مهربون به خودتون وبدنتون ونی نی اولتون زمان بدین و مثل من تصمیم عجولانه ای نگیرین...

همینطوره عزیزم هرکس باید باتوجه به شرایط خودش بچه بیاره یا نیاره

اینکه گفتن نزار تنها بمونه و.. من دیدم خیلی پسر بزرگم تنهایی سختش بود و... شاید از اون نظر میگفتن ولی شرایط شما انگار واقعا پیچیده س
ان شا الله همیشه موفق باشی🌹

فقط خودتو شرایطتت رو در نظر بگیر مگه اون خانم قراره شب بیداری های شما رو تحمل کنه یا خرج بچه تونو بده
من که محاله دیگه بیارم

به نظرم بهترین تصمیم و گرفتین شما ‌اصلا یک درصدم ذهنتون درگیر نشه که تصمیمم درست یا غلط من ۳۰ سالمه کمک هم اطرافم دارم ولی اصلا به بچه دوم فکر نمیکنم چون از لحاظ روحی و مالی آدم باید اوکی باشه قشنگه بچه هامون خواهر و برادر داشته باشن ولی روحی و مالی خیلی شرطه منم موافقم با شما مادر شاد بودن برای بچه خیلی تاثیر گذار تر از خواهر و برداره با یه مادر افسرده و عصبی

وای نه منم دیگه نه ، کافیه به نظرم. مادر بعد از هر بچه ای حداقل ده سال فرسوده میشه

عزیزم چرا سخت میگیری درجوابشون بگو باشه اره خیلی خوبه ولی توکارخودتو بکن چرا باید بقیه رو قانع کنی

بنظر من باید به شرایط خودت نگاه کنی و درست گفتی
من ۲۲سالمه
پسرم نه ماهش مادرشوهره بند کرده ک یدونه بچه دیگه بیار خب به تو چه
من از شرایط خودم خبر دارم
هی میگن بزرگ میشه
خب این بچه ای ک به این دنیا اوردی توجه نمیخواد رسیدگی نمیخواد دل نداره که از این بزنم یکی دیگه بیارم ک چی
فقط میگن بیار بیار
من خودم کم اوردم بشدت پسرم خیلی اروم بود شکر خدا
ولی روحی و جسمی الان نمیتونم حتی فکر کنم بهش شاید هفت هشت سال بعد
در واقع مادرشوهرم میخواد ظلمی ک خودش به بچهاش کرده رو رو عروساش پیاده کنه🥲

منم مثل شما ... دقیقا با شما موافقم ... واقعا دیگه نه توان جسمیش رو دارم نه روحی ...صدرام ب زور ۱۰ روز کمکم کردن بعدی حتما تنهای تنها خواهم بود ...معمولا خانوادم میگن شرایط کشور خوب نیست و اوضاع مالی این اجازه رو فعلا نمیده ک ادم بخواد ب بچه ی دیگه ای فک کنه اما متاسفانه خاله خانباجی های اطاف همیشه میخوان حرفی برای گفتن داشته باشن و من یه جمله جواب میدم بعدا تصمیم میگیریم دربارش و اگر اصرار کنن لبخند میزنم و ساکت میمونم یعنی کافیه

منم ۳۷ سالمه مادرم سنش بالاست خواهرام درگیر زندگی ، شوهرم اخلاقش خوب نیست ، خونواده شوهرم خیلی گوهن ، زایمان سختی داشتم ، الانم تو بچه داری و کمبود خواب کم آوردم . بخوام پشت هم بیارم نابود میشم بخوام بزارم ده سال دیگ پیر شدم پس تصمیمم تک فرزندیه جالبه این حرفارو ب منم میزنن بابا ولمون کنییید کی از شرایط و دلِ کسی خبرداره آخه؟؟ فقط میخان بهت عذاب وجدان بدن ک بچت تک می مونه ، خب عب نداره خداش بزرگه

من بچه دوممو بخاطر خودم اوردم
هم اینکه واقعا دوس داشتم دوباره صدای بچه تو خونه بپیچه هم اینکه دخترم همبازی داشته باشه توخونه دست ازسرمن برداره🤪
منم ۳۹سالمه.۱۵سال سابقه بیمه دارم ولی چندساله خودم بیممومیریزم.ی موقع به اختلاف سنیم بابچه هام فکرمیکنم واقعا غبطه میخورم به حال اونایی که همسن من هستن و اختلاف سنیشون با بچه هاشون کمه(البته با کودک همسری مخالفما حداقل سن ازدواج ۲۵باید باشه).

بستگی داره ممکنه ۲سال دیگه نظرتون تغییر کنه چون هنوز بچتون ۸ماهشه منم اون‌ زمانا نمیخواستم اصلا ولی تا پسرم یکم فهمیده شد مدام مینالید از تنهایی حسرت یه خواهر وبرادر داشت البته به بچتونم بستگی داره بعضی بچها ناراحت نیستن از تنهاییشون

دقیقا مگه ما خواهر بردار داشتیم چقدر بفکر هم بودیم تک فرزندی خیلی خوبه اتفاقا

کاملا درست میفرمایید .توان مادر توان مالی اینا در مرحله اول.مگه میشه هنوز این یکی بزرگ نشده محرومش کنی از محبت و توجه مستقیم اونم تو این سن

تصميم منم اینه پسرمو در فضای شاد خونه بای مادر سالم و خوشحال و پرانرژی بزرگ کنم ونهایت تلاشمو میکنم برای موفقیتش انشاالله بتونم براش بهترینارو تهیه کنم و در دسترسش بزارم، با این اوضاع و گرونی واقعا هم سخته یکی دیگ داشتن

عهههه دقیقا منم شرایطم مثل تو
و تصمیم درست گرفتی👌🏻❣️🌸

آفرین مامان آگاه بهترین تصمیم رو گرفتی 👌👌

کار به مسئله بینتون ندارم ولی انصافا چه بیان تمیز و با ادب و زیبایی👌

من باهات موافقم

دقیقا تصمیم درست گرفتی

سوال های مرتبط

مامان liam مامان liam ۱ سالگی
مامان نی نی کوچولو مامان نی نی کوچولو ۱ سالگی
مامان شاهو مامان شاهو ۱۱ ماهگی
تاپیک آخری..
من از پنج ماهگی اجازه میدم پسرم گاهی تا ده دقیقه هم توی اتاقش گریه کنه و نق بزنه و اصلا سمت اتاقش هم نمیرم چرا که هم یاد میگیره خودش خودش رو آرام کنه(وقتایی که بهانه های الکی داره) ، هم خودش رو سرگرم کنه و هم صدا توی ساختمان نمی پیچه که مزاحم دیگران بشه.
اما وقتی به سمتش میرم دیگه با نگاه و بدنی عصبی و پر استرس نیستم و کاملا میتونم خوشحال باشم و براش وقت بذارم.
اصلا با این ترفند یاد گرفت خودش تنهایی و بدون بغل بخوابه و وقتی بیدار میشه تو تختش کلی وقت بازی کنه و بعد نق بزنه یا سرفه کنه 😁 که منو خبر کنه و حتی گاهی نزدیک به نیم ساعت تو اتاقش به تنهایی بازی کنه و سراغ من رو هم نگیره در حالی که الان وارد سن اضطراب جدایی شده؛ گرچه روزهای استثنا که نیاز به بغل و آرامش بیشتری داره هست اما بچه هم باید یاد بگیره خودش رو با شرایط خانه و پدر و مادرش وفق بده، حداقل برای چندماه دیگه که من باید برگردم سرکار یا همین الان که بیشتر عصرها پیشش نیستم.

اگر احساس عذاب وجدان نسبت بعضی از رفتارهایتان با بچه ها دارید حتمااا کتاب زیر رو مطالعه کنید. خیلی به حس آرامشتون کمک می کنه و خیلی دغدغه هارو از بین میبره و البته به من کمک کرد که چندان برای خرید اسباب بازی های مختلف چه اموزشی چه سرگرمی هزینه نکنم.
ببخشید پر حرفی کردم. 🙏🏻😅❤️

کتاب "تربیت فرزند به سبک فرانسوی"
#فرزند_پروری #نوزاد #پوشک #شیرخشک #نه_ماهگی #غذای_کمکی #روانشناسی
مامان علی مامان علی ۱۰ ماهگی
امروز حالم خوب نیست . دو روزه که حالم خوب نیست. دلم به شدددددت برای روزهای قبلم ، برای تعطیلی های بدون بچه تنگ شده . الان همه میان میگن ناشکری نکن.
من خدا رو شکر میکنم برای داشتن بچه ام. ولی این دلیل نمیشه که خسته نباشم . مخصوصا که پسرم دو روزه به خاطر دندونش که نیش زده فقط گریه میکنه و نق میزنه و از دیروز دائم بغلمه .شب هم که هر نیم ساعت یک ساعت بیدار میشه .
کسی رو هم ندارم که کمکم کنه ، پس حق دارم که خسته باشم، دلتنگ باشم، غمگین باشم ....
الان فقط نیاز دارم به امید ، به اینکه مامانای باتجربه بیان بگن میگذره، بچه ات بزرگ میشه، دیگه شب ها خودش میخوابه، خوش اخلاق میشه، میتونی باهاش بری بیرون .....
کلا برای منی که هفده سال کار کردم ، توی خونه حبس شدن بدترین بلایی بود که میشد سرم بیاد .... علی متاسفانه اصلاااااا توی کالسکه بند نمیشه . هر راهکاری هم بگید امتحان کردم، اسلاب بازی، شیشه شیر، توی خونه گذاشتم توی کالسکه چرخوندم و ....ولی فایده نکرد. توی صندلی ماشین هم که اصلاااا نمیشنه .کلا تا سوار ماشین میشیم نق و جیغ و گریه میکنه . بیرون رفتن خیلی سخت شده واسم .
کلا امروز حالم خوش نیست با بچه ام ......
همسرم هم سرکاره .
بگید که میگذره .....